هم‌افزایی تحول دیجیتال و فناوری‌های انقلاب صنعتی چهارم در ارائه‌ خدمات دیجیتال

فهرست:

تحول دیجیتال، به طور قابل توجهی بر حوزه‌های مختلف زندگی شخصی، اجتماعی و اقتصادی تأثیر می‌گذارد و از نظر بسیاری به عنوان مهم‌ترین تحول دهه‌های اخیر تلقی می‌شود. فناوری‌های صنعت 4.0 به‌عنوان محرک‌ها یا توانمندسازهای کلیدی تحول دیجیتال در نظر گرفته می‌شوند. در این مقاله، در مورد این‌که چگونه این فناوری‌ها به‌عنوان پیش‌نیاز، محرک‌ و توانمندساز باعث ایجاد پایداری محیطی و اجتماعی، رشد و تنوع شرکت‌ها، سفارشی‌سازی انبوه محصولات، یکپارچه‌سازی زنجیره تامین، افزایش کیفیت حکمرانی و ایجاد نوآوری‌ در تحول دیجیتال می‌شود، بحث می‌گردد. چالش‌های مربوط به پذیرش و اجرای موثر فناوری‌های صنعت 4.0  در تحقق تحول دیجیتال نیز بیان می‌گردد.

نوآوریها در فناوریهای دیجیتال تأثیر واضح و سودمندی بر شرایط فعلی بازار و پایداری آن دارند. زیرا این نوآوریها، کسبوکارها را مجبور میکنند که قابلیتهای دیجیتال را در همه جنبههای راهبردی و عملیاتی بهبود بخشند تا بتوانند  به شدت رقابتی باقی بمانند. ادغام این فناوریها میتواند پاسخی سریعتر، کارآمدتر و چابکتر به پویایی و پیچیدگی مسائل در حوزههای مختلف بدهد. به عنوان مثال در حوزهی صنعت، ادغام این فناوریها از طریق سیستمهای خودتنظیم مستقل، مبتنی بر حسگرها، یک فناوری نوآورانه است که با ایجاد پاسخ های قوی به چالشهای ناشی از مسائلی مانند عدم اطمینان محیطی، انقلابی چشمگیر در حوزه تجارت ایجاد کرده است. نوآوریهای فناوری در تحول دیجیتال، فرصتی را برای انتقال فرآیندهای اقتصادی به سطوح کیفی جدید مدیریتی فراهم میکنند [1].

در حال حاضر، پذیرش تحول دیجیتال و ادغام آن با انقلاب صنعتی چهارم، به دلیل نقش حیاتی آنها در افزایش کارایی سازمانی، پاسخگویی و رقابت پذیری، محبوبیت و اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. همچنین تحول دیجیتال و ادغام آن با فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم، انعطافپذیری کسبوکارها را در برابر تغییرات محیطی ارتقا میدهد [2].

با تحول دیجیتال، ارتباطات بین ماشین‌ها و انسان‌ها افزایش می‌یابد. تحول دیجیتال می‌تواند فرآیندها (و روال‌های روزانه) را با تبدیل وسایل معمولی به دستگاه‌های هوشمندی که می‌توانند برای ترکیب سیستم‌های پیشرفته مورد استفاده قرار گیرند، تحت تأثیر قرار دهد. به این ترتیب، می‌توان گفت تحول دیجیتال، یکپارچگی معماری و فرآیندهای تجاری را تسهیل می‌کند. تحول دیجیتال به زنجیره‌های تامین کسب‌و‌کار در جهت افزایش چابکی و پاسخگویی آن‌ها کمک می‌کند. داده‌های تولید شده در مورد ترجیحات مشتری از طریق فناوری‌های صنعت 4.0 مانند اینترنت اشیا (IoT)[1] و تجزیه‌وتحلیل داده‌های بزرگ (BDA)[2] و سفارشی‌سازی انبوه[3] را تسهیل می‌کند و به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا دغدغه‌ها، اولویت‌ها و نیازهای مشتریان را از طریق راه‌حل‌های نوآورانه‌ای که مطابق با آن‌ها طراحی شده است، برآورده کنند.  تحول دیجیتال نه تنها بخش‌های اساسی شرکت‌ها مانند تولید، فروش، نگهداری و خدمات را تغییر می‌دهد، بلکه روش‌های تعامل و ارتباط کارکنان و شرکا را نیز تغییر می‌دهد. با وقوع تحول دیجیتال، سیستم تصمیم‌گیری‌های پیچیده با یک سیستم تصمیم‌گیری بلادرنگ جایگزین شده و راه‌حل های هوشمندانه و به موقعی ارائه می‌دهد [1].

تحول دیجیتال و فناوری‌های صنعت 4.0، توجه دانشگاهیان، مدیران اجرایی و متخصصان در سراسر جهان را نیز به خود جلب کرده است. درک عمیقی وجود دارد که تحول دیجیتال صرفاً یک عبارت نیست، بلکه یک سیستم و مجموعه‌ای از فناوری‌های بسیار تحول‌آفرین[4] است که مدل‌های (کسب و کار) را نه تنها در صنایع، بلکه در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زندگی تغییر شکل داده است.  نوآوری‌های صنعت 4.0،  ارزش شرکت‌ها را در هر دو سطح راهبردی و عملیاتی افزایش می‌دهد. اثبات موفقیت یک شرکت در تطبیق دیجیتالی شدن در کار خود می‌تواند دلیلی برای جذب سرمایه‌گذاران و شرکای بیشتر باشد. با این حال، علی‌رغم ادغام گسترده فناوری‌های صنعت 4.0، تحقیقات در مورد پتانسیل آن‌ها برای تأثیرگذاری بر رقابت در سطوح شرکتی و تجاری هنوز در مراحل ابتدایی است [1].

علاوه بر این، محققان خاطرنشان کرده‌اند که دیجیتالی شدن، قوانین بازار را تغییر می‌دهد و تأثیر قابل‌توجهی بر تنظیم راهبردها دارد، نه تنها شرکت‌هایی را که قادر به سازگاری نیستند، بلکه کل بازار سنتی را نیز نابود می‌کند. با این حال، علی‌رغم این ادعاها، مفاهیم تحول دیجیتال برای راهبردهای شرکتی و تجاری هنوز موضوعی است که کمتر مورد تحقیق قرار گرفته است. بنابراین، نیاز مبرمی به تحقیق در مورد مفاهیم عملکرد تحول دیجیتال از دیدگاه راهبردهای اقتصادی و کسب‌وکاری وجود دارد. این مقاله، عملکرد و رقابت در حوزه‌های کسب‌وکار را با استفاده از لنز تحول دیجیتال مورد بحث قرار می‌دهد.

هدف این مقاله نه تنها افزایش درک از نقش فناوری‌های صنعت 4.0 در افزایش رقابت‌پذیری شرکت‌ها، بلکه ارائه بینش‌هایی به متخصصان برای کمک به ایجاد برنامه‌های بهتر برای ادغام این فناوری‌ها به‌منظور دستیابی به اهداف اجتماعی بیشتر است. همچنین، دستاوردهای اقتصادی و زیست محیطی تحول دیجیتال مطالعه می‌شود. این مقاله، از این جهت متفاوت است که به طور خاص بر اثرات افزایش عملکرد ادغام فناوری‌های صنعت 4.0  به عنوان یک توانمندساز، حامی و محرک تحول دیجیتال در راهبردهای تجاری و کسب‌وکاری در طیف گسترده‌ای از زمینه‌های صنعتی تمرکز می‌کند [1].

شکل 1 خلاصه‌ای از یافته‌ها را در رابطه با نقش تحول دیجیتال توانمند شده با صنعت 4.0 در تأثیرگذاری بر راهبردهای کسب‌وکار و همچنین توصیف چشم‌اندازها، ابزارها و چالش‌های کلیدی ارائه می‌کند [1]. در این شکل، فناوری‌های انقلاب صنعتی چهارم نظیر اینترنت اشیاء، بلاک‌چین، محاسبات ابری، هوش‌مصنوعی و تجزیه‌وتحلیل کلان‌داده‌ها نقش برجسته‌ای در تحول دیجیتال دارند.

اینترنت اشیاء یک فناوری خاص است که زندگی هوشمند را ممکن می‌سازد. هر دستگاهی که از فناوری حسگر هوشمند پشتیبانی می‌کند به عنوان یک دستگاه اینترنت اشیاء واجد شرایط است. هر شی، از جمله انسان، می‌تواند از طریق گوشی‌های هوشمند یا پوشیدنی‌ها در شبکه اینترنت اشیاء قرار بگیرد.

نقش اینترنت اشیاء در محیط‌های تولیدی و کسب‌وکاری را می‌توان به عنوان یک روش تولید پیشرفته برای تبدیل روش‌های تولید سنتی به دستگاه‌های تولید هوشمند توصیف کرد. این دستگاه‌های هوشمند به هم متصل خواهند شد و  با استفاده از حسگرها به صورت دیجیتالی با یکدیگر در تعامل خواهند بود. اینترنت اشیاء نشان‌دهنده نوآوری است که نحوه سازماندهی ما در محل کار و زندگی خانگی، نحوه حرکت در مسیرهای خود و استفاده از حمل ونقل و نحوه کنترل ماشین آلات صنعتی را تغییر داده است. داشتن قابلیت اینترنت اشیاء می‌تواند یک شرکت را قادر سازد تا از هوش مصنوعی، اتوماسیون، روباتیک، سیستم‌های جمع‌آوری داده‌ها و شبکه‌ها برای مهندسی پیشرفته استفاده‌ی کامل و جامع کند. با اینترنت اشیاء به‌عنوان یکی از راه‌حل‌های پیشرفته، می‌توان یک زیرساخت تولیدی قدرتمند، مشارکتی و آینده‌نگر ایجاد کرد که می‌تواند مزایای هزینه‌ای پایدار داشته باشد.  همچنین، اطلاعات مربوط به الگوهای خرید و مصرف مشتریان که از طریق حسگرها روی محصولات ادغام شده در اینترنت اشیا جمع‌آوری می‌شود ممکن است به درک بهتر و جامعی از ویژگی‌های مشتریان و سلایق، ترجیحات و الزامات آن‌ها منجر شود، بنابراین به شرکت‌ها کمک می‌کند تا راه‌حل‌های سفارشی و متمایز را برای نیازهای خود ارائه دهند [1].

بلاک‌چین ​​از اصول رمزگذاری تثبیت شده استفاده می‌کند و به عنوان یک مخزن برای اطلاعات تراکنشها عمل می‌کند و از طریق یک شبکه نظیر به نظیر[5] غیرمتمرکز، مستند و به اشتراک گذاشته می‌شود. همه شرکت‌کنندگان، یک نسخه از دفتر کل زنجیره دیجیتال را نگه می‌دارند و ورودی‌های جدید را با استفاده از یک پروتکل اجماع در این شبکه تأیید می‌کنند. بلاک‌چین ​​بر تبادل ارزش تمرکز دارد و ​​به‌ویژه برای شبکه‌های زنجیره تامین برای انجام و تأیید تراکنش‌ها برای سازمان‌ها و افراد بدون یک مرجع کنترل مرکزی مهم است.

بلاک‌چین ​​به دلیل ویژگی‌های بارز آن مانند اشتراک‌گذاری بی‌درنگ اطلاعات، امنیت سایبری، شفافیت، قابلیت اطمینان، ردیابی‌پذیری و قابلیت مشاهده نقش گسترده‌ای در صنایع مختلف دارد. علاوه بر این، پیگیری دقیق محصولات با کیفیت پایین و کمک به شناسایی تراکنش‌های اضافی آن محصولات، پتانسیل کاهش نیاز به کار مجدد را دارد که به نوبه خود استفاده از منابع و انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش می‌دهد. بلاک‌چین ​​ با تأیید وضعیت محصولات، نظارت بر موقعیت آن‌ها، و سایر عملکردهای مفید دید حداکثری در سراسر زنجیره تامین فراهم می‌کند و به کارایی زنجیره تامین، انعطاف‌پذیری، چابکی و همکاری در شرکت‌های تولیدی و سایر کسب‌وکارها کمک می‌کند. همچنین، بلاک‌چین می‌تواند با سایر فناوری‌های صنعت4.0 مانند اینترنت اشیاء تقویت شود و در نتیجه عملکردی در سطح عالی در هوشمندسازی کسب‌وکارها رقم بزند [1].

رایانش ابری به یک الگوی محاسباتی اشاره دارد که وظایف را بین مجموعه‌ای از دستگاه‌های متصل، برنامه‌ها و سرویس‌های مشترک که از طریق شبکه قابل دسترسی هستند، اختصاص می‌دهد. معمولاً این شبکه به هم پیوسته از سرورها و پیوندها به اصطلاح ابر نامیده می‌شود.

رایانش ابری، همراه با ابزارهای مدیریت داده‌های اینترنت اشیاء، محاسبات مه[6] و محاسبات لبه، از طریق امکان تبادل بی‌درنگ داده‌ها از طریق پلت‌فرم‌های مبتنی بر ابر، مه و یا لبه، نقش مهمی را در سازمان‌های بزرگ و جهانی ایفا می‌کند. در سازمان‌ها و کسب‌وکارهای بزرگ، شبکه‌ها به هم متصل می‌شوند و با هم کار می‌کنند و یک محیط چابک و مشارکتی ایجاد می‌کنند. پیاده‌سازی رایانش ابری شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا شبکه‌های زنجیره تامین خود را با سرعت بالا اجرا کنند و علی‌رغم سطوح مداوم نوسانات بازار، عملکرد موثری داشته باشند [1].

هوش مصنوعی برای طراحی و ساخت «ماشین‌های تفکر» شامل طیف وسیعی از فناوری‌های محاسباتی توانمند که برای تشخیص، یادگیری، تفکر و عمل به شیوه‌ای مناسب طراحی شده‌اند، ایجاد شد. از اواخر دهه 1970، هوش مصنوعی از طریق توانایی خود در شناسایی مدل‌های کسب‌وکار، یادگیری رفتارهای تجاری، جستجوی اطلاعات مرتبط و تجزیه و تحلیل داده‌ها به روش‌های هوشمند، به افزایش روش تصمیم‌گیری‌های تجاری توسط انسان‌ها و سطوح سودآوری ناشی از آن در حوزه‌های مختلف تجاری کمک کرد.

نقش عمیق هوش مصنوعی در کسب‌وکارها را در تقویت راهبردهای تامین مالی شرکت‌ها به حساب می‌آورند. به‌علاوه، استفاده از هوش مصنوعی تعداد خطاهای انسانی را به حداقل می‌رساند، آموزش رباتیک را امکان‌پذیر می‌کند، دقت را افزایش می‌دهد و حداکثر پاسخگویی و سازگاری با محیط خارجی را تضمین می‌کند [1].

تجزیه و تحلیل کلان‌داده به ارزیابی یا کشف بهتر جهان و در نتیجه ساده‌سازی تصمیم‌گیری، ارتباطات، هماهنگی و اقدام کمک می‌کند. حجم کلانی از داده‌های ساختاریافته و بدون ساختار ممکن است از منابع مختلف، از جمله رسانه‌های اجتماعی، ضبط‌های صوتی/ویدیویی، تعاملات آنلاین مصرف‌کننده و داده‌های دولتی باز به دست آیند. تجزیه و تحلیل این کلان‌داده‌ها می‌تواند در توانمندسازی کسب‌وکارها برای نشان دادن رفتار خود و کسب ارزش، به‌ویژه در فروش، خدمات مشتری، بازاریابی، نوآوری و ارتقاء، نقش مؤثری داشته باشد. کلان‌داده‌ها از تعامل آسان، علاوه بر ارتباطات چندطرفه پشتیبانی می‌کند. داده‌های مربوط به اقدامات کاربر آنلاین را می‌توان توسط سازمان‌های بازاریابی تحلیل کرد تا کسب‌وکارها الگوهای رفتاری مشتریان خود را بهتر درک کنند و آن‌ها را قادر می‌سازد تا با توجه به تنوع نیازها و ترجیحات خود، سفارشی‌سازی و تمایز را اعمال کنند [1].

در بخش بعدی به دستاوردهای راهبردی کسب‌وکارها در استفاده از این‌فناوری‌ها در پرتو تحول دیجیتال پرداخته می‌شود.

یکی از مهم‌ترین تحولات دهه‌های اخیر، ظهور اقتصاد دانش محور بوده است. شکل‌گیری اقتصاد دانش‌بنیان با دیجیتالی شدن شرکت‌ها، سازمان‌ها و مؤسسات همراه است. در چنین اقتصادی، اطلاعات و دانش، منابع کلیدی برای شکل‌گیری مزیت رقابتی هستند. توانایی فوق‌العاده برای جمع‌آوری، پردازش و استفاده از اطلاعات از محیط دیجیتال برای موفقیت در اقتصاد دیجیتالی مبتنی بر دانش بسیار مهم است [3].

دیجیتالی‌سازی توسعه شرکت‌ها و استارت‌آپ‌های جدید را ترویج می‌دهد، زیرا ایجاد یک شرکت برای کار در تجارت الکترونیک نسبتاً ساده و مقرون به صرفه است. برای توسعه‌ی سریع، حتی استارت‌آپ‌ها می‌توانند بین‌المللی شوند و این امر به بهترین شکل از طریق دیجیتالی کردن کسب‌وکار می‌تواند حاصل ‌شود.  کارایی دیجیتالی شدن در تقویت عملکرد صادرات تایید شده است. دیجیتالی شدن یکی از روندهای اصلی در توسعه مشاغل کوچک و متوسط ​​در طول همه‌گیری کرونا بود که پس از آن نیز باقی مانده است. دیجیتالی شدن یک محیط رقابتی جدید از طریق تحول راهبردها، مدل‌ها و فرآیندهای تجاری ایجاد می‌کند [3].

شرکت‌های فعلی می‌توانند از طریق تحول دیجیتال به پیشرفت‌های قابل توجهی به‌ویژه در سطوح بالای بازار دست یابند. در سراسر زنجیره تامین، دیجیتالی شدن و تحول دیجیتال، شرکت‌های موجود را متحول نمی‌کند، بلکه شرکت‌های دیجیتال جدیدی را ایجاد می‌کند. چنین شرکت‌هایی به طور اساسی با شرکت‌های موجود متفاوت خواهند بود، زیرا آن‌ها بیشتر مجازی خواهند بود. این شرکت‌ها نیازی به فضای فیزیکی برای کاربران ندارند، زیرا محصول در محیط‌های مجازی ایجاد و مصرف می‌شود. دیجیتالی شدن مدل‌های کسب‌وکار، در تمام جنبه‌های کار یک شرکت اعمال می‌شود: قیمت‌گذاری، مدیریت منابع، توسعه فرآیندهای حلقه بسته و تشکیل یک محیط دوستدار محیط زیست [3].

در [4] مدلی از تحول دیجیتال ارائه نموده‌اند که اغلب توسط شرکت‌ها استفاده می‌شود. این مدل شامل چهار مرحله است. مرحله اول شامل تعیین موقعیت فعلی و سطح دیجیتالی شدن شرکت بود. در مرحله دوم اهداف دیجیتالی شدن مشخص شد. مرحله سوم شامل تهیه نقشه راه برای دیجیتالی شدن و مرحله چهارم اجرای آن بود. این مراحل تا زمانی که سطوح مناسب دیجیتالی شدن محقق شود، تکرار خواهد شد. شرکت‌ها در سراسر جهان از فناوری‌های دیجیتال برای ایجاد سیستم‌های کارآمد، شفاف و انعطاف‌پذیر استفاده می‌کنند. در آینده، شرکت‌هایی با فرآیندهای تجاری مبتنی بر فناوری‌های دیجیتال دارای مزیت رقابتی خواهند بود. از این رو، هرچه دیجیتالی شدن زودتر اجرا شود، سود بیشتری نصیب شرکت خواهد شد. در زمینه صنعتی، پذیرش تحول دیجیتال به‌موقع، کارآمد و مؤثر با پذیرش و اجرای صنعت 4.0 همسو است. در ادامه به بررسی هر یک از دستاوردهای راهبردی کسب‌وکارها در پرتو تحول دیجیتال پرداخته می‌شود.

یک رویکرد سه گانه وجود دارد که تحول دیجیتال علاوه بر دستاوردهای اقتصادی، در به حداکثر رساندن دستاوردهای اجتماعی و زیست محیطی نیز موثر است و به یک عنوان یک مفهوم مرسوم و توانمندساز راهبردها در دوران مدرن تبدیل شده است. ادغام فناوری‌های صنعت 4.0  می‌تواند پایداری محیطی و اجتماعی را از طرق مختلف افزایش دهد [5].

پیگیری دقیق محصولات با کیفیت‌های مختلف و کمک به شناسایی تراکنش‌های اضافی محصولات با کیفیت پایین، پتانسیل کاهش نیاز به دوباره کاری را ایجاد می‌کند که به نوبه خود باعث کاهش اتلاف منابع و انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌شود. به عنوان مثال، سیستم‌های انرژی سنتی بر متمرکزسازی تکیه می‌کنند، اما یک شبکه سیستم قدرت که بر پایه فناوری بلاک‌چین ساخته شده است، ممکن است بتواند نیاز به انتقال نیرو در فواصل طولانی را کاهش دهد، در نتیجه بخش زیادی از انرژی هدر رفته مربوط به انتقال از راه دور را کاهش دهد که به نوبه خود مصرف منابع را کاهش می‌دهد [6].

به عنوان مثالی دیگر می‌دانیم که ادغام فناوری‌های صنعت 4.0 به پایداری زنجیره تامین می‌افزاید. فناوری بلاک‌چین  با ایجاد پایه‌ای برای زنجیره‌های تامین برای نقشه‌برداری و استفاده از طراحی، تولید و توزیع محصول با کربن کاهش‌یافته، می‌تواند به کاهش انتشار کربن در مسیرهای محصول کمک کند. با استفاده از فناوری بلاک‌چین، شناسایی ردپای کالاهای یک شرکت خاص آسان‌تر می‌شود و ممکن است به شناسایی سطح مناسب مالیات کربنی که از شرکت‌ها وضع می‌شود کمک کند تا از انتشار کربن جلوگیری شود. به‌طور مشابه، زمانی که محصولی با ردپای کربن زیاد، گران‌تر است، خریداران احتمالاً گزینه‌ای با ردپای کربن پایین‌تر خریداری می‌کنند. حفظ سوابق شفاف و دقیق از فرآیند تولید، اعتماد کاربران را افزایش می‌دهد تا بدانند محصولاتی که خریداری می‌کنند، معتبر هستند. ادغام تجزیه و تحلیل کلان داده‌ها و هوش مصنوعی می‌تواند قابلیت‌های اقتصاد دایره‌ای شرکت‌ها و پایداری جوامع را افزایش دهد [6].

بلاک‌چین در زنجیره توزیع محصولات و انرژی، ممکن است به جلوگیری از مصادره ناعادلانه ثروت توسط افراد، دولت‌ها یا نهادهای فاسد نیز کمک کند و امنیت جهت رسیدن به پایداری اجتماعی حفظ شود. لذا تحول دیجیتال و استفاده از فناوری‌های صنعت 4.0 نظیر بلاک‌چین سبب می‌شود که در بیشتر سیستم‌های توزیع، هم از نظر زیست محیطی و هم از نظر اجتماعی نسبت به حالت سنتی، پیشرفت و پایداری مناسبی ایجاد شود [6].

کسب‌وکارها برای تحقق رشد و گسترش مطلوب در بازار رقابتی، به‌ویژه در سطح جهانی، باید با سرعت تکامل سریع فناوری همگام شوند. تحول دیجیتال در امکان بین‌المللی‌سازی سریع، که در بازار جهانی بسیار پویا در این عصر سیلیکونی حیاتی است، بسیار اثربخش است. همچنین اثربخشی دیجیتالی شدن، در تقویت عملکرد صادرات نیز تأیید شده است [7].  فناوری‌های صنعت 4.0 نقش مهمی در گسترش و رشد بین المللی کسب و کارها نیز ایفا کرده است. با ادغام فناوری‌های نوظهور مانند روباتیک، هوش مصنوعی و تجزیه و تحلیل کلان‌داده‌ها، شرکت‌ها می‌توانند اتوماسیون فرآیند کسب‌وکار و تجزیه و تحلیل نیازهای بازار را تقویت کنند، که در شناسایی و تحقق فرصت‌های رشد و گسترش قوی مؤثر است.

فناوری‌های جدید کسب مجموعه جدیدی از دانش و مهارت‌ها را در کسب‌وکارها امکان‌پذیر می‌سازد، که توانایی کسب‌وکارها را برای ایجاد رقابت قوی در بازار بین‌المللی افزایش می‌دهد. استفاده از فناوری‌های صنعت 4.0 برای تنوع بخشیدن به عملیات تجاری-محور مفید است. سازمان‌ها به طور فزاینده‌ای اهمیت فناوری‌های صنعت 4.0 را برای توانمندسازی مدیریت پورتفولیو و پیش‌نویس راهبردهای تجاری مناسب تشخیص می‌دهند. مدیریت پورتفولیو از فرمول‌بندی اکوسیستم کسب‌وکار متنوع، اجرای هم‌گرایی فناوری، پیوند دادن محیط فیزیکی، تهیه پیش‌نویس مدل کسب‌وکار مجازی و معرفی سطوح نوآوری مؤثر به سبد محصولات موجود پشتیبانی می‌کند. فناوری‌های صنعت 4.0 همچنین از تغییر مدل‌های تجاری دیجیتالی و نوآورانه، بهینه‌سازی فرآیند سرمایه‌گذاری فناوری و مدیریت چالش‌های نیروی کار پشتیبانی می‌کند. با این حال، پتانسیل واقعی انقلاب صنعتی از طریق فناوری‌های صنعت 4.0  تنها با انطباق موفقیت آمیز با پویایی محیطی رو به رشد در بازار جهانی قابل استفاده است.

حکمرانی، چه در سازمان‌های سلسله مراتبی و چه در سازمان‌های ترکیبی، به این بستگی دارد که چه کسی قوانین را ایجاد و اعمال می‌کند. کیفیت هر سیستم حکومتی به طور کلی از طریق چهار رکن مشخص می‌شود: شفافیت، پاسخگویی، انصاف و استقلال [8].

تحول دیجیتال و ادغام فناوری‌هایی مانند بلاک‌چین از طریق افزایش شفافیت و مسئولیت‌پذیری به بهبود کیفیت حکمرانی در سطوح خرد یا کلان سازمانی کمک می‌کند. به طور کلی، فناوری بلاک‌چین  دو مؤلفه اساسی را در قالب شفافیت، از طریق ابزاری قابل تأیید برای ردیابی تراکنش‌ها و اعتماد، از طریق تغییرناپذیری چنین تراکنش‌هایی به طرف‌هایی که به دنبال انجام معاملات یا قراردادهای دیگری هستند، ارائه می‌کند. اثربخشی حاکمیت (شرکتی) شرکت‌های کوچکتر یا بزرگ‌تر تا حد زیادی به رفتار مدیران بستگی دارد، که ممکن است در مواقعی با منافع مالک/سهام‌دار هماهنگ نباشد و باعث مشکلات نمایندگی شود. فناوری‌های بلاک‌چین  راه‌حلی برای معضل و هزینه‌های مرتبط با آن‌ها ارائه می‌کنند. در واقع، اگر قراردادهای هوشمند ارتباطات بین سهامداران و اعضای هیئت مدیره را در دنیای بلاک‌چین ارتقا دهند، مسئولیت پذیری و اعتماد ایجاد می‌شود و هزینه نمایندگی را کاهش می‌دهد. بلاک‌چین  به طور اساسی بر تعادل قدرت بین مدیران، بین مدیران و سهامداران تأثیر می‌گذارد و در نتیجه بهبود کیفیت حکمرانی اتفاق می‌افتد [8].

روش‌های سنتی جمع‌آوری، گزارش و تحلیل داده‌ها به زمان بیشتری نیاز دارند و گران‌تر هستند. با این حال، با استفاده از ابزار کلان داده، صرفه جویی قابل توجهی در هزینه و زمان تصمیم‌گیری امکان پذیر است. علاوه بر این، استفاده از داده‌های بلاک‌چین تولید شده برای تصمیم گیری‌های بهتر، هوشمندانه‌تر و پاسخگوتر ممکن است کیفیت حاکمیت را بیشتر افزایش دهد. بلاک‌چین همچنین ثابت کرده است که آخرین راه‌حل برای مسئله شفافیت سرتاسر در زنجیره تامین است، هدفی که اکنون حتی بیشتر از قبل مرتبط است.

امنیت تقویت شده بلاک‌چین مزیت بیشتری برای استفاده از این فناوری در زنجیره تامین فراهم می‌کند، زیرا مقاومت بیشتری در برابر دستکاری، کلاهبرداری و جرایم سایبری ارائه می‌دهند. به محض ورود اطلاعات به زنجیره، آن اطلاعات غیر قابل تغییر خواهند شد. آنچه این تغییر ناپذیری را ممکن می‌سازد، ویژگی‌های اجماع پراکنده این فناوری است، که در آن تنها یک نسخه از داده‌ها که درست و تأیید شده است در بین همه شرکت‌کنندگان در زنجیره ذخیره می‌شود. دقت و تغییر ناپذیری نه تنها نوآوری فنی است، بلکه سازوکار جدیدی برای اطمینان در سیستم‌های اقتصادی است. در سیستم‌های اقتصادی، بدون یک واسطه قابل اعتماد، دو طرف که به یکدیگر اعتماد ندارند نمی‌توانند اعتماد ایجاد کنند. از آنجایی که هیچ اطلاعاتی در بلاک‌چین قابل تغییر نیست، مگر اینکه بازیگران مجاز توافق کنند، در سطح کلان سازمانی،  استفاده از بلاک‌چین  ممکن است به جلوگیری از مصادره ناعادلانه ثروت افراد توسط افراد، دولت‌ها یا نهادهای فاسد کمک کند. علاوه بر این، فناوری بلاک‌چین  این توانایی را دارد که بازیکنان سرکش را از فعالیت بازدارد و همچنین طرف‌های گناهکار را در قبال اعمال ناشایست خود چه از نظر اجتماعی و چه فردی مسئول و پاسخگو می‌داند. در نهایت، بلاک‌چین‌ها می‌توانند عمیقاً به بازیابی کالاهای دزدیده شده و جلوگیری از فعالیت های مالی غیرقانونی یا متقلبانه کمک کنند [8].

دوباره‌سازی سازمانی عبارت است از بازگرداندن عملیات یا کارکردها از کشوری دیگر برای اجرای داخلی توسط یک شرکت در کشور خود. چندین عامل انگیزه‌ی شرکت‌ها را برای دوباره‌سازی سازمانی تحریک می‌کنند. این عوامل به ریسک‌ها و عدم‌قطعیت‌ها، زیرساخت‌ها، هزینه‌ها، سهولت انجام کسب‌وکار و اولویت‌های رقابتی مربوط می‌شوند.

مثلا تحت تأثیر شیوع بیماری‌ همه‌گیر جهانی، نیاز فزاینده به دوباره‌سازی سازمان‌ها کانون بحث بوده است. فناوری‌های صنعت 4.0 جایگزینی برای به حداقل رساندن هزینه‌های نیروی کار ارائه می‌دهند. فنا‌وری‌های صنعت 4.0 فرآیندهای تولید را خودکار می‌کنند و هزینه‌های مربوط به نیروی کار را حذف می‌کنند، که شرکت‌ها را برای دوباره‌سازی سازمانی تشویق می‌کنند [9]. علاوه بر این، فنا‌وری‌های صنعت 4.0 می‌تواند منجر به تهیه و تحویل سریع مواد خام شود، که مزایای آن می‌تواند بسیار بیشتر از هزینه‌های پایین نیروی کار باشد و در نتیجه شرکت‌ها را وادار به تجدید فعالیت‌های خود کند [9]. علاوه بر این، فنا‌وری‌های صنعت 4.0  قابلیت نوآوری در زنجیره تامین را افزایش می‌دهد، در نتیجه ریسک‌های زنجیره تامین را به حداقل می‌رساند، که عاملی حیاتی است و شرکت‌ها را برای تصمیم‌گیری مجدد ترغیب می‌کند. هدف استفاده از فنا‌وری‌های صنعت 4.0 کاهش هزینه‌های هماهنگی زنجیره تامین داخلی است. علاوه بر این، فناوری‌های انقلاب صنعتی چهارم این امکان را برای کسب و کارها فراهم می‌کنند که نیروی کار را جایگزین سرمایه کنند. همچنین شرکت‌ها را تشویق می‌کنند تا در صورت تمایل قوی بهبود کیفیت، به خانه منتقل شوند و هماهنگی را برای ایجاد کارایی بهبود می‌بخشند.

سفارشی‌سازی انبوه از همگرایی محصولات و فرآیندها پشتیبانی می‌کند و روند تولید را از تولید در مقیاس بزرگ به تولید و بازاریابی سفارشی تغییر می‌دهد [10]. سفارشی‌سازی کالاها، خدمات و/یا تولید ارزش بالایی دارد و در نتیجه در کشورهای توسعه یافته رایج‌تر است. اینترنت اشیاء دقت را در تجزیه و تحلیل و تشخیص رفتارهای خاص مشتری بر اساس تجزیه و تحلیل پنهان از محصولات به هم پیوسته افزایش می‌دهد. اطلاعات جمع‌آوری‌شده توسط حسگرها بر روی محصولات  در اینترنت اشیاء به الگوهای خرید و استفاده مشتریان مربوط می‌شود و می‌تواند برای ارائه درک بسیار دقیق‌تر و جامع‌تری از ویژگی‌های مشتریان و سلیقه‌های آن‌ها تجزیه و تحلیل شود [10]. علاوه بر این، هر روز، شرکت‌های موتور جستجو مقادیر زیادی داده را به دست می‌آورند و آن‌ها را با مشتریان خود به اشتراک می‌گذارند [10]. همچنین، حجم زیادی از داده‌های ساختاریافته و بدون ساختار نیز ممکن است از رسانه‌های اجتماعی، ضبط‌های صوتی و تصویری، ایمیل‌ها، داده‌های دولتی باز، خرید آنلاین و غیره وارد شوند و بینش‌های مفیدی را در مورد الگوهای رفتار مصرف‌کننده به دست آورند. استفاده از تجزیه و تحلیل داده‌های بزرگ، همچنین ممکن است به محصولات، ابزارها، ترفندها و شگردهای شخصی‌سازی شده و متناسب تر برای مصرف کنندگان و متخصصان منجر شود. به عنوان مثال، عملکرد برتر نتفلیکس نسبت به رقبای خود، مانند آمازون پرایم، ستاره داغ و دیزنی، تا حدی می‌تواند به سرمایه گذاری و عملکرد برتر آن‌ها نسبت داده شود که مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر تجزیه و تحلیل داده‌های بزرگ را فعال کرده است. تجزیه و تحلیل داده‌های کلان به کسب وفاداری پایدار مشتری به محصولات یک شرکت کمک می‌کند. زیرا تجزیه‌و تحلیل کلان‌داده‌ها، درک عمیق‌تری از نیازها، ترجیحات و رفتارهای در حال تغییر مشتری‌ها در طول چرخه زندگی آن‌ها به شرکت‌های تولیدکننده محصول ارائه‌ می‌دهد.

درک ترجیحات و سلایق مشتری در رابطه با یک محصول یا خدمات جدید ضروری است زیرا کمک می‌کند تا اطمینان حاصل شود که ابزارهای ارتباطات و مدیریت روابط مرتبط هستند [10]. این داده‌ها همچنین ممکن است اطلاعات مفیدی را برای مدیریت ارشد و تیم‌های فنی/عملیاتی فراهم کند تا اطمینان حاصل شود که فرآیندهای عملیاتی شرکت بر اساس بودجه است و متمرکز و هدفمند براساس نیازهای اصلی شرکت است [10].

پذیرش تحول دیجیتال و صنعت 4.0 باعث بهبود نوآوری‌های فنی، اقتصادی و تجاری در سطح سازمانی شده است. ترکیبی از این نوآوری‌ها برای دستیابی به مزیت رقابتی کسب‌وکار ضروری است. تحول دیجیتال و در نتیجه فناوری‌های صنعت 4.0 می‌توانند عملکرد کسب‌وکار را در سطح راهبرد با افزایش خلق ارزش، چابکی و مزیت رقابتی بهبود دهند. این فناوری‌ها همچنین ظرفیت کسب‌وکار را برای ایجاد و ارائه محصولات سفارشی افزایش می‌دهند. مجریان[7] فناوری‌های صنعت 4.0 می‌توانند محصولات و خدمات با کیفیت بالاتر و همچنین بهبود ظرفیت کلی برای رفع نیازهای مصرف‌کننده تولید کنند. همچنین باعث افزایش رقابت تجاری شده و مدیریت شرکت را ملزم به تلاش مجدانه برای شناسایی بهترین رویکرد برای بقا می‌کند، در حالی که همچنان اهداف مدیریتی شرکت (سود، سهم بازار و رشد در میان سایر رقبا) را برآورده می‌کند [11].

صنعت 4.0 منبع مهمی برای القای نوآوری، افزایش صادرات و ایجاد شغل است. نوآوری به قالب‌بندی مجدد موثر مدل‌های کسب و کار کمک می‌کند، رقابت را افزایش می‌دهد و ساختار کاری انعطاف پذیر را تضمین می‌کند. به عنوان مثال فناوری تجزیه و تحلیل کلان داده‌ها ممکن است جرقه نوآوری‌های مدل کسب‌وکار را، به‌ویژه در زیست‌بوم‌های کسب‌وکار دیجیتال، ایجاد کند. ادغام فناوری‌های صنعت 4.0  در زنجیره تامین می‌تواند به بهبود عملکرد نوآوری منجر شود. به طور خلاصه، نوآوری‌های موجود در تحول دیجیتال که توسط فناوری‌های صنعت 4.0 تقویت شده‌اند، فرصتی را برای انتقال فرآیندهای اقتصادی به سطوح کیفی جدید مدیریت فراهم می‌کنند [11].

دیجیتالی شدن به طور فزاینده‌ای شبکه‌های تولید و زنجیره‌های تامین را به زیست‌بوم‌های بسیار یکپارچه تبدیل کرده است و با ارائه راه‌حل‌های با کیفیت بالا برای نیازهای پویای مشتریان، خدمات را کارآمدتر، انعطاف پذیرتر و نوآورانه‌تر کرده است. انتظار می‌رود که ادغام فناوری‌های صنعت 4.0، عملیات و عملکرد (افزایش ارزش) زنجیره‌های تامین را تقویت کند. در مدیریت زنجیره‌ی تامین، اهمیت تحول دیجیتال در چهار حوزه مطرح می‌شود:

1- افزایش دید و قابلیت ردیابی

2- دیجیتالی‌سازی زنجیره تامین

3- حفاظت از داده‌ها

4- تجارت هوشمند

 فناوری بلاک‌چین  همچنین بهره‌وری زنجیره‌ی تامین را با امکان اجرای قراردادهای هوشمند بین شرکای زنجیره تامین افزایش می‌دهد. بُعد امنیت سایبری تحول دیجیتال، تراکنش‌های ایمن را ارائه می‌دهد و اعتماد را در بین ذینفعان زنجیره تامین افزایش می‌دهد. از این رو، ثبت ایمن اطلاعات و تغییر ناپذیری داده‌ها، باعث شده حریم خصوصی و اعتماد درون سازمانی از طریق یک ترفند مقرون به صرفه افزایش یابد. مجازی‌سازی فعالیت‌های زنجیره تامین، با ادغام فناوری‌های نوظهور صنعت 4.0،  امکان همکاری روان بین شرکتی و همچنین دسترسی بی‌درنگ به جزئیات فرآیند یا محصول را برای همه طرف‌های درگیر در سیستم فراهم می‌کند [12].

سازمان‌ها باید به دقت عدم قطعیت‌ها، مشکلات و چالش‌های ذاتی را در هنگام پذیرش فناوری‌‌‌های پیش‌ران تحول دیجیتال درک کنند، زیرا دیجیتالی شدن و در نتیجه پذیرش  صنعت 4.0 می‌تواند عواقب نابرابر برای تجارت داشته باشد [13]. پذیرش و اجرای فناوری‌های صنعت 4.0 در یک شرکت، کار را برای شرکای زنجیره ارزش بالادستی (تامین کنندگان) و پایین دستی (مشتریان) جذاب و مطلوب می‌کند. چالش‌های کلیدی در پذیرش و اجرای فناوری‌های پیش‌ران تحول دیجیتال را می‌توان به صورت زیر بیان کرد: 1- سهامداران باید برای این تغییر پارادایم جهت ارائه‌ی محصولات و خدمات آماده شوند، 2- منابع مالی جهت وقوع تحول دیجیتال تامین گردد، 3- زیرساخت مناسب ارتباطات و فناوری اطلاعات جهت پیش‌برد تحول دیجیتال ایجاد گردد، 4- افراد و سازمان‌ها باید آماده پذیرش تحول دیجیتال باشند، 5- اکوسیستم حمایتی از تحول دیجیتال باید ایجاد شود، 6- کارمندان نسبت به این تحول خوش‌بین باشند و هوش دیجیتال خود را تقویت کنند، 7- سازمان‌ها نیز به عنوان پیش‌ران در اجرای فناوری‌های تحول دیجیتال وارد عمل شوند و امنیت آن‌ها باید حفظ شود [13]. با وجود چالش‌های متعدد در تحقق تحول دیجیتال، اما شاهد رشد بازار تحول دیجیتال در جهان در سال‌های آتی خواهیم بود [14]. در شکل 2، میزان بازار تحول دیجیتال در دنیا در سال‌های 2022، 2023 و پیش‌بینی از  سال 2030 برحسب بیلیون دلار نمایش داده شده است که رشد 24/1 درصدی  بازار تحول دیجیتال در دنیا تا سال 2030 را شاهد خواهیم بود. 

پیشرفت در تحول دیجیتال و در نتیجه پذیرش و اجرای گسترده فناوری‌های انقلاب صنعتی چهارم به‌طور بنیادی فرآیندها و روال‌های کسب‌وکار سنتی را به زنجیره‌های ارزش مجازی که با دیجیتالی‌سازی قدرت می‌یابند، تبدیل می‌کند. اگرچه بسیاری از سازمان‌ها ابتکارات مختلفی را برای استفاده از فناوری‌های دیجیتال راه‌اندازی کرده‌اند و بسیاری از مطالعات تأثیر آن‌ها را بر عملیات‌ها بررسی کرده‌اند، اما مطالعات محدودی در مورد نقش جنبه‌های خاص فناوری‌های صنعت 4.0 به‌عنوان پیشران و محرک تحول دیجیتال انجام شده است. فناوری‌های پیشرو مانند هوش مصنوعی، تجزیه و تحلیل کلان داده، اینترنت اشیاء و فناوری بلاک‌چین در توانمندسازی، پشتیبانی و یا هدایت انتخاب راهبردهای کسب‌وکاری نقش مهمی دارند. این فناوری‌ها پیامدهای قوی برای راهبردهای کسب‌وکاری دارند که در این مطالعه به بررسی این پیامدها پرداخته شده است. به صورت خلاصه می‌توان نتیجه گرفت که شرکت‌های دارای ظرفیت باید از تحول دیجیتال و پیشرفت‌های فناوری‌ها در اتوماسیون، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، روباتیک و یادگیری ماشینی برای بهبود همکاری در همه سطوح – افقی و عمودی، خارج شرکت و داخل شرکت- استفاده کنند.

منابع


پی‌نوشت

[1] Internet of Things

[2] Big Data Analytics

[3] mass customization

[4] disruptive

[5] Peer to peer

[6] Fog Computing

[7] Implementers

مقالات مشابه

ابزار

ماژول‌های سخت‌افزاری ProMake

ProMake یک مجموعه ماژولار از بردهای توسعه و ماژولهای سخت افزاری است که توسط شرکت Easylor طراحی و تولید شده اند. در شکل معماری کیت آموزشی اینترنت اشیاء نمایش داده

پیمایش به بالا