همکاری فناورانه اپراتور با استارتاپ‌ها‌

فهرست:

در سالهای اخیر با رقابتی شدن فضای کسبوکار، کوتاه شدن چرخه عمر و تخصصی شدن فناوریها، بسیاری از شرکتها به سمت تحقیق و توسعه و خلق ارزش از طریق نوآوری، رهنمون شدند. از سوی دیگر، با توجه به تخصصی شدن حوزههای دانشی و توزیع نابرابر منابع، بسیاری از شرکتها به همکاری فناورانه با یکدیگر روی آوردهاند. همکاریهایی که در چارچوب نوآوری باز، به معنای استفاده از منابع بیرون از شرکت برای نوآوری، تعریف میشوند

از سوی دیگر، در فناوری متحول‌ساز 5G که مصرف‌کنندگان را با قابلیت‌های اتصال سریع، قابل اطمینان بالا و تاخیر ناچیز، روبرو می‌کند، اپراتورها و ارائه‌دهندگان این شبکه، نقشی کلیدی در گسترش گزینه‌های مصرف و افزایش جریان‌های درآمدی خواهند داشت. آن‌ها باید شروع به کشف این فرصت‌های جدید کرده و ضمن کار بر روی مرزهای دانش و فناوری، با شرکا و بازیگران زیست‌بوم همکاری فناورانه داشته باشند. همکاری فناورانه با استارتاپ‌ها نوعی از این دست همکاری‌هاست که طی پنج سال گذشته از سوی اپراتورها و وندورهای جهانی پیش گرفته شده تا به تولید محصولات نوآورانه و ایجاد ارزش برای مصرف کنندگان 5G و در نهایت توسعه کسب و کار مشترک منجر شود.

در این مطلب، ضمن بیان مفهوم همکاری‌های فناورانه شرکت‌ها و استارتاپ‌ها، مدل‌های همکاری و چالش‌ها و راهکارهای این امر در ایران، به مرور چند تجربه موفق جهانی از همکاری فناورانه اپراتورها و شرکت‌های مخابراتی جهان با استارتاپ‌ها در حوزه فناوری 5G پرداخته شده است.

شرکت‌های بزرگ معمولاً به‌دلیل مدل‌های کسب‌وکاری مستحکم و مستقر خود، به سختی می‌توانند با نیازهای در حال تغییر مشتریان و آخرین روندهای فناوری همراهی کنند. کسب‌وکارهای موفق تشخیص داده‌اند که راه‌حل، نوآوری باز است. هدف نوآوری باز استفاده از منابع داخلی و خارجی برای ارائه فرصت‌ها و راه‌حل‌های جدید تجاری است. به عبارت دیگر، این راهبرد نوآوری می‌خواهد از مرزهای داخلی شرکت فراتر رود تا فرصت‌های سرمایه‌گذاری‌ جدید را کشف کند. فرصت‌هایی که عمدتاً از هم‌افزایی بین شرکت‌کنندگان داخلی و خارجی شرکت در فرآیند نوآوری سرچشمه می‌گیرد.

در این میان، دو دسته از شرکت‌ها، یعنی شرکت‌های بزرگ و شرکت‌های نوپا یا استارتاپ‌ها به‌واسطه ویژگی‌ها، قابلیت‌ها و منابعی که در اختیار دارند، تمایل بیشتری به همکاری با یکدیگر دارند. شرکت‌های استارتاپی از انعطاف‌پذیری برخوردارند و معمولاً از نظر دانشی به‌روز هستند، اما منابع مالی و دسترسی به شبکه‌های توزیع محدودتری دارند. در مقابل، شرکت‌های بزرگ با وجود دسترسی به منابع مالی و شبکه‌های توزیع، انعطاف‌پذیری لازم برای پاسخگویی سریع و به‌موقع به نیازهای بازار را ندارند. در مجموع به نظر می‌رسد این دو دسته شرکت، نیازمند همکاری نامتقارن با یکدیگر هستند. همکاری نامتقارن به معنی همکاری‌هایی است که طرفین همکاری از نظر منابع، اندازه و تجربه کسب‌وکار با یکدیگر برابر نیستند.

بر اساس مرور ادبیات، انواع قراردادهای شامل قرارداد تحقیق و توسعه مشترک، قرارداد مبادله فناوری و دیگر جریان‌های فناوری از قبیل اعطای لیسانس را می‌توان همکاری فناورانه نامید. در تعریف دیگری منظور از همکاری فناورانه آن دسته از همکاری‌هایی است که حداقل بخشی از آن شامل فعالیت‌های نوآورانه یا انتقال فناوری است و شامل مدل‌هایی مانند سرمایه‌گذاری مشترک، تحقیق و توسعه مشترک، سرمایه‌گذاری حداقلی سهام، اتحادهای استراتژیک شامل اعطای لیسانس و قراردادهای تحقیق و توسعه است.

پنج مدل معروف همکاری فناورانه با استارتاپ‌ها از دیدگاه شرکت‌های بزرگ بر اساس توصیه‌های سال 2018 مجمع اقتصاد جهانی (WEF) وجود دارد [1]:

فرایند همکاری در این مدل، بدین صورت است:

  •   یک استارتاپ با طرحی نوآورانه و یا ایده‌ای جدید، برای همکاری با شرکت بزرگ پیش قدم می‌شود. البته عکس این حالت هم وجود دارد و ممکن است که یک شرکت بزرگ با توجه به نیاز خود، باب همکاری با یک استارتاپ فعال در آن حوزه را باز کند؛
  •   دو طرف با استفاده از منابع شرکت بزرگ، مهارت، دانش و قابلیت‌های فناورانه استارتاپ، بر ایجاد ارزش تجاری مستقیم، تمرکز می‌کنند؛
  •   شرکت بزرگ در مجموعه فرآیندهای داخلی کسب‌وکار خود، از محصول و نوآوری توسعه‌یافته در استارتاپ استفاده کرده یا مجدداً آن را به فروش می‌رساند.

موفقیت در همکاری مستقیم، نه‌تنها به مدیران توانمند برای ریسک و ایجاد انگیزه‌ نیاز دارد، بلکه به سطح مناسبی از دانش و قابلیت‌های فناورانه در شرکت بزرگ هم وابسته است. اینجا است که مدل «واحد نوآوری داخلی»، به عنوان دومین مدل همکاری فناورانه مطرح می‌شود. این مدل، به‌طور خاص سعی دارد تا محدودیت ناشی از کمبود دانش فناورانه را رفع کند.

هدف از این اقدام، در درجه اول همگام‌ کردن کلیه فعالیت‌های نوآوری در سطح شرکت و تضمین جلب سرمایه داخلی و سپس ایجاد یک مجرای مجزا و یکپارچه برای هدایت همکاری‌های فناورانه با استارتاپ‌ها و شرکت‌های نوآور است.

  • واحد نوآوری، از کانال‌های مختلفی برای جذب استارتاپ‌های مناسب استفاده می‌کند که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:
  •  تعامل با  شتاب‌دهنده‌ها و مراکز رشد مستقل برای شناسایی استارتاپ‌ها؛
  •  گردآوری اطلاعات از فرآیند سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر شرکت؛
  •  رویدادها و نمایشگاه‌های صنعتی برگزار شده به‌ویژه با موضوعات فناورانه؛
  •  مراودات شفاهی و غیررسمی.

واحد نوآوری تأسیس شده، بر نیازمندی فناورانه مطرح بین یکی از بخش‌های شرکت و ایده نوآورانه استارتاپ به‌عنوان دو طرف همکاری مشترک نظارت کرده و آن را به سمت واحدهای کسب‌وکار مناسب هدایت می‌کند، تا ادغام فنی آن تسهیل شده و تجاری‌سازی ایده در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام شود.

مراکز رشد، نهادهایی متخصص در حوزه نوآوری و توسعه فناوری محسوب می‌شوند که با حمایت از استارتاپ‌ها و صاحبان ایده، فرآیند راه‌اندازی کسب‌وکار و توسعه آن را تسریع می‌کنند.

این مفهوم، عموماً به مجموعه نهادهای وابسته به دولت (مانند پارک‌های علم و فناوری) اطلاق می‌شود. اما با توجه به کارکرد مراکز رشد و در توسعه و تجاری‌سازی ایده‌های فناورانه، یک شرکت فناور بزرگ نیز می‌تواند اقدام به راه‌اندازی مرکزی تحت عنوان مرکز رشد فناوری کرده و پشتیبانی و حمایت مالی از ایده‌های نو را بر عهده گیرد. بر این اساس:

  •   شرکت بزرگ فناور، یک مرکز رشد شرکتی را به‌عنوان نهادی مجزا تأسیس کرده و آن را تحت حمایت مالی قرار می‌دهد؛
  •  مرکز رشد، استارتاپ‌هایی را که فناوری‌های آن‌ها به صورت گسترده‌ای با راهبردهای کسب‌وکار شرکت تطابق دارد شناسایی و جذب می‌کند و مجموعه‌ای از منابع و امکانات شامل فضای اداری، منابع محاسباتی و عملیاتی، مربی‌گری و آموزش و تأمین مالی را برای آن‌ها فراهم می‌کند؛
  •  در صورتی که یکی از استارتاپ‌های پذیرش شده، نوآوری خاصی را توسعه دهد که برای ادغام در فعالیت‌های تجاری موجود یا آتی شرکت به اندازه کافی توجیه داشته باشد، شرکت مشتری آن خواهد شد.

مدل دیگر همکاری فناورانه بین شرکت‌های بزرگ و استارت‌آپ‌ها، تأسیس یک شرکت زیرمجموعه از سوی شرکت بزرگ است که به توسعه نوآوری‌های مدنظر شرکت مادر می‌پردازد. در این حالت:

  •  مدل‌های کسب‌وکار جدیدی که با فناوری‌های فعلی شرکت امکان اجرا و پیاده‌سازی ندارند، شناسایی و برای نمونه‌سازی سریع و ایجاد یک نمونه اولیه یا حداقل محصول پذیرفتنی (MVP)، به شرکت تابعه محول می‌شود.
  •  در مرحله بعدی، شرکت تابعه خود یک استارتاپ خارجی را به‌عنوان بهترین شریک شناسایی نموده و به کمک این استارتاپ، حداقل محصول پذیرفتنی را توسعه می‌دهد. البته شرکت تأسیس شده، وظیفه شناسایی استارتاپ‌های نوظهور با مدل کسب‌وکار جدید که می‌توانند از دسترسی به منابع شرکت بزرگ فناور، سودآوری دوجانبه برای خود و شرکت بزرگ داشته باشند را نیز بر عهده دارد.

شاید این مدل را بتوان نقطه بلوغ فعالیت‌های همکاری فناورانه در شرکت‌های فناور دانست. در این حالت:

  •  شرکت بزرگ فناور اقدام به راه‌اندازی یک هیئت مشترک متشکل از قهرمانان نوآوری داخل شرکت، نماینده‌های هیئت‌مدیره شرکت و کارآفرینان خارجی می‌کند. این هیئت، یک تحلیل راهبردی سریع انجام داده و فرصت‌ها و تهدیدهایی را که شرکت نمی‌تواند با ساختار کنونی خود به آن‌ها دست یافته و نیازمند نوآوری جدیدی (مثلاً یک نوآوری دیجیتالی قابل‌ملاحظه) است شناسایی می‌کند.
  •  پس از شناسایی فرصت‌ها، شرکت با استفاده از بودجه نوآوری و تحقیق و توسعه خود، به سرعت (بین 6 تا 12 هفته) مناسب بودن برای رشد و توسعه مدل کسب‌وکار، همسویی راهبردی و نیازمندی‌های سرمایه‌ای این نوآوری‌ها را ارزیابی می‌کند. در کنار این موضوع، امکان‌پذیری فنی و جذابیت اولیه نوآوری برای مشتریان شرکت نیز، مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت، تصمیم گرفته می‌شود که این نوآوری توسعه پیدا کند یا خیر.
  •  در گام بعدی، برای هر یک از نوآوری‌هایی که یک تصمیم به ساخت و توسعه برای آن‌ها حاصل شده باشد، شرکت به همراه کارآفرینان باتجربه، یک نهاد قانونی خارجی ایجاد نموده که وظیفه توسعه، تجاری‌سازی و عرضه نوآوری به بازار را بر عهده خواهد داشت. شرکت با تبدیل‌شدن به تنها سرمایه‌گذار نهاد جدید یا همراه با سرمایه‌گذاران دیگر، بودجه مورد نیاز شرکت جدید را تأمین می‌کند.

باید دقت داشت که حمایت و پشتیبانی از شرکت جدید، تنها در قالب سرمایه‌گذار و تأمین مالی خلاصه نشده و شرکت بزرگ فناور، همراه با مشاوران کارآفرین باتجربه و از طریق یک هیئت‌مدیره فعال، از شرکت زایشی جدید حمایت می‌کند. پس از توسعه نوآوری و عرضه آن به بازار که با سودآوری همراه است، شرکت بزرگ فناور اقدام به بازخرید سهام متعلق به کارآفرینان نموده و طی یک فرمول از پیش تعیین‌شده، نوآوری در عملیات موجود یا جدید شرکت، ادغام می‌شود.

با توجه به ریسک شکست کسب‌وکار زایشی و نیاز به سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجه، این مدل تنها برای شرکت‌هایی قابل‌اجرا است که درآمدهای سالیانه زیاد (یک تخمین منطقی برای این قضیه، 50 میلیون یورو است) یا ابزارهای سرمایه‌ای دیگر داشته و می‌توانند بر روی مجموعه‌ای از کسب‌وکارهای مختلف و به صورت هم‌زمان، سرمایه‌گذاری کنند.

طی چند سال گذشته، نه تنها شرکت‌های فناوری محور مانند مایکروسافت و گوگل، بلکه شرکت‌هایی که تمرکز فناورانه کمتری دارند ‌مانند کوکاکولا و یونیلیور‌ برنامه‌هایی را برای رصد سیستماتیک، جذب و همکاری با شرکت‌های فناور و استارتاپی راه‌اندازی کرده‌اند. با این حال، همکاری با استارتاپ‌ها مختص شرکت‌های بزرگ نیست. شرکت‌های متوسط نیز از فرصت‌های همکاری با استارتاپ‌ها استفاده می‌کنند.

پارادایمی که شرکت‌ها را تشویق می‌کند از ایده‌های خارج از شرکت، علاوه بر ایده‌های داخلی استفاده کرده و مسیرهای داخلی و خارجی به بازار را پیدا کند، اخیرا بر ادبیات مدیریت نوآوری مسلط شده و از آن تحت عنوان «نوآوری باز» یاد می‌شود. شواهد نشان می‌دهد برای بسیاری از شرکت‌هایی که سابقا متکی بر تحقیق و توسعه داخلی بودند، اتخاذ این رویکرد منجر به اجرای سریع‌تر پروژه، عملکرد فنی بهتر و درآمدهای بالاتر می‌شود. نکته مهم این است که نوآوری باز در جهان به طور فزاینده‌ای در حال پیگیری از طریق تعامل رسمی با استارتاپ‌ها است. در نظرسنجی سال 2014 توسط  KPMG، 88 درصد از پاسخ دهندگان همکاری با استارتاپ‌ها را برای استراتژی نوآوری خودشان ضروری می‌دانستند [2].

تحقیقات نشان می‌دهد که کسب‌و‌کارها به صورت روزافزون در حال ایجاد برنامه‌های ساختاریافته از تشکیل شتاب‌دهنده‌های شرکتی تا بازوهای سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز برای همکاری با استارتاپ‌ها هستند.

چند روند کلیدی حاکم بر این موضوع به شرح زیر است:

  •   شتاب‌دهنده‌های شرکتی روز به روز محبوب‌تر می‌شوند. تحقیقات سال 2016 نشان داد که تقریبا یک سوم (32 از 103) شتاب دهنده‌های اروپایی توسط شرکت‌های بزرگ اداره یا پشتیبانی می‌شوند؛ عددی که به سرعت در حال رشد است[2].
  •    سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی (CVC) نیز در حال رونق است: فعالیت‌های سرمایه‌گذاری CVC در سال 2021 رکوردها را شکست، سرمایه‌گذاری با پشتوانه CVC با افزایش 142 درصدی طی یک سال به رقم بی‌سابقه 169.3 میلیارد دلار رسید (شکل1) [3].
  •   خرید استارتاپ‌ها، به ویژه توسط کسب و کارهای بزرگ با تمرکز بر فناوری‌های دیجیتال نیز به سرعت در حال رشد است. تحلیل‌ها از بیش از 130 شرکت بزرگ در اروپا نشان می‌دهد 80 درصد خرید استارتاپ‌ها توسط شرکت‌ها در حوزه دیجیتال و فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام شده است؛ بخش‌هایی که به‌جای بازیگران تثبیت‌شده بازار، بر استارتاپ‌ها متمرکز هستند[2].

در پژوهشی که در سال 1399 تحت عنوان «مدل‌های نوآورانه کسب‌وکار در سطح جهانی و چالش‌ها و ملاحظات پیاده‌سازی آن‌ها در ایران» با حمایت معاونت فناوری اطلاعات و ارتباطات مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت ریاست‌ جمهوری انجام گرفت، چالش‌هایی همکاری شرکت‌های بزرگ و استارتاپ‌ها در زیست‌بوم استارتاپی ایران، براساس مصاحبه با فعالان این حوزه استخراج و بررسی شد. آن‌گونه که یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، مشکلات متعددی بر سر راه توسعه همکاری استارتاپ‌ها و شرکت‌های بزرگ وجود دارد. موارد زیر به عنوان موانع اصلی همکاری استارتاپ‌ها و شرکت‌های بزرگ کشور در نتایج این پژوهش آمده است[4]:

  • ‌  در اولویت نبودن همکاری با استارتاپ‌ها برای شرکت‌های بزرگ
  •   وابستگی شرکت‌های بزرگ زیست‌بوم به نفت و دولت
  •    حضور ضعیف شرکت‌های چندملیتی در زیست‌بوم
  •    ضعف تجربه و تخصص تعامل شرکت‌های بزرگ و استارتاپ‌ها
  •   مقاومت نسبت به نوآوری بیرونی
  •   محافظه‌کاری مدیران دولتی شرکت‌های بزرگ
  • ‌  بی‌ثباتی و عدم حمایت مدیریت ارشد
  • ‌  غیرواقعی بودن نیاز شرکت‌های بزرگ برای همکاری
  • ‌  عدم توجه شرکت‌های بزرگ به توانمندی استارتاپ‌ها
  • ‌  عدم اختصاص واحد مشخص برای همکاری
  • ‌  عدم حضور نهاد واسط
  • ‌  چالش‌های فرهنگی
  • ‌  مسائل قانونی

بخشی از این چالش‌ها به فضای داخلی شرکت‌ها و استارتاپ‌ها برمی‌گردد و اغلب از مسائل فرهنگی ناشی می‌شود. چنین چالش‌هایی با اقدامات آموزشی و فرهنگی می‌تواند بهبود یابد. برخی دیگر از چالش‌ها نیز نیازمند تدابیری در داخل شرکت‌های بزرگ است تا برای مثال با ایجاد واحدی در شرکت‌ یا تعیین پاداش برای خلاقیت و نوآوری، فرهنگ و انگیزه همکاری در شرکت ارتقا یابد و زمینه همکاری با استارتاپ‌ها را فراهم شود. از سوی دیگر ایجاد علاقه در استارتاپ‌ها و تغییر نگرش و باور آن‌ها نسبت به همکاری و استفاده از تجارب موفق نیز باید توسط فعالان رسانه‌ای زیست‌بوم انجام گیرد. در همین پژوهش، راهکارهای ذیل جهت رفع چالش‌ها و موانع پیشنهاد شده است:

  •    مشارکت شرکت‌های بزرگ در برنامه‌های استارتاپی
  •    ارائه پاداش به راه‌حل‌های خالقانه از سوی شرکت‌های بزرگ
  •    تعیین واحد اختصاصی برای تعامل با استارتاپ‌ها در شرکت‌های بزرگ
  •   راه‌اندازی نهادهای واسط
  • ‌   فرهنگسازی
  •    اختصاص بخشی از بودجه R&D شرکت‌های بزرگ به همکاری با استارتاپ‌ها
  • ‌   پایش همکاری‌های در زیست‌بوم
  •    اعطای اعتبار مالی به شرکت‌های بزرگ برای سرمایه‌گذاری بر روی استارتاپ‌ها
  • ‌   تسهیل ورود شرکت‌های چندملیتی.

اپراتورها و شرکت‌ها بزرگ مخابراتی در توسعه 5G ناگزیر از نوآوری در خدمات هستند. در واقع آن‌ها با ارائه خدمات ارزش افزوده جدید، می‌توانند تجربه مشتری را در 5G متفاوت و در نهایت رفتار استفاده و تقاضا برای اتصال تلفن همراه را شکل دهند. همکاری فناورانه با استارتاپ‌ها می‌تواند سرآغاز خوبی برای ایجاد و شکل‌دهی بازار 5G از سوی اپراتورها باشد. در ادامه به چند نمونه موفق از این همکاری‌ها اشاره می‌شود.

 یکی از معروف‌ترین برنامه‌های همکاری با استارتاپ‌ها در حوزه 5G، برنامه استارتاپ 5G اریکسون است که یک برنامه جهانی منحصر به فرد برای کمک به ارائه دهندگان خدمات ارتباطی (CSPها) در تسریع تجاری‌سازی موفق و کسب درآمد از 5G با معرفی آن‌ها به استارتاپ‌های مناسب به عنوان شرکای نوآوری به شمار می‌آید. این برنامه علاوه بر اعضای اپراتور، شامل استارتاپ‌هایی است که به عضویت این برنامه در آمده‌اند. این برنامه به استارتاپ‌ها کمک می‌کند تا کسب‌وکار خود را با اتصال به اپراتورها در سراسر جهان، قرار گرفتن در معرض رویدادهای مهم فناوری و به اشتراک گذاشتن دانش فنی و راهبردی‌شان توسعه دهند. استارتاپ‌ها همچنین از آزمایش برنامه‌های کاربردی خود در مقیاس مصرف‌کنندگان جهانی بهره برده و به 25 سال بینش ناشی از پلتفرم تحلیلی ConsumerLab شرکت اریکسون و تحقیقات حوزه مصرف‌کنندگان این شرکت دسترسی پیدا می‌کنند. به‌علاوه، تحقیقات مفصل شرکت اریکسون در حوزه مصرف‌کننده در سطح جهانی و نقشه راه بازار5G  این شرکت می‌تواند راهنمای خوبی برای اپراتورهای در جستجوی خدمات جدید در حوزه‌های سرگرمی، بازی، ورزش، آموزش الکترونیکی و شهر هوشمند باشد. تا کنون اپراتورهای AT&T، تلسترا، اتصالات، راجرز کانادا، تری ایرلند و چند اپراتور دیگر به این برنامه پیوسته‌اند.

در واقع فرآیند استارتاپ 5G اریکسون، اپراتورها را در معرض آخرین بینش بازار جهانی 5G قرار داده و به کمک ابزارهای مختلف و همکاری نزدیک با اپراتورها آن‌ها را یاری می‌کند تا یوزکیس‌های کلیدی 5G را شناسایی کرده و فرصت‌های کسب درآمد را در اولویت قرار دهند. در نهایت این فرآیند، اپراتورها را به یک شبکه جهانی از نوآوران متصل کرده و تعاملات تجاری، نمایشگاهی و تهیه PoC در اپراتورها را پشتیبانی می‌کند[5].

همه می‌دانیم  5G با ارائه پهنای باند فوق العاده، اتصال با تأخیر کم و گسترش اینترنت اشیا، زندگی، تجارت و جامعه ما را متحول خواهد کرد. از سوی دیگر، موتور محرک5G  یوزکیس‌های آن هستند – و سه دسته اصلی از شبکه‌ها را شامل می‌شود: (1) پهنای باند فوق‌العاده برای مصرف‌کننده خدمات دیجیتال مانند رسانه‌های فراگیر، (2) ارتباطات انبوه ماشینی  برای برنامه‌های کاربردی اینترنت اشیا و (3) ارتباطات ماشینی ماموریت‌محور با تأخیر کم و قابلیت اطمینان بالا مثلا برای رباتیک صنعتی.

دویچه تلکام برای تعامل مستقیم خود با توسعه‌دهندگان اپلیکیشن و نوآوران در هر سه بخش فوق، زیرساختی به نام هوبروم را پدید آورده که در زبان آلمانی به معنای جانمایی و استقرار است. هوبروم مرکز رشد فناوری‌های حوزه 5G در دویچه‌تلکام است. این مرکز رشد با گرد هم آوردن استارتاپ‌های در مراحل اولیه و شرکت‌های مخابراتی پیشرو در اروپا، به انتقال نوآوری در فناوری5G، هوش مصنوعی و IoT کمک کرده و فرصت‌های تجاری جدیدی را برای هر دو طرف ایجاد می‌کند. هوبروم از سال 2012 از طریق اکوسیستم دیجیتال خود در برلین، کراکوف و تل‌آویو، استارتاپ‌ها و سهامداران را به هم متصل کرده و ضمن راهنمایی و سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها، امکان دسترسی منحصر به فرد آن‌ها به شبکه‌ها، مشتریان و فناوری‌های دویچه تلکام و فضای همکاری رایگان در  برلین و کراکوف را فراهم آورده است.

هوبروم علاوه بر فناوری‌های خاص شبکه 5G در سه بخش دیگر هم به جذب استارتاپ‌ها مشغول است:

  •   اتصال آینده: هوبروم در این بخش به دنبال استارتاپ‌هایی است که با اتصال به پهن‌باند انبوه 5G  با تأخیر بسیار کم(Edge)، شبکه‌های خصوصی، فناوری باند باریک هوشمند (LTE‌M, NB‌IoT)کار کرده  یا راهکارهای خاص خود را با هوش مصنوعی بهبود می‌بخشند.
  •   کار و زندگی متصل: هوبروم در این بخش با استارتاپ‌هایی در زمینه‌های خانه هوشمند، صداسازی ، سرگرمی، واقعیت مجازی/واقعی، اینترنت اشیاء مصرف‌کننده (ردیابی و رهگیری، پوشیدنی‌ها) و اینترنت اشیا صنعتی (تولید کارآمد، لوجستیک، ساختمان‌های هوشمند) کار می‌کند.
  •   بعدتر از بعد: فناوری‌های جدید متحول کننده که با قدرت بالقوه خود ساختار فعلی کسب و کار اپراتور را به هم می‌زنند، موضوع همکاری هوبروم با استارتاپ‌های فعال در این بخش است. نوآوری‌هایی در حوزه بلاکچین، مواد و علوم اعصاب، رابط‌های انسانی ماشین و محاسبات کوانتومی همگی در این بخش قرار دارند [6].

 

سال 2019، بزرگ‌ترین اپراتور مخابراتی روسیه و ارائه دهنده خدمات دیجیتال، یک پلتفرم نوآوری را برای توسعه و آزمایش راهکارهای دیجیتال و دیوایس‌های عملیاتی در شبکه  5G در محل مجتمع آموزشی نوآورانه «تکنوگراد» راه‌اندازی کرد. این مرکز رشد امکان تحقیق در سناریوهای استفاده از شبکه نسل جدید و توسعه تجهیزات آن را به طور توامان فراهم کرده است. اعضای مرکز از MTS و شرکای پروژه، پشتیبانی تخصصی دریافت کرده و به توسعه دهندگان بهترین راهکارها کمک هزینه اعطا می‌شود. تمام استارتاپ‌هایی که راه‌حل‌های مبتنی بر شبکه نسل پنجم را توسعه می‌دهند، می‌توانند برای عضویت در مرکز MTS 5G اقدام کنند، و غربالگری آن‌ها توسط تیم متخصص انجام می‌شود. در مرحله اول فراخوان این مرکز، 9 استارتاپ انتخاب شده از حدود 100 برنامه دریافت شده، وارد این مرکز شدند که نام این استارتاپ‌ها و فناوری ارائه شده آنان به شرح زیر است:

  •   شرکت Tsuru با سیستم کنترل پهپاد با استفاده از فناوری 5G  (از شبکه نسل جدید برای انتقال داده‌ها از پهپادها به ایستگاه کنترل زمینی (تلمتری) و همگام سازی پهپادها با یکدیگر استفاده می‌شود)؛
  •   شرکت VoltBro با سیستم حضور از راه دور رباتیک مبتنی بر کلاه ایمنی مجازی داخلی، پلت فرم متحرک و انتقال داده در 5G؛
  •   استارتاپ  BID Technologبا سیستم کنترل کیفیت خودکار تولید صنعتی (سریالی) با استفاده از فناوری هوش مصنوعی؛
  •   استارتاپ Visorcam  با سرویس پخش ورزشی اول شخص (از نگاه ورزشکار یا داور) با استفاده از دوربین‌های تعبیه شده در تجهیزات ورزشی؛
  •   استارتاپ  Ariellium با پلتفرم ابری برای توسعه، تولید و تحویل محتوای AR که زمان اجرای راه‌کار‌های AR را در کسب‌وکار مشتری را کاهش می‌دهد؛
  •   استارتاپ LoudPlay با پلتفرم پخش بازی و برنامه ابر برای همه دستگاه‌ها؛
  •   استارتاپ RobotsCity  (هلند) با پلتفرم ابر جهانی برای مدیریت ربات‌ها؛
  •   استارتاپ Null Real پلتفرمی برای یافتن موقعیت مکانی دقیق کاربر داخل واقعیت افزوده؛
  •   استارتاپ Doubleme  (بریتانیا) با سیستم ارتباطی هولوگرافیک که در AR کار می‌کند.

اعضای مرکز علاوه بر راهنمایی و پشتیبانی فنی، به زیرساخت MTS Cloud دسترسی خواهند داشت. هاب استارتاپی MTS بر عملکرد این مرکز نظارت کرده و در صورت لزوم آن‌ها را به کارشناسان و مشتریان کسب‌وکار از بخش‌های مختلف MTS، از جمله واحدهای فنی و فناوری اطلاعات، مرکز هوش مصنوعی، مرکز کلان داده و سایرین مرتبط می‌کند. در روز دمو، بر اساس نتایجی که MTS به دنبال آن بوده، کمک‌های نقدی تا 4.5 میلیون روبل به تیم‌های موفق برای توسعه بیشتر و ارائه کیس اعطا می‌شود. همکاری نهایی اعضای مرکز و MTS   به یکی از این چهار مدل پیگیری می‌شود: راه‌اندازی پروژه‌های پایلوت با واحدهای MTS و توسعه آن‌ها از طریق عقد قرارداد، مشارکت استراتژیک با MTS، سرمایه‌گذاری از صندوق سرمایه‌گذاری شرکتی و یا خرید توسط هاب استارتاپی MTS.

از جمله شرکای فناوری این پلتفرم نوآوری، نوکیا است که یک راهکار جامع Nokia AirScale 5G را در مرکز نصب کرد و همچنین سونی، سامسونگ و کوالکام هم امکان تست تلفن‌های هوشمند 5G را به این مرکز ارائه کردند [7].

تعامل رسمی و قوی بین شرکت‌های آینده نگر و استارتاپ‌ها، پتانسیل ایجاد ارزش قابل توجهی را برای همه طرف‌های درگیر دارد. برنامه‌های مشخص و هدفمند همکاری فناورانه با استارتاپ‌ها، مزایای بسیاری برای هر دو بخش داشته و همکاری‌ها را کارآمدتر و مقرون به صرفه‌تر می‌کند. چنین برنامه‌هایی، تعهد شرکت را برای حمایت از نوآوری نشان داده و آن را به عنوان یک شرکت آینده نگر در سطح اکوسیستم مطرح می‌کند؛ شرکتی که سیگنال‌های قوی تشویق به نوآوری را به کارکنان داخلی و خارجی و همچنین شرکا، مشتریان و کارمندان آینده ارسال می‌کند. به‌علاوه، به همان اندازه که برنامه همکاری فناورانه برای شرکت‌ها مهم است، برای جامعه استارتاپ‌ها هم وجود چنین برنامه‌هایی از سوی شرکت‌ها، قابل توجه بوده و تعامل آن‌ها با شرکت‌ها را آسان‌تر می‌کند. همچنین، همکاری فناورانه قوی‌تر بین شرکت‌های بزرگ و استارتاپ‌ها، زیست‌بوم کشور را که در آن استارتاپ‌ها می‌توانند به اصطلاح افزایش مقیاس  کنند و به کسب‌وکارهای بزرگ و پایدار تبدیل شوند، تقویت می‌کند.

لزوم و اهمیت چنین همکاری‌های فناورانه‌ای وقتی نوبت به فناوری‌های متحول‌سازی مانند 5G می‌رسد، دوچندان می‌شود. به ویژه آنکه اپراتورها به عنوان ارائه‌دهندگان خدمات ارتباطی نسل پنجم، به کمک این همکاری‌ها می‌توانند ضمن شکل‌دهی به بازار و سرمایه‌گذاری در فرصت‌های بی‌نظیری که این فناوری برای کسب‌وکار‌های مختلف به وجود می‌آورد، به شکل اثربخشی متناسب با نیازهای مصرف‌کننده به توسعه این فناوری اقدام کرده و از هدررفت هزینه‌ جلوگیری کنند.

منابع

مقالات مشابه

ابزار

ماژول‌های سخت‌افزاری ProMake

ProMake یک مجموعه ماژولار از بردهای توسعه و ماژولهای سخت افزاری است که توسط شرکت Easylor طراحی و تولید شده اند. در شکل معماری کیت آموزشی اینترنت اشیاء نمایش داده

پیمایش به بالا