نگاهی به لزوم تحول دیجیتال در اپراتور

فهرست:

اپراتورهای مخابراتی (TELCO) در تلاش برای تکامل و پاسخ به نیازهای بازار، همواره در حال بازتعریف نقشهای خود بودهاند. این روند از روزهایی که هسته اصلی کسبوکار بر زیرساختهای برقراری اتصال متمرکز بود تا امروزه که شاهد رونق خدمات دیجیتال، تحویل محتوا، خدمات ابری و نظایر آن هستیم، ادامه داشته است. در حال حاضر، با توجه به روند حاکم بر تحول صنعت، اپراتورها در مسیر عبور از نقش اپراتوری خدمات مخابراتی (TELCO) به سمت تبدیل شدن به ارائهدهندگان فناوری (TECHCO) بوده و تحول در محصولات و خدمات قابل ارائه برای رفع نیازهای بازار در حال انجام است.

 در حال حاضر کنشگران اکوسیستم شکل گرفته حول اپراتورهای مخابراتی را می‌توان در چند کلاس مختلف قرار داد:

  • ارائه‌دهندگان ابر؛ که زیرساخت‌ها و خدمات ابری را در قالب یک خدمت در اختیار متقاضیان ارائه خدمات دیجیتال قرار می‌دهند. از جمله بازیگران شناخته شده جهانی در این زمینه می‌توان به AWS و Azure اشاره نمود.
  • ارائه‌دهندگان محتوا، که عمده محصولات آن‌ها در دسته خدمات سرگرمی قرار می‌گیرد.
  • ارائه‌دهندگان نرم‌افزار؛ که طیف وسیعی از ارائه‌دهندگان سنتی TELCO تا انواع استارتاپ‌ها با راهکارهای خاص را در برمی‌گیرد.
  • ارائه‌دهندگان خدمات ابَرمقیاس‌شده (Hyperscaler)، مانند سرویس‌های Microsoft Teams یا Google Messaging.

اما مشکل بزرگ این کنشگران آن است که بیش از حد بر جنبه‌های خاص متمرکز بوده، فاقد ابعاد مختلف مورد نیاز برای ارائه خدمات سرتاسری هستند و همچنین سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی لازم را برای ارائه راهکارها و پشتیبانی نهایی در بازار انبوه مشتریان ندارند.

در مقابل، اپراتورها در «نقطه شیرین» این معادله قرار دارند؛ آن‌ها دارای روابط طولانی مدت با مشتریان خود هستند، که دستمایه اعتماد مشتریان اپراتورها به آن‌ها بوده و خود اپراتورها نیز در این مدت طولانی ارائه خدمات مخابراتی توانسته‌اند ابعاد ساختاری و فناوری مورد نیاز برای ارائه خدمات را کسب کنند. مجموعه این ویژگی‌ها، به صورت ذاتی امکان همکاری مشترک اپراتور با کنشگران ارزش‌آفرین در موضوعات با ارزش بالا را فراهم کرده است.

به این ترتیب شاید بتوان رمز اصلی موفقیت اپراتورها در ورتیکال‌های مختلف را در مهار پیچیدگی‌های فناورانه و ساختاری آن دانست. به عنوان مثال، اپراتورها با بهره‌گیری از اعتماد مشتریان خود می‌توانند به عنوان یک نهاد پرداخت واسطه برای چندین سرویس مختلف، یا به عنوان ارائه دهنده خدمات شبکه و سامانه برای اینترنت اشیاء (IoT) و یا تجمیع خدمات و صدور صورتحساب پلتفرم‌های رسانه‌ای، ایفای نقش کنند.

از سوی دیگر در سمت اپراتور، فناوری‌های شبکه مانند 5G، اپراتورها را در جایی قرار می‌دهد که تا کنون حضور نداشته ‌است؛ در میان صنایع (از جمله کارخانه‌ها)، در کنار جاده‌ها و اصولاً هر جایی که امکان بهره‌برداری از حسگرهای مبتنی بر اینترنت اشیاء فراهم باشد. گویی، اپراتورها در عصر دیجیتال ظرف بزرگی از چسب برای به‌هم رسانی حداکثری انواع خدمات را در دست دارند!

 شرکت مشاوره مدیریت STL partners معتقد است که عصر پیش رو، عصر هماهنگی[1] است که در آن زمینه و فرصت‌های جدیدی برای رشد شرکت‌های مخابراتی وجود خواهد داشت. این فرصت‌ها بر اساس تقاضای مشتریان به دسترسی انعطاف‌پذیرتر و استفاده کارآمدتر از انواع منابع (انرژی، کار، زمان و غیره) و در ترکیب با فناوری‌ها و قابلیت‌های جدید (مانند 5G، فیبر، هوش مصنوعی، اتوماسیون، مجازی سازی و غیره) اپراتورها و شرکت‌های مخابراتی را به بلوغ نزدیک‌تر می‌کند. در این پارادایم جدید، شاهد مشتریانی هستیم که خواستار نتایج و تجربیات هماهنگ از طریق اکوسیستم‌های مشترک و مدل‌های کسب‌وکاریِ پیوند دهنده دنیای دیجیتال و فیزیکی هستند. این همان فرصتی است که در آن شرکت‌های مخابراتی می‌توانند قهرمان فناوری‌های متصل شده و در این جهان متصل نقش کلیدی ایفا کنند (شکل1).

در این میان، شرایط محیطی عصری که در آن هستیم مانند بحران انرژی، تورم، رکود اقتصادی احتمالی، تهدید گونه‌های جدید کووید و تغییرات آب و هوا توجه اضطراری می‌طلبد. این عوامل می‌توانند بر استراتژی‌های بلند مدت اپراتورهای مخابراتی تاثیر گذاشته و انگیزه تغییر نقش و معنای مخابرات در جامعه را از بین ببرند، اگرچه، این عوامل تغییرات را تسریع می‌کنند و به این معناست که رویکرد عصر هماهنگی تمام آن چیزی است که جوامع به آن نیاز دارند.

داشتن رویکرد ملی از سوی اپراتورها  از این جهت حائز اهمیت است که آن‌ها به واسطه حجم صنعتی که دارند در موقعیت مناسبی برای استفاده از فرصت‌های بزرگ و جدید و همچنین خلق آن‌ها قرار دارند. اپراتورها اساساً کسب‌وکارهای بزرگ و پیچیده‌ای هستند که بخش‌های مختلف آن‌ها نیازمند هماهنگی گسترده بوده و برای ایجاد این هماهنگی، استراتژی‌های گسترده‌ای باید در سطح سازمان در حوزه‌های مختلف با اهداف و قابلیت‌های خاص هر حوزه اعمال شود. برخی حوزه‌های کلیدی از منظر راهبردی که در اپراتور باید به آن‌ها توجه شود عبارتند از: مسئله تحول، مشتری، پروژه‌ها، ظهور فناوری‌های نوین و پایداری. که در هر یک، باید استراتژی مشخصی برگزید و به صورت دقیق مشخص شود که چگونه اپراتور می‌تواند به چالش‌های فعلی رسیدگی کرده و همزمان از فرصت‌های جدید نیز استفاده کند و موفقیت بلندمدت خود را در عصر تحول دیجیتال تضمین کند. در ادامه، به موضوع اساسی تحول و چگونگی قرار گرفتن در مسیر آن توسط اپراتورها می‌پردازیم.

ارتباطات بی‌سیم به عنوان صنعتی با تغییرات مداوم شناخته می‌شود: تغییرات در فناوری‌های شبکه، تغییرات در اکوسیستم دستگاه‌ها، تغییر در تقاضاهای اتصال مشتری و تغییرات در مجموعه رقابتی. علاوه بر موارد ذکر شده، عوامل خارج از اکوسیستم مخابرات نیز هستند که به نوعی بر صنعت ارتباطات تاثیر می‌گذارند. به عنوان مثال:

عوامل اقتصادی که بر شرایط مشتریان و قدرت خرید آن‌ها تاثیر گذاشته و نیاز به کارایی را افزایش می‌دهد.

پیامدهای زیست محیطی در تصمیم‌گیری عملیاتی اپراتورها نقش مهمی ایفا می‌کند.

مسائل سیاسی پیامدهایی بر استراتژی‌های اپراتور، روابط آن و اقدامات امنیتی خواهد داشت.

عوامل اجتماعی که بر کارمندان، مشتریان و مشارکت گسترده‌تر سهامداران تأثیر می‌گذارد.

در این میان، طرح‌ها و اقدام‌های تحول‌آفرین آن‌هایی هستند که با هدف افزایش سازگاری در سازمان‌ها و رشد و پیشرفت پیوسته با وجود عوامل مختلف موثر بر فعالیت‌های سازمان، تعریف شده و عملیاتی می‌شوند. این طرح‌ها و اقدامات می‌تواند شامل اتخاذ شیوه‌های سازمانی خاص (مانند برنامه توسعه مداوم یادگیری و افزایش مهارت در Elisa) یا ادغام فناوری‌های جدید برای بهبود پاسخگویی و کارایی عملیاتی (مانند استفاده گسترده از اتوماسیون و هوش مصنوعی در Telefónica) باشد. البته، طرح‌های تحول – به ویژه آن‌هایی که عنوان تحول دیجیتال را نیز یدک می‌کشند – اغلب ترکیبی از هر دو مورد ذکر شده هستند: شیوه‌های جدید سازمانی و فناوری‌های جدید؛ به عنوان مثال، اپراتور Spark در نیوزلند برای حمایت از انتخاب استراتژیک خود در جهت توسعه خدمات دیجیتال در ساختار سازمانی خود به طور گسترده بازنگری کرده و رقابت با بازیگران اصلی دیجیتال را در اهداف خود قرار داده است.

اپراتورهای مخابراتی باید به دنبال شیوه‌های کاری نوینی باشند که آن‌ها را قادر می‌‌سازد تا از طریق تغییر بهتر کار کنند و توانایی سازمان را برای پیکربندی مجدد و هماهنگ کردن سریع منابع پیرامون چالش‌ها و فرصت‌هایی که تغییر به همراه دارد، بهبود می‌بخشد. این موضوع باید به یک قابلیت گسترده در تمام سازمان تبدیل شود و نه محدود به یک عملکرد یا نقش متمرکز.

تغییر همواره به صورت ذاتی در صنعت ارتباطات بی‌سیم مسئله پررنگی بوده است (معرفی نسل‌های 3G، 4G، 5G، دستگاه‌های جدید و غیره). در کنار تغییر نسل‌ها و فناوری‌ها، سازمان‌های مخابراتی با تغییرات دیگری مانند رهبران جدید، اولویت‌های راهبردی، خطوط گزارش‌دهی و نظایر آن مواجه هستند.

اما این تغییرات، به خودی خود، متحول کننده نیستند. به‌طور دقیق‌تر، تحول به معنای انجام یک کار مشخص به شیوه‌ای متفاوت نیست. بلکه به معنی تصمیم به متفاوت بودن و انجام کارهای متفاوت است که به دلیل وجود تغییرات دائمی امری ضروری است. برای مثال، دستیابی به یک شبکه مجازی نمود تحول نیست، شناخت مناسب و آمادگی برای اینکه چگونه آن شبکه می‌تواند با تغییر محیط برای اپراتور مفید باشد، تحول آفرین خواهد بود. به‌طور مشخص، ابتکارات تحول آفرین در راستای افزایش توانایی سازمان برای پاسخگویی به تغییرات و نوآوری در مواجهه با آن‌ها و ممکن ساختن رشد سازمان هستند.

در این میان، مالکیت طرح‌های تحول از موضوعاتی است که موجب پیچیده شدن تحقق تحول با هدف بهبود خروجی در سازمان می‌شود. در این راستا، اگر ایجاد تحول به پروژه‌هایی جداگانه تقسیم شده و مسئول هر قسمت از آن بخش‌های متفاوت سازمان باشد، منجر به از دست رفتن تصویر بزرگ‌تر و هدف کلی شده و توجه کمی به نحوه ارتباط بخش‌ها با یکدیگر برای پیشبرد اهداف می‌شود؛ چرا که غالباً هر یک از بخش‌ها فعالیت‌های خود را در اولویت قرار داده و با رویکردی تمامیت‌خواه و جزیره‌ای بر بخشی از فعالیت‌ها متمرکز می‌شوند که  تقویت‌کننده جایگاه خود – و نه لزوماً کل سازمان – است. به عنوان مثال، در مدل‌های کسب‌وکار B2B2C ممکن است تنها به حوزه کسب‌وکار مصرف‌کننده توجه شود، این در حالی است که باید نحوه همکاری تیم‌های سازمان با یکدیگر، که ممکن است برای انجام این کار تضاد منافع داشته باشند نیز تنظیم شود. راه‌هایی برای افزایش قرار گرفتن در معرض “تصویر بزرگ” و تشویق تفکر سرتاسری، زمینه‌ای است که سازمان‌ها برای تحقق تحول باید در نظر داشته باشند.

رهبران اپراتورها باید بتوانند سهامداران خود را نیز در مسیر تحول با خود همراه کنند. در این مسیر، معرفی فرآیندها، شیوه‌ها یا فناوری‌های جدید، همکاری ذینفعان – به‌ویژه کارکنان – برای اعمال تحول و موفقیت‌آمیز بودن آن امری ضروری است. در این میان، ممکن است ایجاد تحول خوشایند بعضی ذی‌نفعان نبوده و نسبت به آن مقاومت داشته باشند. در این گونه موارد رهبران باید ورود کرده، به کارکنان انگیزه دهند، به نیازهای آن‌ها پاسخ دهند و مقاومت آن‌ها را مدیریت کنند.

برای پیشبرد فرایند تحول، شیوه‌های قدیمی مانند مدیریت سلسله‌مراتبی و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت مالی باید با روش‌هایی که نسبت به اتفاقات خارجی و تغییرات سازگارتر و پاسخگوتر هستند، جایگزین شود. به این منظور، اپراتورهای مخابراتی باید در نحوه اجرای وظایف تجاری خود تجدید نظر کرده و نوآوری را در تمام ابعاد سازمان برای افزایش انعطاف‌پذیری اجرایی کنند.

عصر تحول دیجیتال به دلیل تغییر مداوم فناوری‌ها و مدل‌های کسب‌وکار متناسب با آن‌ها، عصر افزایش ابهام نیز هست. در این عصر، اپراتورها باید برای خود جایگاهی در زنجیره‌های ارزش جدید فراهم کرده و بتوانند با پیدا کردن نقش‌های جدید چشم‌اندازهای تجاری متفاوتی را ارائه دهند. در این راستا، رشد شرکت‌های فناور و نهادینه شدن نوآوری در اپراتورها اغلب به میزان موفقیت مدل‌های عملیاتی در پاسخگویی و میزان سازگاری آن‌ها با اتفاقات نو می‌افزاید. اما توجه به این نکته حائز اهمیت است که نتیجه قرارگرفتن شاخه‌های فناور جدید و نوآوری در اپراتورهای مخابراتی، تغییرات در فناوری و محصول است؛ که باید با تحول در فرهنگ، سازمان، مهارت‌ها، خدمات و حتی نحوه همکاری واحدها در داخل سازمان و همچنین روش‌های همکاری با شرکت‌های بیرونی همراه باشد (شکل 4).

این شیوه‌ها است که یک اپراتور مخابراتی را قادر می‌سازد تا به سرعت نیازهای مشتریان جدید را شناسایی کرده و منابع را برای برآورده کردن دقیق‌تر آن‌ها تغییر جهت دهد.

شرکت‌های مخابراتی در عصر دیجیتال که پیش از این نام عصر ابهام را بر آن گذاشتیم، باید توانایی رقابت خود را افزایش داده و اطمینان حاصل کنند که با مشترکین خود مرتبط بوده و  نقشی مرکزی در زندگی روزمره آن‌ها دارند. در این عصر که پیشرفت‌ فناوری‌های نوظهور مانند 5G در حال تغییر سبک زندگی مشترکین و روش‌های انجام کارها است، هنوز سرویس ویژه 5G با مشخصات متمایز از سوی اپراتورها که منجر به تغییرات گسترده در جایگاه اپراتورها شود، ارائه نشده است. اپراتورها نیاز به ایجاد جریان‌های درآمدی جدید در حوزه‌های پیرامون تجارت اصلی (ارائه اتصال) و حتی فراتر از آن دارند. به این منظور، درک نیازهای مشتری و شناسایی و حل مسائل برای بهبود تجربه مشتری و تعریف سرویس‌های جدید، تعامل با مشتری را افزایش داده و به جذب و حفظ آن کمک می‌کند.

ایجاد فرصت‌های تجاری جدید که گرایش‌های فناوری و سبک زندگی در حال ظهور را جلب می‌کند، منطقه‌ای با ریسک بالا و هم‌زمان پاداش بالا برای اپراتورهای مخابراتی است. این فرصت‌های جدید نه تنها مستقیماً در ارتباط با مشترکین نهایی (B2C) است، بلکه مستلزم مشارکت با سایر توانمندسازها (مانند ارائه‌دهندگان خدمات ابَرمقیاس‌شده) یا سایر برندهای مرتبط با مشتری هستند. در توسعه فرصت‌ها، دولت نیز می‌تواند نقش مهمی در معرفی نیازهای مشترکین به اپراتورها در مواردی مانند حمل و نقل، بهداشت عمومی، انرژی، سرگرمی و رویدادها ایفا کند. بنابراین اپراتورها باید از کانال‌های متفاوتی با مشترکین خود مرتبط مانده و نیازهای آن‌ها را برای ارائه خدمات جدید شناسایی کنند. در این راستا، ارائه WiFi هوشمند از راه‌کارهای نسبتا زود بازده‌ای است که  اپراتورها می‌توانند برای ایجاد فرصت‌های جدید از آن‌ها بهره گیرند. توسعه فیبر به منازل و همچنین ارائه اتصالات بی‌سیم ثابت پرسرعت مانند آن‌چه در 5G FWA ارائه می‌شود، از فرصت‌هایی هستند که اپراتورهای مخابراتی می‌توانند به واسطه آن، نه تنها یک اتصال پرسرعت را فراهم کرده، بلکه با بهره‌گیری از پهنای باند و سرعت ایجاد شده، خدمات جدیدی مانند ساختمان هوشمند و استقرار حسگر در سرتاسر خانه با کاربردهای متفاوت را با آن همراه کرده و از درآمدهای جدید آن بهره‌مند شوند.

با توجه به مسائل اقتصادی و ریسک احتمالی در کاهش درآمدهای ناشی از ارائه اتصال به مشترکین نهایی از یک سمت و هزینه‌های سنگین پیاده‌سازی تجهیزات 5G از سمت دیگر، اپراتورها با سرمایه‌گذاری در توسعه فیبر و 5G، علاوه بر تمرکز بر تجارت اصلی اپراتور و ارائه اتصالات پهن‌باند در منازل و شرکت‌ها، به دنبال درآمدهای جدید پیرامون هسته اصلی در زمینه‌هایی مانند ارائه محتوا، ویدیو، بازی و ورزش الکترونیکی[2]، تجارت الکترونیک، امنیت و خدمات مالی هستند. به عنوان مثال در زمینه امنیت سایبری، از آنجا که زندگی روزمره مشتریان به طور فزاینده‌ای به هم متصل می‌شود و تعداد و گستره دستگاه های متصل به ویژه در منازل همچنان در حال گسترش است، آسیب‌پذیری دستگاه‌های مشتریان در برابر بدافزارها، باج افزارها و خسارات مالی به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. اپراتورها موقعیت مناسبی برای محافظت از دستگاه‌های مصرف‌کننده و هویت آن‌ها در هنگام حرکت و در خانه دارند. در ارائه 5G نیز اپراتورها از طریق ارائه خدماتی مانند AR/VR، بازی‌های ابری، ویدیو و سایر خدمات سرگرمی و دیجیتال به دنبال افزایش درآمدهای جدید از طریق ارائه خدمات پیرامون تجارت اصلی خود هستند.

در حالی که فرصت‌های خوبی برای اپراتورهای مخابراتی وجود دارد تا خدمات خود را به صورت تدریجی گسترش دهند، توجه به این نکته حائز اهمیت است که اگر در ارائه خدمات جدید، اپراتورها نتوانند یک تجربه عالی برای مشترکین خود خلق کنند، در مسیر موفقیت آن‌ها مشکلاتی به وجود خواهد آمد. اپراتورها باید اطمینان حاصل کنند که تیم‌های تعامل با مشتری آن‌ها دید مناسبی نسبت به تجربه مشتریان از شبکه و نه صرفاً تاریخچه تعامل آن‌ها با اپراتور دارند. نحوه استفاده مشتری از شبکه، زمان/جایی که اتصال را تجربه می‌کند، تعداد دستگاه‌هایی که در خانه دارد، کیفیت اتصال و نظایر آن از مواردی هستند که بینش خوبی به اپراتورها از اولویت‌های مشتری و آنچه ممکن است به‌عنوان خدمات اضافی ارزشمند باشد، می‌دهد.

بنابر آن چه در این نوشتار بر آن تأکید شد، پر واضح است که اپراتورها در عصر دیجیتال علاوه بر ارائه خدمات ارتباطی، باید در مسیر همکاری‌های تجاری، رویکردهای نرم‌افزار محور و ابری، و آزادسازی دسترسی به داده‌های خود از طریق ابزارهایی نظیر Open API گام برداشته و پیله‌های کهنه خود را ترک کنند؛ به جلو بروند و بیشتر در معرض دید قرار گیرند.

توجه داشته باشید که حتی برای اینکه اپراتور بتواند به‌عنوان «بیت‌پایپ» زنده بماند، نیازمند توجه به روندها و قرارگیری به عنوان بخشی از اکوسیستم‌های پیچیده‌تر برای ارائه راه‌حل‌های فناوری پیشرفته و دیجیتال است.

برای ایجاد یک مسیر روشن به سمت گزینه مطلوب‌تر، شرکت‌های مخابراتی باید به یک استراتژی بلندمدت متعهد شوند که تغییرات اساسی در کسب و کار آن‌ها را الزامی می‌کند. یک استراتژی بلندمدت که:

  • نوآوری خدمات را از طریق سرمایه‌گذاری موثر در تحقیق و توسعه در اولویت قرار ‌دهد
  • سرمایه نوآوری‌های جاری را از مدل‌هایی به جز CAPEX‌های سنگین مرسوم تأمین کند
  • سیستم‌ها و فرهنگ شرکت را برای تبدیل شدن به یک بازیگر موثر اکوسیستم به طوری که برای پذیرش نقش‌های متعدد اکوسیستم و مدل‌های تجاری متفاوت سازگار باشد، بازتعریف کند.
  • تعهد به این نوع استراتژی اگر تا کنون در شرکت‌‌های مخابراتی پیگیری نشده، باید همین امروز اتفاق بیافتد. هرچند چالش‌های کلان اقتصادی و اجتماعی در این روزها، ممکن است دستیابی به اهداف این استراتژی را دشوار کند، اما این شرکت‌ها باید برای مقابله با آشفتگی‌ها و چالش‌های ناگهانی و استفاده از هر فرصتی که در دل این چالش‌هاست، کسب آمادگی کنند و به سمت اهداف بلندمدت خود پیش روند. در کنار تحولاتی که در فناوری‌ها و محصولات اتفاق می‌افتد، مواردی هستند که به اپراتورهای مخابراتی کمک می‌کند تا در عصر تحول بهتر عمل کرده و در مواجهه با تغییرات موفق باشند. برخی از این موارد عبارت‌اند از:
  •  اجرای سرتاسری طرح‌هایی که فرهنگ و سازگاری با تغییر را نهادینه می‌کند: رهبران باید عملاً مشوق همکاری بوده و اختیارات افراد سازمان را برای تصمیم‌گیری به‌منظور تسریع زمان پاسخگویی در سازمان و توسعه آن به عنوان یک قابلیت سازمانی، افزایش دهند.
  •  ایجاد یک چشم‌انداز روشن و باثبات از آینده، برای حفظ ذی‌نفعان در مسیر تغییر. چشم‌اندازی که به یک هدف معنی‌دار گره خورده است، می‌تواند به هماهنگ کردن اقدامات فردی و غلبه بر موانع در مسیر تغییر کمک کند.
  •  بهبود عملیات: حذف شیوه‌های سنتی پاسخگویی و افزایش توانایی نوآوری و اجرای فرآیندهای بهتر و همچنین، توانمندسازی‌های فنی (مثلاً یک پلتفرم داده واحد) و انسانی (مانند یادگیری و توسعه) برای بهبود نتایج.
  • اپراتورهای مخابراتی باید روندهای جمعیتی (مهاجرت، شهرنشینی، پیری و نظایر آن) را که عواقبی برای سازمان آن‌ها دارند در کنار نیازهای شبکه‌ها و خدمات مخابراتی تحت تأثیر آن، مورد توجه قرار دهند. شرکت‌های مخابراتی باید به دنبال زمینه‌های فرصت‌های ناشی از روند تحولات باشند و سریعاً پاسخ دهند.
  • کارها باید در لایه مدیریتی به نحوی طراحی شوند که کارمندان بتوانند تاحد ممکن کارهایی که توسط فناوری‌ها انجام می‌شود به فناوری‌ها سپرده و خود بر آن‌هایی که انسان‌ها بهتر انجام می‌دهند، تمرکز کنند. کارمندان نباید ابزارهای فنی مانند هوش مصنوعی و اتوماسیون را یک روند یا بدتر از آن یک تهدید بدانند. کارکنان باید آموزش ببینند تا از فناوری به طور سازنده و در ترکیب با توانایی‌های انسانی خود برای ارائه رضایت کارکنان استفاده کنند.
  • شرکت‌های مخابراتی باید به روی ایده‌های جدید و مدل‌های تجاری جایگزین باز باشند. آن‌ها باید جسور باشند و حتی زمانی که بازگشت سرمایه تضمینی وجود ندارد به سرمایه‌گذاری در نوآوری ادامه دهند. نگرش نسبت به شکست باید به گونه‌ای تغییر کند که به عنوان پله‌ای برای یادگیری شناخته شود.

پی‌نوشت

[1] Coordination Age

[2] esport

مقالات مشابه

ابزار

ماژول‌های سخت‌افزاری ProMake

ProMake یک مجموعه ماژولار از بردهای توسعه و ماژولهای سخت افزاری است که توسط شرکت Easylor طراحی و تولید شده اند. در شکل معماری کیت آموزشی اینترنت اشیاء نمایش داده

پیمایش به بالا