همراه اول در مسیر مطلوب تحقیق و توسعه و نوآوری

همراه اول به عنوان اپراتور، سرويس‌دهنده است و فرآيند و اولويت‌هاي «تحقيق و توسعه براي سرويس‌دهنده» از فرآيند و اولويت‌هاي «تحقيق و توسعه براي صنعت» متفاوت است. شايد براي تبيين بهتر موضوع لازم باشد تا مفاهيم علم، فناوري و نوآوري را از هم تفکيک کنيم.

دکتر محمد سعید سرافراز، عضو هیات مدیره همراه اول و از سیاستگذاران مرکز تحقیق و توسعه همراه اول است. او در گفتوگو با خبرنگار فصلنامه فناوری همراه، به تبیین فرایند مطلوب و ایدهآل تحقیق و توسعه و نوآوری در همراه اول میپردازد.

همراه اول به عنوان اپراتور، سرویس‌دهنده است و فرآیند و اولویت‌های «تحقیق و توسعه برای سرویس‌دهنده» از فرآیند و اولویت‌های «تحقیق و توسعه برای صنعت» متفاوت است. شاید برای تبیین بهتر موضوع لازم باشد تا مفاهیم علم، فناوری و نوآوری را از هم تفکیک کنیم.

نوآوری را عموما به عنوان یک مفهوم اقتصادی در نظر می‌گیرند که بیان می‌کند چگونه با داشته‌هایمان یک بهره‌وری اقتصادی مضاعف ایجاد کنیم. موضوع نوآوری در همراه اول نیز از سالیان پیش مطرح شده با این هدف که همراه اول بتواند در بستر داشته‌های فنی خود، خطوط کسب‌وکار جدیدی ایجاد کند.

از سویی دیگر، اپراتور؛ مصرف‌کننده فناوری بوده و صنعت؛ متولی توسعه فناوری است، توسعه علم نیز وظیفه دانشگاه‌ها است. اپراتور باید جایگاه خود را نسبت به حوزه‌های فناوری و علم مشخص کند.

در دنیا، توسعه علم، بیش‌تر در اختیار دولت‌ها و بنیادهای ملی است و فناوری نیز در نهادهای واسط بخش خصوصی و دولتی ساماندهی می‌شود. متاسفانه در ایران، دولت به درستی روی حوزه توسعه علم سرمایه‌گذاری نمی‌کند و بیشتر حول تولید مقاله کار می‌شود، در نتیجه گوشه‌هایی از دنیای علم که هسته آن توسط دیگران پی‌ریزیشده توسعه داده می‌شود. در توسعه فناوری نیز حاکمیت، ورود نظام‌مندی ندارد و از طرفی بخش خصوصی و نهادهای واسط نیز به خوبی عمل نکرده‌اند. همراه اول به عنوان بخشی از چارچوب حاکمیت می‌تواند بخشی از این خلأ که در صنعت ایجاد شده را پوشش دهد و در مسیر توسعه فناوری گام بردارد. اگر از این منظر نگاه شود، موضوع نوآوری موضوعی است که همراه اول برای افزایش درآمد به آن نیاز دارد و همچنین برای ایجاد خطوط جدید کسب‌وکار نیز باید به آن توجه کند. در حوزه فناوری، اپراتور نباید جای صنعت را بگیرد و این اشتباه است که خودش بخواهد توسعه فناوری بدهد و مثل بسیاری نهادها، پژوهشگاه و مرکز تحقیقات و دیگر ساختارهای شبیه به آن را ایجاد کند اما در شرایط کنونی کشور، اپراتور می‌تواند صنعت را تقویت کند و یا حتی صنایعی را شکل دهد که بتوانند توسعه فناوری دهند. استراتژی ما در مرکز تحقیق و توسعه همراه اول این است که بتوانیم با داشته‌های خود، کشور را با صنایع و شرکت‌های دانش‌بنیان در [1] TRL های میانی تقویت کنیم. به همین دلیل در نقاطی که احساس می شود در آینده نزدیک، نیازمند محصول هستیم به سراغ شرکت‌ها می‌رویم. در واقع رویکرد ما به گونه‌ای است که نه خودمان ورود می‌کنیم و نه مستقیم سراغ دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها می‌رویم. در این روند، دانش در دل شرکت‌ها و صنعت رخنه می‌کند و موجب رشد صنعت می‌شود. البته در موضوعاتی که سطح آمادگی پایین فناوری داریم، در قالب پروژه‌های تحقیقاتی با دانشگاه‌ها همکاری می‌کنیم، اما درصد کمی از منابع به این امر اختصاص می‌یابد و ورود ما به این موضوعات، به مثابه یک سرمایه‌گذاری بلندمدت خواهد بود.

ما باید این سه دسته (توسعه علم، فناوری و نوآوری) را از هم تفکیک کنیم و استراتژی ورود و وزن و اولویت تخصیص منابع را در هر یک از این سه حوزه تعیین کنیم.

در تعاملی که همراه اول در طول این سال‌ها با دانشگاه‌های برتر کشور داشته، فرایند همکاری به این شکل بوده که همراه اول از دانشگاه حمایت کرده و انتظار داشته که دانشگاه بتواند به تولید دانش پرداخته، این دانش به تدریج در دانشگاه رسوب کرده و کم‌کم منجر به ایجاد شرکت‌هایی شود. اما متاسفانه افرادی که در یک زمینه‌ای همکاری کرده‌اند، یک‌سال کار کرده‌اند و رفته‌اند و حضور مقطعی آن‌ها و عدم‌تمرکز لازم از سوی ایشان، مانع از رسوب دانش شده است.

مسیری که همراه اول باید در این حوزه طی کند را باید متناسب با فضای توسعه فناوری و نوآوری در کشور دید و طراحی کرد چراکه همراه اول جدای از کشور نیست و ما در زیست‌بوم ایران درباره همراه اول صحبت می‌کنیم. همان‌طور که اشاره شد، زیست‌بوم ایران در حوزه دیجیتال، کامل نبوده و در بخش‌هایی خلاهای بزرگی دارد. به عنوان مثال، در حالت ایده‌آل، اگر ورودی شتاب‌دهنده‌ها در کشور، یک پتنت یا دانش فنی می‌بود، بسیار مطلوب بود اما حقیقت این است که در ایران چنین چیزی نداریم! و چالش اصلی این است که نه دانشگاه و نه هیچ مجموعه‌ای در کشور این دانش فنی را خلق نمی‌کند و خروجی‌ دانشگاه‌ها بیشتر مقالاتی است که برای ایجاد یک کسب‌وکار راه‌گشا نیست. بنابراین، نهادهای متولی شتاب‌دهی مجبورند سراغ استارت‌آپ‌هایی بروند که صرفا مبتنی بر یک ایده هستند و نه مبتنی بر یک دانش فنی. بنابراین در زیست‌بوم نوآوری و فناوری کشور، یک خلأیی در این حوزه وجود دارد.

به عنوان مثالی دیگر، در تعاملی که همراه اول در طول این سال‌ها با دانشگاه‌های برتر کشور داشته، فرایند همکاری به این شکل بوده که همراه اول از دانشگاه حمایت کرده و انتظار داشته که دانشگاه بتواند به تولید دانش پرداخته، این دانش به تدریج در دانشگاه رسوب کرده و کم‌کم منجر به ایجاد شرکت‌هایی شود. اما متاسفانه افرادی که در یک زمینه‌ای همکاری کرده‌اند، یک‌سال کار کرده‌اند و رفته‌اند و حضور مقطعی آن‌ها و عدم‌تمرکز لازم از سوی ایشان، مانع از رسوب دانش شده است. بنابراین این موضوع در تعامل با دانشگاه‌ها یک چالش بوده است.

یا به عنوان نمونه‌ای دیگر، سرمایه‌گذاری‌های

اده‌سازی و بهبود عملکرد را می‌توان به‌طور تقریبی به اهداف تجاری همچون کاهش هزینه‌ها از دید اپراتورها و بهبود کیفیت سرویس از دید کاربران، نظیر کرد. هوش مصنوعی نشان داده که در زمینه‌هایی چون تشخیص خرابی، نگه‌داری مبتنی بر پیش‌بینی و کاهش مداخلات ازطریق بازرسی سایت‌ها به‌وسیله پهپادها، عملکرد خوبی از خود نشان می‌دهد.

ریسک‌پذیر واقعی در مراحل ابتدایی رشد استارت‌آپ‌ها به اندازه کافی در کشور وجود ندارد.

در حالت ایده‌آل، مطلوب بود که استارت‌آپ‌های توانمند و فناوری‌پایه وجود می‌داشت و همراه اول با تزریق سرمایه و زیرساخت و یا تعامل راهبردی با آن‌ها می‌توانست سرویس‌های دیجیتال خود را توسعه دهد. اما به دلایلی که گفته شد این محیط در کشور فراهم نیست و لازم است مسیر توسعه نوآوری و فناوری در همراه اول متناسب با زیست‌بوم نوآوری و فناوری کشور و چالش‌های آن طراحی شود. به طور طبیعی از اپراتور هم انتظار نداریم که بتواند تمام مشکلات این زیست‌بوم را حل کند.

در این شرایط، اپراتور در حوزه توسعه سرویس‌های دیجیتال مجبور می‌شود به جای اتکا به جریان شرکت‌های نوپا و استارت‌آپی مدل‌های جدیدی را اتخاذ کند. برای مثال در توسعه برخی سرویس‌های پایه خودش به سمت جذب نیروی ‌انسانی، پیش‌رفته و این مسیر خلاف رویکرد استارت‌آپی است. اما به‌نظر می‌رسد در شرایط فعلی کشور، راه جایگزین موثری وجود ندارد. از سوی دیگر، زیست‌بوم توسعه فناوری در کشور اپراتور را مجبور می‌کند از برخی سرویس‌های دیجیتال که نیاز به پیشینه فناوری قوی‌تری دارند محروم شود. برای رفع این خلأ هم اپراتور مجبور می‌شود با شرکت‌هایی که حتی ممکن است برای عملیات استارت‌آپی در حوزه اقتصاد دیجیتال تعریف نشده باشند در موضوع توسعه زیرساخت‌های فناورانه دست به همکاری از جنس تحقیق و توسعه بزند.

و نوآوری داریم. در حوزه توسعه علوم مربوط به فناوری اطلاعات و ارتباطات، رفتار ما باید منجر به نگهداشت نیروهای نخبه در کشور و نهادهای علمی آن بشود. در این حوزه نباید چشم‌داشت سهمی و مالی زیادی داشته باشیم و صرف نگهداشت این افراد در کشور و فعالیت آن‌ها در داخل کشور دستاورد لازم را برای ما خواهد داشت. مرکز تحقیق و توسعه همراه اول این گام را برداشته و نقطه شروع درستی است، اما بایستی در انتها منجر به نگهداشت نیروهای نخبه شود، هم نگهداشت در کشور و هم نگهداشت در حوزه توسعه علم و دانش.

در حوزه توسعه فناوری‌ها، که نقش دیگر مرکز تحقیق و توسعه است، راهبرد اصلی، شناسایی و تقویت شرکت‌های فناور و دانش‌بنیان است و همراه اول می‌تواند در این حوزه، محل اطمینانی برای حاکمیت بوده و در کنار سایر ارکان حاکمیت به توسعه فناوری‌ها و تقویت شرکت‌ها بپردازد. برای نمونه تشکیل صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی (سی‌وی‌سی)[2] همراه اول با صندوق نوآوری شکوفایی که اخیرا انجام شد در همین راستا بوده است. به عنوان نمونه‌ای دیگر، تضمین خریدهایی که همراه اول به برخی شرکت‌های فناور می‌دهد و این شرکت‌ها به پشتوانه این تضمین، می‌توانند

تسهیلات جذب کنند نیز از این دسته به شمار می‌رود. این اقدامات منجر به بزرگ شدن صنعت، جهت‌دهی صحیح به منابع دولتی و به نوعی ضمانت‌دهنده فنی خواهد بود. بومی‌سازی و تامین نیازمندی‌های همراه اول از داخل کشور – که از جمله مأموریت‌های اصلی مرکز تحقیق و توسعه است – نیز سبب شده تا صنعت رشد کرده و انگیزه مهمی برای شرکت‌ها باشد. برای مثال، شرکت‌های فناور و اساتید زیادی از دانشگاه‌های برتر کشور در طول دو سال گذشته با دیدن فعالیت‌های مرکز تحقیق و توسعه همراه اول، انگیزه و جنب و جوش ویژه‌ای پیدا کرده‌اند.

اما در موضوع نوآوری، جریان استارت‌آپی کشور در حوزه اقتصاد دیجیتال، هنوز احساس نکرده‌ که مأمنی به نام همراه اول وجود دارد که می‌تواند کسب‌وکار خود را با آن به اشتراک بگذارد تا با هم رشد کنند، نقطه ضعف اصلی است که باید روی آن تمرکز جدی صورت گیرد. اکوسیستم همراه اول هنوز در این حوزه اقدام جدی انجام نداده، نگاه شرکت‌ها صرفا محدود به حرکت اول و هاب‌ها شده و این دو هم صرفا شبیه صندوق عمل می‌کنند و در ازای پولی که می‌دهند سهمی را دریافت می‌کنند، در حالی‌که این مسیر نیاز به تعریف چارچوب‌های همکاری دقیق و در عین حال انگیزاننده‌ دارد که هنوز در آن خلأ داریم.

به هر حال همراه اول یک بنگاه اقتصادی است و باید در نهایت به سهامداران خود پاسخگو باشد اما به‌طور کلی ما برای کل صنعت ICT قله‌هایی را ایجاد می‌کنیم و می‌خواهیم نماد و نمونه موفقی باشیم از ورود یک سرویس به یک اکوسیستم که می‌تواند بعدها در سایر حوزه‌ها و صنایع تسری یابد. در بسیاری از حوزه‌های کشور نیز مشکل، نبود یک نمونه موفق است. بنابراین ما در مرکز تحقیق و توسعه همراه اول به دنیال ایجاد یک نمونه موفق در صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات هستیم و بنا نداریم که در تمامی مسائل حوزه ICT ورود کامل کنیم.        

تحول دیجیتال، یک پدیده است که الزامات مختلفی دارد و مرکز تحقیق و توسعه، فراهم‌کننده زیرساخت‌های فنی لازم برای آن است. به علاوه، طراحی و توسعه راهکارها در حوزه تحول دیجیتال باید به صورت توزیع‌شده باشد و ایده‌های نو باید از جامعه مطرح شود که مرکز تحقیق و توسعه در تسهیل زیرساخت و ایجاد چارچوب لازم برای این مهم نیز باید نقش‌آفرینی کند.

در موضوعاتی که نیاز و تقاضا در همراه اول وجود دارد، تنظیم طرح کسب‌وکاری وظیفه متقاضی است و مرکز تحقیق و توسعه صرفا وظیفه برآوردن این نیاز را با ابزارهای در اختیار خود دارد. هر چند مرکز تحقیق و توسعه می‌تواند در زمینه تدوین طرح کسب‌وکاری در نقش مشورت‌دهنده و کمک‌کننده باشد اما تصمیم نهایی در خصوص انجام یا عدم ‌انجام با متقاضی و واحدهای کسب‌وکاری

است. در واقع در موضوعاتی که مرکز تحقیق و توسعه، تقاضامحور کار می‌کند نیاز به تدوین طرح کسب‌وکاری وجود ندارد. در موضوعاتی که جنبه علمی و تحقیقاتی دارد نیز خود علمی که به آن دست پیدا می‌شود قدرت و ارزش است و نباید با دید کسب‌وکاری به آن نگاه کرد.

در حوزه اعطای گرنت‌های پژوهشی نیاز به یک تفکیک بین دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری داریم. تحصیل در دوره دکتری، در کشور ما تا حدی بی معنی شده چرا که شاخص‌های عملکردی آن تولید مقاله است و مقاله هم خیلی حول موضوعات کشور نیست. از سوی دیگر مخارج دانشجو نیز تأمین نمی‌شود و لذا دانشجو مجبور است کار کند و شاغل باشد و با مشقت یک مقاله‌ای چاپ کند تا بتواند این دوره را بگذراند. این فرآیند را نه همراه اول و نه هیچ مجموعه دیگری نمی‌تواند تغییر اساسی دهد. اگر این فرآیند تغییر کند و شاخص‌های عملکردی برای دانشجوی دکتری در سطح کشور عوض شود، (برای مثال پایان‌نامه‌ها مبتنی بر گرنت از یک شرکت در صنعت باشد) امید رخ دادن اتفاقات خوبی در کشور هست، اما با فرآیند فعلی تأثیر جدی نمی‌تواند داشته باشد.

در خصوص اولویت حمایت‌ها از دانشجویان، دوره‌های کارشناسی‌ارشد و پسادکتری به دلیل نداشتن شاخص ارائه الزامی مقاله، برای حمایت بهتر خواهند بود و به نظر می‌رسد سرمایه‌گذاری روی این بخش مؤثرتر بوده و باید وزن بیشتری داشته باشد.

از آنجایی‌که یکی از مأموریت‌های مرکز تحقیق و توسعه رصد فناوری‌های نوظهور و لبه است، بنابراین باید در این زمینه نسبت مرکز تحقیق و توسعه با دیگر معاونت‌های همراه اول مشخص شود و اگر امکان‌پذیر است یک کارگروه مشترک در سطح همراه اول ایجاد شده و سیاست‌گذاری رصد فناوری در کل همراه اول از آن کارگروه نشأت گیرد. از جهت مأموریتی و بازه زمانی نیز به نظر می‌رسد مرکز تحقیق و توسعه باید نگاه بلند‌مدت‌تری داشته باشد و رصد فناوری را با این رویکرد انجام دهد.


[1]– سطح آمادگی فناوریTechnology readiness level

[2]– Corporate venture capital

 

پیمایش به بالا