شاید بتوان «تحول» را ثابتترین اصل صنعت تلکام دانست؛ مسیری که این صنعت از دهه 1970 آغاز کرده و تقریباً هر 10 سال با معرفی یک نسل جدید از ارتباطات بیسیم آن را دنبال کرده است. با معرفی 5G و چشمانداز ارائه خدمات فراتر از اتصال، مسیر تحولی که اپراتورها در آن قرار دارند دچار تغییرات شگرف شده است. در دنیای 5G اپراتورها دیگر تنها ارائهدهنده اتصال نبوده و باید با استفاده از قابلیتهای جدید شبکه برای خود جایگاهی در بازار ارائه خدمات دیجیتال تعریف (دستوپا) کنند. تعریف این جایگاه جدید و استفاده از روشهای درآمدزایی نوین، نیازمند نوآوری در ابعاد متفاوت از قبیل ساختار و فرهنگ سازمانی بوده و مدیریت فناوری برای جذب فناوریهای نوظهور و بهکارگیری آنها اهمیت مییابد.
در این مصاحبه با آقای مهندس طحان لتیباری، رئیس اداره سرویسهای نوین شبکه مرکز تحقیق و توسعه همراه اول، به تحولاتی که صنعت مخابرات از ابتدا تا کنون داشته پرداختهایم و مهمترین وظایفی که اپراتورها باید در دستور کار قرار دهند تا بتوانند در شرایط جدید و اتفاقات نو، دوام آورده و پاسخگوی نیاز بازار و مشتری باشند عنوان شده است. در این راستا به نقش اساسی مرکز تحقیق و توسعه همراه اول به عنوان بازوی توانمندساز اپراتور در این مسیر نیز اشاره شده است.
برای آشنایی بیشتر خوانندگان، لطفاً درباره خودتان، سوابق و تجاربتان در مجموعه همراه اول بفرمایید.
رضا طحان لتیباری هستم و از سال 1380 در مجموعه مخابرات فعالیت دارم. ابتدا در حوزه فنی و در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته مهندسی الکترونیک تحصیلات آکادمیک خود را آغاز نمودم و به صورت تخصصی بر روی اتوماسیون صنعتی متمرکز شدم. به واسطه این علاقه به مدت 6 سال در صنایع مختلف از جمله تأمین قطعات خودرو، کاشی، فولاد و نساجی سامانههای مکانیزه را طراحی و پیادهسازی نمودم از سال 1379 تدریس در دانشگاه را شروع کردم و به مدت 10 سال در مقاطع کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد برق و کامپیوتر تدریس را تجربه کردم. با توجه به اینکه متوجه شدم برخی از مشکلات با دانش فنی قابل حل نیستند و راه حل مسئله در دانش مدیریت است در این حوزه جدید تحصیلات آکادمیک را ادامه دادم. ابتدا در مقطع کارشناسی ارشد رشته product and market management تحصیل کردم و سپس با ورود به دوره DBA ادامه مسیر دادم. موضوع تحول دیجیتال و تاثیرات متقابل آن در سطوح سازمانی به خصوص رهبران ارشد و همچنین مدلسازی مقاومت سازمان در مقابل تحول دیجیتال دو زمینه ای بود که در این دو مقطع به آن پرداختهام. در حال حاضر به حوزه مدیریت فناوری و مدیریت استراتژیک بنگاهها، حاکمیت شرکتی و حکمرانی اینترنت میپردازم. عضو انجمن مدیریت فناوری ایران و انجمن مدیریت ایران هستم.

ورودم به حوزه مخابرات از تلفن ثابت رقم خورد. دوسال ابتدایی در راهاندازی تلفن ثابت مشغول بودم. در سال 82 کار روی طراحی شبکههای IP را شروع کردم و در طراحی شبکه دولت به عنوان نماینده استان حضور داشتم. بعد از آن وارد فضای IT شدم و اولین ERP مخابراتهای استانی را راهاندازی کردیم. در آن زمان معاون وقت وزیر ارتباطات برای افتتاح آمدند و تجربه بسیار خوبی بود. در سال 86 وارد ارتباط سیار شدم و تا سال 88 که طراحی شبکه IP همراه اول را شروع کردیم، کارشناس طراحی شبکه PS بودم. در سال 90 به اداره کل انتقال به عنوان رئیس اداره طرح و بهینهسازی شبکه IP backbone همراه اول منتقل شدم. شبکه IP Backbone همراه اول اولین شبکه یکپارچه IP در سطح اپراتورها بود و آن زمان بزرگترین شبکه IP کشور بود. پیچیدگی بسیار زیادی داشت و تجربه بسیاری اندوختیم. تا سال 1400 که به عنوان مدیرکل طرح و مهندسی Core دوباره به Core برگشتم. تقریبا هر ده سال یکبار شبکه مخابرات متحول میشود. من در تحول سال 90 نقش پررنگی داشتم در سال 1400 هم همین نقش را ایفا کردم و بعد هم 1401 با عنوان مدیر سرویسهای نوین شبکه به مرکز تحقیق و توسعه همراه اول آمدم.
صنعت ارتباطات سیار از زمان پیدایش تا کنون دورههای مختلفی را سپری کرده و از جهات مختلف دچار تغییر و تحول شده است. شما در طول فعالیت خود در این صنعت این تحولات را چگونه دیدهاید؟
ارتباط سیار با ارائه سرویس Voice آغاز به کار کرد. کتابی به نام The forth Wave در سال 2013 منتشر شده است که صنعت همراه را به 4 موج تقسیم میکند. 1- موج Voice، 2- موج Messaging، 3- موج Data و موج چهارم Digitalization. که الان در موج چهارم هستیم. با نگاه به این تحولات و مقایسه موجها، میبینیم که هر کدام از آنها به همراه خود علاوه بر تکنولوژی، یک فرهنگ سازمانی جدید وارد مجموعه میکنند. شاید بزرگترین تحولی که در مجموعههای MNO ایجاد میشود در فرهنگ است که سختترین بخش هم است چون تحولات تکنولوژی با وجود پیچیدگی که دارند، تحولات نسبتا سادهای هستند و جذب و به کار گرفتن آنها خیلی پیچیدگی ندارد. اما برای پیادهسازی تحول ناشی از تکنولوژی در بستر سازمان، باید آمادگی پذیرش آن در سازمان ایجاد شود که این امر بسیار وابسته به فرهنگ سازمانی است. من یادم هست فرهنگ سازمانی وویس با شبکههای ثابت خیلی مشابهت داشت و همکارانی که در شبکههای ثابت کار میکردند خیلی راحت توانستند وارد موج اول بشوند. مسیجینگ هم با موج اول در یک راستا بود. اما زمانی که موج دیتا وارد شد، اختلاف فرهنگی بسیار زیادی بین حوزه دیتا و وویس و مسیجینگ وجود داشت. به عبارتی بین تکنولوژی CS و تکنولوژی PS اختلاف سازمانی زیادی وجود داشت که باعث میشد یک شکاف اگر نگوییم نسلی، شبه نسلی اتفاق بیفتد. در دوران گذر از این موجها در حالی که بدنه همراه اول از سرویسهای CS تشکیل شده بود، سرویس PS و بعد از آن شبکه IP وارد شدند و پذیرش این سرویسها برای همراه اول چالش بزرگی بودند که به تدریج سعی شد برطرف شوند. حال فرض کنید هنوز چالشهای فرهنگ پذیرش PS حل نشده بود که Digitalization وارد شد که یک تحول کامل بود. همزمان با آغاز موج چهارم در سال 2013، وودافون گزارشی را منتشر کرد که نشان داد در آن سال برای اولین بار YoY compound growth وودافون ناشی از تمام سرویسها منفی شد و نکته جذابی مطرح شد که که اگر MNOها به فکر نیفتند مطمئناً بازار را از دست خواهند داد. با توجه به این که وودافون که اپراتوری چندملیتی است با چنین چالشی مواجه شد، این تحول برای شرکتهایی نظیر همراه اول احتمالاً تبعات بیشتر و بزرگتری به همراه خواهد داشت. پس باید خیلی سریع اقدام کرد و سرویسهای جدیدی را ارائه داد. که امیدوارم با ایجاد مرکز R&D این امر سرعت پیدا بکند.

تحولاتی که صنعت تجربه کرده احتمال قوی روی بحث Core شبکه هم بوده که بتواند به نیازهای صنعت پاسخ دهد. لطفا در مورد تحولات بخش Core هم برامون توضیح دهید.
میتوان گفت هر 10 سال در Core شبکه هم تحولاتی داریم. در سال 1390، Core همراه اول از حالت کاملاً سختافزاری به Soft switchها تبدیل شده و یک مرحله از نرمافزاری سازی را تجربه کرد. در سال 1400 تکنولوژیهای Virtualization و Cloudification با توجه به تمایل اپراتورها به از بین بردن وابستگی سختافزار و نرمافزار و آزادی عمل بیشتر در برابر وندورها اهمیت پیدا کردند. در سال 1400 ما تلاش کردیم Virtualization را در تمام ابعاد شبکه پیادهسازی کنیم و شبکهها راVirtual و Cloud based کردیم. بزرگترین چالشی که در آن زمان به وجود آمد و نه تنها همراه اول بلکه باقی اپراتورها را هم به چالش کشید، تحول تکنولوژی موبایل و ورود 5G بود. شبکه سیگنالینگ که قبلاً 2G، 3G و 4G را هندل میکرد حالا باید 5G را هم هندل کند. در شبکههای 5G به خصوص 5G SA، شبکه Core کاملاً متحول میشود که نتیجه این تفاوت، عدم همخوانی با نسلهای گذشته است. پس باید شبکهای میساختیم که بتواند یکپارچه برای نسلهای مختلف موبایل سرویس ارائه کند. از این رو، در سال 1400 ناگزیر شدیم شبکه سیگنالینگ همراه اول را علاوه بر Cloudify کردن، برای سرویسدهی یکپارچه به CS و PS یکپارچهسازی کرده و Converged signaling system را پیادهسازی کنیم. همین کار را باید برای شبکه دیتا هم انجام میدادیم که برای شبکه دیتا باید به Single packet core برسیم که بتواند درنسلهای 2G تا 5G سرویس ارائه کند. انجام روندی که گفتیم برای شبکه PS نسبت به CS متفاوت بود. چون در شبکه PS نمیتوانستیم 5G را کنار 4G بهصورت مجزا داشته باشیم. راهکاری که در آن زمان داشتیم پیادهسازی اولین مرحله فناوری [1]CUPS و جداسازی یوزر پلین و کنترل پلین بود. اما با توجه به نگاهمان به بازار و این موضوع که تکنولوژی CUPS نخواهد توانست نیازهای جدید را پاسخگو باشد، از CUPS عبور کردیم و مستقیم پیادهسازی 5G SA و single packet core را در دستور کار قرار دادیم. SPC را خوشبختانه در آخرین مذاکراتی که با وندور داشتیم به توافق خوبی رسیدیم و راهکار را نهایی کردیم. در کنارش شبکه CS را هم داشتیم که باید Cloudify میشد. شبکه CS با توجه به وجود نود CS در تمام استانها، شبکه بسیار بزرگی است. از طرفی، در همه استانها نیاز به ارتباط با باقی شبکهها در ارتباطات وویس داریم. بارزترین ارتباطی هم که نیاز داریم با شبکه تلفن ثابت است که گستردگی بسیاری دارد منتها به لحاظ ظرفیت ممکن است کوچک باشد. و نکته دوم و مهمتر که ما را با چالش مواجه کرد این بود که شبکه ثابت کشور متاسفانه متحول نشده و یک شبکه قدیمی است که Virtual هم نشده است. پس نیاز داشتیم با شبکه legacy ثابت ارتباط داشته باشیم که ما را ناگزیر میکرد شبکه CS را با ملاحظات ویژهای طراحی کنیم. علاوه بر اینها، در 2G و 3G، CS کامل داشتیم در 4G، VoLTE و در 5G، VoNR را باید پیادهسازی میکردیم، یعنی حداقل 3 نوع شبکه وویس. اینجا هم باید Single Voice Core را پیادهسازی میکردیم که طراحی شده و پروپوزال آن تهیه شد. البته با توجه به ابعاد بسیار بزرگ شبکه و عدم تغییر بارز درآمدهای ناشی از سرویسهای وویس، در این مورد چالشهای سرمایهگذاری داریم و حتی ورود چنین تکنولوژیهایی مقداری توجیه ناپذیر هم هستند. برای جمعبندی در خصوص تحولات Core شبکه، در مرحله اول، ما شبکه Core را Cloud based کردیم. مرحله دوم، 5G وارد شد. 5G که در شبکه همراه اول طراحی شده و انشالله پیادهسازی شود 5G SA است. و میتواند از SBA[2] پشتیبانی کند. که با پیادهسازی SBA میتوانیم سرویسهای متنوعی را به مردم و شرکتها ارائه دهیم.
زمان حضور گسترده 5G در کشور را چطور تخمین میزنید؟ چه موانعی در خصوص پیادهسازی 5G برای اپراتورها بهخصوص همراه اول در کشور وجود داشته است؟
همانگونه که در گزارشهای داخلی نیز آمده و براساس آمار Global Mobile Broadband forum که گزارشهای پیادهسازی 5G در مناطق مختلف دنیا را ارائه میدهد، خوشبختانه در کشور ایران 5G عملیاتی شده است. شبکه 5G که در مجموعه همراه اول پیادهسازی شد به صورت NSA است که اغلب اپراتورها هم همین استراتژی را پیش گرفتهاند. در این حالت استقرار، برای ارائه 5G، تنها نیاز به تحول شبکه RAN بود که انجام شد. قاعدتاً در این مرحله از سه رأسی که 5G دارد: eMBB، URLLC و MMTC، ما eMBB را پیادهسازی کردیم و چون شبکه Core را تغییر ندادیم، تنها پهنای باند بزرگتری ارائه دادیم. در عملیاتیسازی شبکه 5G نکته بسیار مهمی که وجود دارد این است که حتی اگر اپراتور 5G را پیادهسازی کند، تا زمانی که دیوایسها از 5G پشتیبانی نکنند میزان نفوذ 5G در کشور افزایش پیدا نخواهد کرد. در حال حاضر، بسیاری از دیوایسهایی که وارد کشور شدند به لحاظ مشخصات از 5G پشتیبانی میکنند اما به واسطه یک سری مباحث مانند تحریم خیلی از دیوایسها در کشور ما از 5G پشتیبانی نمیکنند. که همین امر باعث شده علیرغم حضور 5G در شهرهای بزرگ کشور، ضریب نفوذ 5G در کشور ما بالا نباشد. با وجود این امر که ارائه سرویس 5G در مرحله اول با استراتژی شناسایی مشتریان نیازمند به پهنای باند بالا، بهصورت Hotspot انجام شده چالش بزرگ ما دیوایسهایی هستند که از 5G در ایران پشتیبانی نمیکنند.
اشاره کردید که پیادهسازی 5G به صورت Hotspot و شناسایی مشتریان نیازمند به پهنای باند بالا صورت گرفته است. صحبتی که در این موضوع مطرح میشود آمادگی و بلوغ صنایع برای بهرهگیری از سرویسهای 5G است. چه میزان اپراتور را مسئول احصاء نیازها و بلوغ صنایع میبینید؟ برنامه شما در مرکز تحقیق و توسعه برای توسعه 5G و آمادگی صنایع و ورتیکالهای وابسته به چه صورت است؟
با صحبت همزمان در خصوص 5G و صنایع وابسته، موضوع Industry 4 مطرح میشود. دانستن میزان عملیاتی شدن I4 در کشور به ما در زمینه انتخاب صنایع آماده برای پذیرش سرویسهای 5G کمک میکند. در دنیا صنعت معدن به لحاظ بلوغ و آمادگی برای بهرهگیری از سرویسهای 5G، صنعت بسیار آمادهای است. دلیلش هم چالش HSE و سلامت معدنکارها است. حالا با توجه به اینکه سایتهای معدن سایتهای دورافتادهای هستند ارائه سرویس ارتباطی به چنین سرویس دورافتادهای از طریق شبکههای ثابت امکانپذیر نیست. بنابراین بهترین گزینه شبکه بیسیم است که بتواند دورافتادگی را پوشش دهد، محیطهای سربسته را پوشش دهد و مهمتر از همه از تحرک پشتیبانی کند. معدن که به آن اشاره کردم به نظر میرسد آمادگی خوبی دارد و دنبال راهکار دریافت سرویس از اپراتورها است. اما برای اینکه این اتفاق بیفتد باید این دیدگاه در مجموعه همراه اول ایجاد شود که در عصر جدید شرکتها دیگر تنها به دنبال Connectivity و پهنای باند نبوده و نیازمند total solution هستند. در واقع، دیگر برای شرکتها مهم نیست که با چه تکنولوژی نیازشان را جواب میدهیم. مشکلشان را مطرح میکنند و تفاوتی ندارد ما در اپراتور خودمان این سولوشن را پیادهسازی کنیم یا با همکاری با دیگر شرکا، یک راهکار ارائه بدهیم. اپراتورها الان باید total solution روی میز بگذارند. لازمه ارائه total solution این است که بتوانیم سرویسهایی که مشتری میخواهد را پیادهسازی کنیم. آیا همه نیاز مشتری را میتوانیم ما جواب بدهیم؟ چنین امری برای اپراتور که خیلی از صنایع را نمیشناسد استراتژی غلط و منسوخی است. باید فرهنگ همکاری با پارتنرها را به سازمان آورده و با backward integration یا forward integration با پارتنرها total solution را به مشتری ارائه دهیم. پس اگر شما میخواهید ورتیکال را enable کنید یا ورتیکال اصلا آمادگی ندارد و میخواهید یک بازار جدید خلق کنید باید ابتدا خودتان آماده شوید. که در این جا نقش مرکز R&D به شدت پررنگ است.
مرکز R&D به واسطه فراغت بالی که نسبت به کارهای اجرایی روزانه در بدنه همراه اول دارد میتواند در این حوزه وارد شود. همچنین، مرکز R&D قابلیت جذب تکنولوژی بسیار بالایی داشته و ارتباطات با نهادها و سازمانهایی که تکنولوژی را در اختیار دارند را هم به خوبی میتواند برقرار کند. پس مرکز R&D برای اینکه همراه اول را توانمند کند و بعد به ورتیکالها متصلش کند میتواند نقش بسیار خوبی ایفا کند.
مورد دیگر این است که بسیاری از صنایع نیازشان را میدانند و دورادور هم این تکنولوژیها را شناختند اما عمیقاً لمسش نکردند. به خصوص در صنایع بزرگ با پتانسیل درآمدزایی بالا، مدیران لایه بالا در صنعت خودشان متخصص هستند و در برخی موارد درکی از این تحول ندارند. پس اپراتور و مرکز R&D باید در این شرایط لیدر باشند. سال گذشته در اجلاس MWC اپراتورها در ارائه total solutionها و drive کردن باقی صنایع به شدت پررنگ بودند. گاهی اوقات هم نیاز است به جای شو-روم به صورت هدفدار به سراغ صنایع برویم. شو-روم برای صنایعی که سطح بلوغ مناسبی ندارند موثر خواهد بود. ولی در مورد صنایعی که سطح بلوغ مناسبی دارند، اگر شما بتوانید به صورت هدف دار عمل کنید و مشکلشان را حل کنید آنها خود را منطبق میکنند. بنابراین پیشنهادم این است در کنار شوروم برای صنایعی که بلوغ پایینی دارند، با ارائه راهکارهای یکپارچه و متمرکز بر حل مشکلات به صنایعی مراجعه کنیم که سطح بلوغ مناسبی دارند.
در صحبتهایتان به مفهوم نوآوری باز و همکاری با صنایع و entityهای مختلف برای رسیدن به توتال سولوشن اشاره کردید. اهمیت نوآوری را در عصر تحول دیجیتال چگونه میبینید؟
به نکته خوبی اشاره کردید. البته نوآوری باید در تمام سازمان رسوخ کند. نکتهای که در اینجا وجود دارد، ما خیلی اوقات نوآوری را صرفاً با تکنولوژی محشور میبینیم. وقتی راجع به نوآوری صحبت میکنیم فکر میکنیم نوآوری فقط باید در تکنولوژی اتفاق بیفتد و تکنولوژی هم فقط به حوزه تکنیکال محدودش میکنیم. در حالیکه، نوآوری در بیزینس مدل، یکی از مهمترین موضوعاتی است که اپراتور باید به آن بپردازد. مثالی که به وضوح نوآوری در ارائه خدمات از طریق یکپارچگی میان پاراتنرها را نشان میدهد نحوه ارائه خدمات تعمیر لپتاپ توسط شرکت دل است. این شرکت خدمات تعمیر لپ تاپهایش را با توجه به مزیت رقابتی بسیار خوبی که شرکت پست در شبکه توزیع دارد، به شرکت پست امریکا واگذار کرده است. دل با توجه به اینکه نیاز دارد به مشتری در نقاط مختلف کشور پاسخگو باشد، توانایی این شرکت در توزیع را شناسایی کرده و تکنولوژی تعمیر لپتاپ را منتقل میکند و از طریق اینتگریشن خدمات پس از فروش خود را ارائه میدهد. اینجا هم به این نوع نوآوریها نیاز داریم. در پژوهشی که IBM در سال 2016 انجام داده و 1500 شرکت را مطالعه کرده است. طی این پژوهش، سه چالش اصلی پیش رو برای سازمانهای بزرگ مطرح شده است که یکی از مهمترین چالشها نوآوری است البته نه نوآوری در محصول و یا خدمت. بلکه طبق پژوهش IBM، نوآوری در رهبری سازمانها چالش آینده خواهد بود. پس در اینجا موضوع تکنولوژی نیست و نوآوری در رهبری را مهم میبیند. چالش دیگری که ذکر شده است چالاکی در عملیات سازمان است پس باید نوآوری در فرایند و مدل عملیاتی سازمان داشته باشید. که دوباره به مباحث فنی برنمیگردد. مورد سوم که در گزارش مطرح میکند، بحث complexity است. میگوید که ما از دنیای Complicated کاملا جدا شدیم و در دنیای Complex زندگی میکنیم. باید توانایی تحمل ابهام داشته باشیم و در تحمل ابهام یکی از کارهایی که میکنیم این است که باید آینده را تا حدممکن قابل پیشبینی کنیم. پیشبینی پذیری زمانی اتفاق میفتد که بتوانیم گذشته را به خوبی تحلیل کنیم و روندهایی که روی آینده تاثیرگذار است را خوب بشناسیم. اینجا هم نوآوری در فرایند میتواند مطرح باشد.

در مورد بازگشت سرمایه در 5G، با توجه به این موضوع که درآمدزایی در این نسل متفاوت از نسل های قبلی است که صرفا وویس، پیامک یا دیتا بود و اپراتورها برای درآمدزایی به روش های جدیدی مانند فروش سرویسها به صورت B2B نیاز دارند، خواستیم نظر شما را در این مورد ببینیم و برنامه همراه اول برای درآمدزایی در نسل پنجم را بدانیم؟
به نکته بسیار خوبی اشاره کردید، در سال 2018 یک تحقیقی از ADL منتشر شد که در آن با بررسی فاکتور enterprise value to EBITDA صنایع مختلف را ارزیابی کردند و نشان دادند تلکام پایینترین وضعیت enterprise value را دارد. یعنی میزان سودآوری این صنعت در مقابل صنایع دیگر مانند غذا، سلامت و … بسیار ناچیز است. این موضوع به ما نشان میدهد که اگر میخواهید در 5G سرمایه گذاری کنید باید دقت کافی داشته باشید چون بازگشت سرمایه خیلی خوب ندارد. ADL در بررسی دیگری درمورد درآمدزایی اپراتورها نشان میدهد، در مرحله اول از ارائه خدمات 5G که پهنای باند و سرعت بیشتر است، با توجه به این امر که سرعت بیشتر لزوماً منتج به درآمد نخواهد شد برای درآمدزایی باید به ارائه سرویسهای متمایز فکر کنیم. پس احتمالاً باید سرویسهایی را ارائه کنید که وجه تمایزتان در آن نسبت به باقی تکنولوژیها در مرحله اول و بعد نسبت به اپراتور رقیب بالاست. یکی از تکنولوژیهایی که همراه 5G ارائه شد، تکنولوژی slicing بود، که ما بتوانیم slice خاصی را به یک user، صنعت و یا ترافیک خاص اختصاص دهیم. اگر ما بتوانیم slicing را پیادهسازی کنیم میتوانیم مدل درآمدی متفاوت داشته باشیم. در کنار تمایز به diversification هم احتیاج است. شرکت ADL در گزارشی مطرح میکند که اپراتورها باید در کنار استراتژی core و near the core، یک beyond the core هم داشته باشند و beyond را هم به دو بخش convergent که بسیار نزدیک به near core است و new business تقسیم میکند. گاهی اوقات برای جذب درآمد از 5G باید به فکر بیزینسهای جدید باشیم. تا حالا اپراتور بودیم اما این اپراتوری نیاز به تحول دارد. به عنوان مثال، در حوزه سلامت، انواع eها قابل پیادهسازی هستند، مانند edoctor، ecare و … اینها همه near و beyond از Core هستند. اما در new business، هم میتوان وارد شد و مثلا وارد fitness center یا صنعت بیمارستان شد. با توجه به پیادهسازی Cloud که اپراتور دارد، نقطه قوت آن نسبت به باقی صنایع برای ارائه بستر ارتباطی و زیرساخت لازم برای تحلیل داده بسیار بزرگتر است. پس در صنعت 5G اگر میخواهید نرخ بازگشت سرمایه بالایی داشته باشید باید از MNO صرف بودن فاصله گرفت و از 5G به عنوان یک بستر خوب ارتباطی، تحلیلی و زیرساختی برای ارائه سرویسهای جدید در بازارهای جدید استفاده کرد تا پیادهسازی 5G توجیهپذیر باشد.
اهمیت هوش مصنوعی به میزانی است که برخی منابع، هوش مصنوعی را بُعد چهارم فناوری 5G میدانند و شکوفا شدن اکوسیستم را در گرو بهرهگیری از AI میبینند. به نظر شما کاربرد هوش مصنوعی در کدام بخش از کسب و کار اپراتورها حیاتیتر است و نمود بهتری خواهد داشت؟
برای اپراتورها دو ساحت در استفاده از هوش مصنوعی میبینیم. یک ساحت مربوط به بخشی است که با مشتری سروکار داریم. که خودش دو بخش است، بازاریابی و customer care. در بازاریابی مهمترین فاکتور آنالیز بازار است. اگر بتوانیم بازار را آنالیز کنیم و رفتارهای آینده بازار را تحلیل کنیم خیلی خوب میتوانیم بستههای محصول ویژهسازی شده ارائه کنیم. هوش مصنوعی در این بخش خیلی خوب میتواند کمک کند. نکته دوم customer care است. بخش بزرگی از عملیات اجرایی اپراتور معطوف به پاسخگویی به مشتریانش است. شما اگر بتوانید هوش مصنوعی را به خوبی به کار بگیرید چه در قالب مدیریت دانش و آموزش افرادی که به مشتری جواب میدهند یا در قالب رباتهایی که به عنوان پاسخگوی خودکار باشند و به مشتری جواب بدهند، هوش مصنوعی بسیار کمک کننده خواهد بود. نمونه بارزش Chat GPT است که میتواند در حوزه Customer care ربات بسیار خوبی باشد. ساحت دوم مربوط به بخش شبکه است که بیشترین تعداد پروژه پایلوتی که منتج به نتیجه شده کاربرد هوش مصنوعی در شبکه بوده است. خیلی از اپراتورها سراغ بازار یا Customer care رفتهاند، اما دیتای بزرگی در بخش شبکه داریم که تحلیل این دیتا کار نسبتاً سادهتری است. با توجه به این شرایط، احتمالاً شبکه بهترین گزینه ورود هوش مصنوعی برای اپراتورها است. اپراتور الیسا در اروپا نمونه بسیار خوبی برای این مسئله است. طبق گزارشی از این اپراتور، در بازه زمانی 2011 تا 2014 تعداد اکشنهایی که در شبکه انجام میدادند به نهایت 3000 اکشن محدود بودند در حالیکه با استفاده از هوش مصنوعی در سال 2020، این تعداد به 51000 اکشن در هر روز رسیده است. در واقع با هوش مصنوعی توانسته بسیاری از اکشنها را با Predictive Maintenance قبل از اینکه اتفاق بیفتد در شبکه پیشبینی کند. طبق گزارشی از این اپراتور، در سال 2020، 96% اکشنها PM بوده و با این کار 73% خرابیهایی که روی مشتریان تاثیر میگذارد کم شده است. با هوش مصنوعی علاوه بر کاهش خرابیها هزینه Opex هم کاهش پیدا میکند. پیشبینی میکنم اگر اپراتور بخواهد به سراغ استفاده از تکنولوژی هوش مصنوعی برود و اگر بخواد Quick win داشته باشد، بهترین انتخاب شبکه است.
لطفاً در مورد اداره سرویس های نوین و مأموریتهای این اداره بیشتر برامون توضیح دهید.
در این گفتگو به کرات در مورد total solution صحبت کردیم. من فکر میکنم چارت سازمانی مجموعه R&D به خوبی طراحی شده که یکی از اداراتی که برای آن دیده شده اداره سرویسهای نوین شبکه است. ماموریتی که برای این اداره تعریف شده End 2End است. در مجموعه، در حوزه شبکه به موضوعات شبکه رادیویی، دیوایس و نودهای شبکه میپردازیم که هر کدام تکنولوژیهای بسیار پیچیدهای دارد و نیازمند تخصص بسیار عمیقی است. اما در اداره سرویسهاست که ما میتوانیم اینها را به هم متصل کنیم و total solution را ارائه کنیم. از طرف دیگر، بحث بکارگیری هوش مصنوعی در شبکه است. هوش مصنوعی به تنهایی راه حل برای توانمند کردن اپراتور نیست و نیاز است این فناوری توسط افرادی هدایت و به کار گرفته شود که اشراف خوبی به دانش و تخصص شبکه دارند. ما در اداره سرویس های نوین همکارانی داریم که در این حوزه توانمند هستند و درک خوبی از هوش مصنوعی دارند و میتوانند از قابلیتهای AI استفاده کنند و همچنین دغدغههای شبکه را به همکارانی که متخصص در حوزه هوش مصنوعی هستند منتقل کنند. پس ماموریت اداره سرویسهای نوین، نقش پررنگ در ارائه total solution به دلیل کار End2End روی شبکه و ایجاد قابلیت بهرهگیری از هوش مصنوعی در شبکه است. با قرارگیری این دو مورد کنار هم، آینده بسیار خوبی برای مرکز تحقیق و توسعه همراه اول، معاونت و اداره ما میتوان دید.
اگر بخواهیم در مورد پروژه های این اداره هم بدانیم،بعضی از پروژههایی که آغاز کردیم مربوط به جذب فناوریهایی است که در مجموعه وجود دارد. راجع به مدیریت هوشمند شبکه، یکی از کارهایی که در حال انجام است کار روی مجموعههایی است که ارکستراتور میتواند در اختیارمان قرار دهد. خداروشکر توانستیم Domain Controllerها که هر کدام از حوزههای شبکه را مدیریت میکند را تا حد خوبی پیادهسازی کنیم و امیدواریم در آینده بتوانیم Cross Domain Orchestratorها را هم پیادهسازی کنیم. تا بتوانیم سرویس را به صورت End2End مدیریت و پیادهسازی کنیم. از الزامات هوشمندسازی شبکه، شناسایی شبکه و دادههای موجود در آن است. در این راستا، ما یک کار بسیار خوبی را در قالب پروژه پایش شروع کردیم که بتوانیم تمام دادههایی که در شبکه وجود دارد تحلیل کنیم، همبستگیها را شناسایی کنیم و روابط علت و معلولی اتفاقاتی که در شبکه میافتد را کشف کنیم. کنار اینها، کارهای بسیار خوبی را هم در حوزه 5G آغاز کردیم. در این حوزه، در حال بررسی الزامات رگولاتوری 5G به خصوص در موضوع تشعشع هستیم و سعی میکنیم با تعامل با مجموعه مدیریت رگولاتوری همراه اول یک بسته پیشنهادی برای الزامات رگولاتوری آماده کنیم. پروژه دیگر ما بررسی الزامات طراحی شبکههای Fronthaul و Midhaul در شبکههای انتقال 5G برای ارائه پهنای باند بسیار بالا در این شبکه است. در کنار این بحث با توسعه هستههای بومی فناوریهای 5G امکان توسعه توابع نوین که در آینده و در درآمدزایی اپراتور نقش اساسی ایفا خواهند نمود را ایجاد کردهایم.
برای سخن آخر، شما به عنوان خبره این حوزه، آینده و چالش های پیش رو را برای صنعت مخابرات و به ویژه برای همراه اول چطور میبینید؟
در مورد آینده پژوهی نکته بسیار مهمی که وجود دارد، محدودیت نگرش به آینده است که برخی سازمانها در ایران دچارش میشوند. در واقع، در این نگرش آینده نزدیک را ملاک تدوین استراتژی قرار داده و متاسفانه تمام بازی را میبازند. نکته دوم دیدگاه 180 درجهای است که بسیاری از سازمانها ندارند. دیدگاه بلندمدت برای همراه اول میتواند نیو بیزینسی باشد که ADL مطرح کرده است. از طرفی، یک سری ترندبرکر مانند Chat GPT است که ما باید درک کنیم. در مورد peripheral view، دیگر در صنعت تلکام تنها نیستیم آمازون با ارائه AWS و بهطور مشخص در داخل کشور، شرکتهای فعال در حوزه بانکداری با ارائه سرویس اپراتوری صنعت ما را تحت تاثیر قرار میدهد. پس ما باید دیدگاه جانبی خود را تقویت کنیم. از سویی دیگر سرمایهگذاری در فناوری و سرویسهای جدید نیازمند منابع مالی پشتیبان است که با توجه به چالش درآمدزایی اپراتورها به واسطه محدودیتهای تنظیمگری بازار در کشور و زمان بازگشت سرمایه طولانی فناوریهایی نظیر 5G، بایستی به فکر جریانهای درآمدی جدید بود که بر اساس پژوهشهای انجام شده بسیاری از اپراتورها این جریانهای درآمدی را از محل کسب و کارهای مرتبط با B2B2X بدست آوردهاند. همراه اول هم به عنوان یک اپراتور درگیر این موضوع است و علاوه بر آن چالشهای نرخ تورم و نوسانات ارزی، تأمین منابع مالی لازم را با دشواری مواجه نموده است. تغییرات بسیار سریع فناوری و ورود نسبتا آسان آن به کشور نیز احتمالا یکی از چالشهای دیگر خواهد بود که اپراتور با ایجاد چالاکی در فرآیندهای عملیاتی خود و اقدامات نوآورانه در تمامی ابعاد خود باید بتواند در زمان مناسب، پاسخگوی نیاز بازار و مشتری باشد.
[1] Control-User Plane Seperation (CUPS)
[2] Service Based Architecture (SBA)