اپراتورهای مخابراتی؛ موتور محرکه نوآوری‌ و توسعه پایدار اقتصاد دیجیتال

فناوری‌های دیجیتال و به‌طور کلی اقتصاد دیجیتال در هر صورت راه خودش را پیدا می‌کند؛ مهم این است که ما بتوانیم در این قطار در حال حرکت جایگاه خودمان را به خوبی تعریف و حفظ کرده و حتی ارتقا دهیم.

مصاحبه با جناب آقای دکتر میرزاپور

اقتصاد دیجیتال نقش حیاتی در تحول و پیشرفت جوامع مدرن ایفا می‌کند. این اقتصاد با بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال به کسب‌وکارها و سازمان‌ها امکان می‌دهد تا فرآیندهای خود را بهینه‌سازی کرده، هزینه‌ها را کاهش داده و بهره‌وری را افزایش دهند. علاوه بر این، اقتصاد دیجیتال فرصت‌های جدیدی برای نوآوری و کارآفرینی فراهم می‌آورد و به توسعه بازارهای جهانی کمک می‌کند. با توجه به اهمیت شبکه‌های مخابراتی و فناوری‌های دیجیتال، اپراتورهای مخابراتی نقش بسزایی در توسعه اقتصاد دیجیتال کشور دارند و به عنوان موتور محرک فعالیت‌های شرکت‌های فناورانه عمل می‌کنند. این صنعت از یک سو با توسعه زیرساخت‌های ارتباطی پرسرعت و پایدار مانند 5G و ارائه خدمات متنوعی نظیر اینترنت اشیا و خدمات ابری، دسترسی به اینترنت و خدمات دیجیتال را برای افراد و کسب‌وکارها فراهم می‌کند. از سوی دیگر، با سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین و همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان، به نوآوری و توسعه محصولات و خدمات جدید کمک می‌کند. به طور کلی، صنعت مخابرات به عنوان ستون فقرات اقتصاد دیجیتال، نقش کلیدی در تحول دیجیتال و توسعه پایدار اقتصادی ایفا می‌کند.

در این شماره از فصل‌نامه فناوری همراه، با توجه به اهمیت موضوع اقتصاد دیجیتال و گستره نقش‌آفرینی اپراتورهای مخابراتی در توسعه آن، با جناب آقای دکتر حسین میرزاپور به گفت‌وگو در خصوص چارچوب اقتصاد دیجیتال، توسعه آن در کشور و میزان اثرگذاری اپراتورهای مخابراتی پرداخته‌ایم.

آقای دکتر حسین میرزاپور، دارای مدرک مهندسی از دانشگاه شریف، کارشناسی ارشد در رشته اقتصاد و مدیریت شرکت از دانشگاه IFP پاریس و دکتری مدیریت از دانشگاه مونترال هستند. از فعالیت‌های ایشان می‌توان به تدریس و کارآفرینی سیاست‌گذاری، بنیان‌گذاری آزمایشگاه داده و حکمرانی و عضویت در هیئت مدیره همراه اول اشاره نمود.

اگرچه مفهوم اقتصاد قدمت بسیار بالایی دارد، اقتصاد دیجیتال مانند فناوری‌های دیجیتال مفهوم نسبتاً جدیدی است. همانطور که فناوری‌ها و نوآوری‌های دیجیتال مانند آن‌چه از کاربردهای جدید هوش مصنوعی هر روز می‌بینیم به‌صورت غافلگیرکننده‌ای در حال رشد و توسعه هستند، مرزهای اقتصاد دیجیتال نیز مرزهای ثابتی نبوده و دائماً در حال توسعه‌اند. علی‌رغم این میزان پویایی و فراگیری هرروزه، یک اجماع نسبی بین صاحب‌نظران این حوزه است و برای اقتصاد دیجیتال، سه لایه در نظر می‌گیرند. تقسیم‌بندی این ساختار لایه‌ای به این صورت است که در هسته آن، بخش ارتباطات و زیرساخت شامل صنعت ICT به شکل کلاسیک قرار می‌گیرد. لایه دوم شامل سکوها و تمام پلتفرم‌هایی است که بروی بسترهای لایه یک ایجاد شده‌اند؛ مانند تمام Eها مثل E-learning، E-Commerce و …. لایه سوم می‌شود اقتصاد دیجیتالیزه شده و شامل توسعه کاربردهای دیجیتال روی بستر ایجاد شده از لایه اول  و دوم در دیگر بخش‌های اقتصاد و صنایع است؛ جایی که بخش‌های سنتی اقتصاد نیز تحت تاثیر فناوری‌ها و نوآوری‌های دیجیتال قرار گرفته و با استفاده از آن‌ها متحول می‌شود. مانند به کارگیری اینترنت اشیاء در حوزه کشاورزی و هوشمندسازی این صنعت. لایه سوم لایه‌ای است که سرشار از فرصت‌های نوآوری است و هر روزه دچار تحول و گسترده شدن است. پس وقتی از اقتصاد دیجیتال صحبت می‌کنیم صحبت از این تصویر سه لایه‌ای و کاربردها و بازیگران آن است. حال با توجه به آن‌چه گفته شد، تحول دیجیتال را به این شکل تعریف می‌کنیم که، هر چه در این ساختار لایه‌ای به سمت لایه سوم می‌رویم و موج‌های جدید فناوری و نوآوری می‌آید، مجموعه‌های سنتی باید با روندهای جدید خود را وفق داده و تغییر کنند. در غیر اینصورت منقرض می‌شوند. به‌طور کلی، فرایندی که یک کسب و کار، یک سازمان یا نهادهای دولتی و غیر دولتی طی می‌کند تا خود را با این امواج وفق ‌دهد تحول دیجیتال است. سازمانی که بتواند خود را با شرایط جدید وفق دهد می‌تواند بقای کسب و کار خود را تضمین کرده و از رقبای خود جانماند. در این میان، سازمان‌هایی هستند که نه تنها خودشان را با تغییرات گسترده جدید وفق می‌دهند بلکه سوار این امواج می‌شوند. یعنی می‌توانند به نحوی سرویس‌های جدید مبتنی بر دیجیتالیزه شدن ارائه بدهند که نه تنها از رقبا جا نمی‌مانند بلکه جلو هم می‌افتند. دیدم در شماره قبل راجع به انقلاب صنعتی چهارم نوشتید، خوب است حالا که در خصوص تحول صحبت می‌کنیم به موضوع انقلاب نیز بپردازیم. انقلاب با تحول چه فرقی می‌کند؟ وقوع انقلاب در یک جامعه منجر به جابه‌جایی کانون‌های قدرت و ثروت در آن جامعه می‌شود. دنیای فناوری هم به همین شکل است. اگر یک شرکت یا هر صاحب برندی بتواند همگام با تغییرات فناوری پیش رود و خودش را با موج فناوری وفق دهد آن تحول اتفاق افتاده اما اگر نتواند وفق دهد جا می‌ماند و آن وقت است که آن صنعت نیاز به انقلاب خواهد داشت. به همین دلیل است که به گروهی از فناوری‌ها Disruptive گفته می‌شود. برخی Disruptive را برافکن یا برانداز ترجمه می‌کنند. اما من در کلاس‌هایم هم به این فناوری‌ها انقلابی می‌گویم. شرکت، سازمان، نهاد یا هر بخشی اگر بتواند در برابر این فناوری‌های انقلابی همگام شده و با روند تغییرات دوام بیاورد تحول دیجیتال را درون خود جاری کرده است. در غیر این صورت منقرض می‌شود.

اصل این موضوع که اصلا انتخابی نیست و کشورها ناگزیر در آن قرار می‌گیرند. در این حوزه به نظرم پیشرفت‌های خوبی داشته‌ایم. در واقع یکی از معدود کشورهای منطقه هستیم که در لایه‌های مختلف اقتصاد دیجیتال شرکت‌های ایرانی فعال داریم. بعضی از کشورهای منطقه در اغلب این لایه‌ها از خودشان کسب‌وکاری ندارند. بعضی‌ها در لایه اول شاید شرکت داشته باشند ولی در لایه‌های دیگر ندارند و از سکوها و اپلیکیشن‌های خارجی استفاده می‌کنند. این در حالی است که ما هم در لایه 1 و هم در لایه 2 پیشرفت‌های خوبی داشتیم. اما وقتی میزان سرمایه‌گذاری‌ها و فعالیت‌های پایه‌ای که رقبا انجام می‌دهند را نگاه می‌کنیم می‌بینیم که باید سرعتمان بیشتر باشد. توسعه اقتصاد دیجیتال در کشور ما با کمک نیروهای نخبه، ظرفیت‌های جوان و جمعیت دوست‌دار فناوری که دارد شروع شده است و نسبتاً حرکت خوبی داشتیم و در بازی هستیم. اما سرعت رشد و توسعه آن باید بسیار بیشتر باشد. اصطلاحاً نقطه فعلی که در آن قرار داریم‌ بد نیست ولی روند فعلی و مشتق نمودار یعنی شیب آن نگران‌کننده است. از این جهت باید به فکر بود.

حال اگر بخواهیم دقیق‌تر به توضیح مصادیق اقتصاد دیجیتال در کشور بپردازیم. بهتر است سراغ همان ساختار لایه‌بندی که در ابتدای مصاحبه گفتیم برویم. در هسته این ساختار، تقریباً پوشش سرتاسری موبایل در تمام کشور برقرار شده است. کشور ما به لحاظ جغرافیایی نسبتا پهناور بوده و مناطقی داریم که کمتر حاصلخیز هستند و بنابراین پراکندگی حضور جمعیت بسیار بالاست. با این وجود در روستاهای کوچک هم پوشش مخابراتی ایجاد شده است. در سال گذشته ما اولین انتخابات تماماً برخط را برگزار کردیم. این موضوع نشان دهنده این امر است که در لایه زیرساخت خوب بوده‌ایم. البته در حوزه ثابت به اندازه موبایل پوشش نداریم و در بحث ثابت عقب افتادگی تاریخی داریم. البته در حال حاضر پروژه فیبر به شکل ملی دارد دنبال می‌شود و دولت سعی دارد این عقب ماندگی را به سرعت رفع کند. پس در زیرساخت اوضاعمان بد نیست و در مجموع، نیمه اول کشورهای دنیا هستیم. در لایه دوم، برخلاف اکثر کشورهای منطقه که وابسته به سکوهای بین المللی هستند جوانان کشور توانسته‌اند معادل سکوهای خارجی نمونه داخلی را توسعه دهند. اینکه ما در اغلب نمونه‌های سکوهای آنلاین نمونه داخلی داریم نقطه قوت ما است. اما هر چه به سمت لایه بیرونی آمده و اقتصاد دیجیتالیزه شده را در نظر بگیریم، می‌بینیم که خیلی فاصله داریم و نتوانسته‌ایم خوب از فرصت‌ها استفاده کنیم تا بهره‌وری کشور بالا رفته و رشد اقتصادی هم افزایش یابد. در این حوزه، یک مقاومت جدی در اقتصاد سنتی کشور وجود دارد. فرصت نیست خیلی وارد مصادیقش شویم اما وقتی شما یکی از ارزان قیمت ترین انرژی‌های دنیا را داشته باشید دیگر استفاده از اینترنت اشیاء برای صرفه‌جویی در انرژی خیلی انگیزه‌بخش نخواهد بود. متاسفانه یک سری بیماری‌های مزمن اقتصاد جلوی فعالیت‌ها را می‌گیرد. در واقع بیشترین تاثیر آن در توسعه فعالیت‌های لایه سوم نمایان می‌شود. همان‌جایی که صحبت از ورتیکال‌ها و هوشمندسازی صنایع می‌شود. راه سختی در پیش داریم.

همانطور که گفتم این حوزه در کشور ما نیز مانند دنیا حوزه جدیدی است. “حکمرانی دیجیتال” هم یکی از مفاهیمی است که در کشور صرفاً لفظ مشترک در مفهوم است. در واقع مثل فیل مولانا می‌ماند که هر کس یک تعبیری از آن ارائه می‌دهد. به نظرم هنوز به تلاقی مشترک در این موضوع نرسیده‌ایم که حکمرانی دیجیتال دقیقاً چه مصداقی دارد. در کشور بسته به اینکه هر فردی در کدام بخش خصوصی یا دولتی مشغول است از زاویه دید خود حکمرانی دیجیتال را تعریف می‌کند و در این حوزه نیاز به یک تعریف مشترک وجود دارد. به طور خلاصه حکمرانی دیجیتال ارکانی دارد که ما لزوماً در همه بخش‌های آن به یک اندازه رشد نکرده‌ایم. مانند همان ساختار لایه‌ای اقتصاد دیجیتال که صحبت کردیم میزان پیشرفت در لایه‌های متفاوت حکمرانی نیز متفاوت است. در تعریف حکمرانی دیجیتال سه رکن و پایه جدی وجود دارد. پایه اول آن به این شکل است که نهاد حکمرانی شما چه میزان بر فناوری‌های دیجیتال و اثرگذاری آن‌ها در قلمرو خود مسلط باشد. این که نهاد حکمران متوجه باشد که در جامعه دیجیتالی شده چه خبر است خودش بخش مهمی از حکمرانی دیجیتال است. مرحله دوم و لایه بعدتر آن این است که نه تنها متوجه این موضوع باشند که در جامعه دیجیتالی شده چه خبر است بلکه بتوانند از ابزارهای دیجیتال در لایه‌های مختلف اقتصاد دیجیتال برای حل مسائل جامعه استفاده کنند. مرحله سوم آن به این شکل می‌شود که نه تنها حکمرانان جامعه با مفاهیم جامعه دیجیتالی آشنا بوده و می‌توانند برای حل مسائل و منافع ملی استفاده کنند، بلکه بتوانند مصادیق آن را فراتر از مرزهای جغرافیایی نیز توسعه دهند. برای بررسی سطح حکمرانی دیجیتال در کشور باید نگاه کنیم الان در کدام یک از حوزه‌ها سکوی بومی داریم که نه تنها با حاکمیت همکاری پایدار دارد و مردم از آن استفاده می‌کنند، بلکه مردم منطقه و حتی فراتر هم از این سکو استفاده کنند. هر چه در کشور از این سکوها و فناوری‌های بومی نشات گرفته از جوانان نخبه و کارآفرین داشته باشیم که مردم از آن منتفع شوند، با حاکمیت به یک فرمول مشترک رسیده باشد و در مرزهای بیرونی نیز توسعه یافته باشد، حکمرانی دیجیتال کامل خواهیم داشت. با این تعریف مخاطب می‌تواند ارزیابی کند که در حکمرانی دیجیتال در چه سطحی قرار داریم. در کل هنوز نتوانسته‌ایم سکوها و اپلیکیشن‌های بومی را به صورت برونمرزی نیز توسعه دهیم. کشور ما برای امنیت منطقه شهدای بسیاری داده است، اما کارآفرینان ما هنوز نتوانسته‌اند کام مردم منطقه را از سرویس‌ها وسکوهای بومی ما شیرین کنند. اگر این موضوع را با آمریکا مقایسه کنید می‌بیند که در عصر حاضر که عصر دیجیتال است حضور فناوری آمریکا نسبت به حضور نظامی آن بسیار فراتر رفته و نقشه حضور بسیار گسترده‌ای در دنیا دارد.

بر اساس داده‌هایی که وجود دارد، در دنیا حضور اصلی اپراتورها در لایه اول ساختار یعنی همان هسته اقتصاد دیجیتال است. در واقع به‌­اندازه‌­ای که در هسته هستند و نقش مهمی دارند نتوانسته‌اند در لایه‌­های دوم و سوم نیز موفق باشند. به نظر می‌رسد نه تنها جامانده‌اند بلکه تجربه‌های شکست­‌شان از نمونه‌های موفقیت‌شان بیشتر است. همان‌طور که اکثراً در گزارش‌های سالیانه از کاهش درآمد نسبت به میزان سرمایه‌گذاری‌ها صحبت می‌کنند و درآمدشان آن‌طور که انتظار می‌رفته افزایش نیافته است. همچنین می‌بینیم که سکوهایی مانند نتفلیکس و یوتیوب بیشتر از اپراتورها از زیرساخت ارائه شده توسط آن‌ها منتفع می‌شوند. به واقع پویایی، رشد و نشاط اقتصاد دیجیتال در دنیا در این قسمت بیشتر نمود پیدا می‌کند. در این میان، به نظرم پنجره فرصت اپراتورها در ایران هنوز بسته نشده است و اگر چابک باشند می‌توانند با یادگیری از مصادیق و تجربه‌های کسب شده در جهان، بهترین فرصت‌ها را برای نقش‌آفرینی موثر در لایه‌های دو و سه این ساختار شناسایی کنند. البته این امر نیازمند هوشیاری و سرعت عمل ویژه‌ای است که لازم است در تمام سطوح سازمان اتفاق بیفتد. در حال حاضر متاسفانه روند داخلی کشور تاحدودی شبیه آن‌چه در دنیا اتفاق افتاده است جلو می‌رود و علی‌رغم این‌که همراه اول، ایرانسل و دیگر شرکت‌های مخابراتی مانند شاتل و آسیاتک در تلاش هستند در لایه‌­های مختلف اقتصاد دیجیتال پررنگ باشند اما همچنان می‌بینیم که OTTها موفق‌تر عمل کرده و بسیار چابک هستند. اما متاسفانه اغلب این کسب و کارهای موفق هنوز در اپراتورها شکل نگرفته است. این‌که در ایران نیز همان روند جهانی در حال تکرار است نگران کننده است. 

به‌طور خاص در مورد همراه اول، به نظر من با توجه به فرصت ویژه‌ای که از منظر تعداد کاربر دارد اگر یک مقدار هوشیارتر و چابک‌تر عمل کند می‌تواند به جایگاه مناسبی در این حوزه برسد. در اقتصاد دیجیتال تجربه کاربر و رضایت مشتری از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. در حال حاضر هیچ بزرگسال ایرانی نیست که با همراه اول و سیم ­کارت آن آشنا نباشد. همان‌طور که در سوالات قبل نیز اشاره شد، در کشور ما پوشش موبایل از ثابت بیشتر است و اصطلاحاً ما از کشورهای Mobile First هستیم، یعنی در کشور ما اکثریت مردم از طریق موبایل با اینترنت آشنا می‌شوند نه با ثابت. به همین دلیل است که سرعت فراگیری سوپراپلیکیشن‌ها و پلتفرم‌ها در کشور ما نسبت به کشورهای غربی بسیار بیشتر است. می‌بینیم که پیام‌رسان‌ها هم در ایران سریع‌تر فراگیر می‌شوند. شاید هیچ کشوری در دنیا نباشد که چهار- پنج پیام‌رسان‌ بومی داشته باشد و همه آن‌ها نیز میان یک جمعیت هشتاد میلیونی جایگاه داشته و با هم رقابت کنند. این موضوع نشان‌دهنده­ این است که مردم ما بسیار دوست‌دار فناوری بوده و وقت بسیاری را صرف موبایل‌هایشان می‌کنند. در این میان، این‌که همراه اول در قلب این داستان قرار دارد و به‌عنوان اپراتور موبایل از تعداد بسیار مناسبی کاربر و مشتری برخوردار است فرصت ویژه­ای است که باید آن را مغتنم شمرده و با نوآوری و ایجاد سرویس‌­های جدید در لایه‌های دو و سه اقتصاد دیجیتال هم همانند لایه یک پیشتاز و رهبر باشد.

به‌طور کلی باید این موضوع را در نظر داشته باشیم که انقلاب صنعتی چهارم سرعت بسیار بالایی دارد و سرعت تغییرات و معرفی فناوری‌ها و نوآوری‌های جدید آن‌قدر بالاست که از دولت‌ها هماهنگی و همکاری بسیار بالایی می‌طلبد. آن‌چه در دنیا می‌بینیم هم معمولاً به این شکل است که در روند تحولات و بروز نوآوری‌ها و کسب‌وکارهای جدید دولت‌ها همین که همگام شده و مانع نشوند بسیار به رشد اقتصاد دیجیتال کمک کرده‌اند. طبیعتاً همراه اول باتوجه به جایگاه خاص، اعتماد مشتریان و اختیارات ویژه‌ای که دارد باید با نوآوری و ایده‌های جدید تحول دیجیتال را در گام اول به صورت داخلی در سازمان خود پیاده‌سازی کرده و در وهله بعدی بتواند با تعریف سرویس‌های جدید به تحول دیجیتال بقیه صنایع ایران کمک کند. به این شکل که با تعریف راه‌کارهای نوآورانه و ارائه سرویس‌های ویژه به مردم بتواند در زندگی دیجیتال افراد جامعه نقش موثری داشته باشد. همچنین در لایه سوم اقتصاد دیجیتال نیز فعال عمل کرده و به صورت B2B در هوشمندسازی صنایع دیگر الگو و خط‌شکن باشد. خب طبیعتاً مجموعه ­ای که می‌خواهد خط‌شکن و پیشرو باشد با مقاومت­ هایی روبه‌رو خواهد شد. در این خصوص، امیدواریم نهادهای نظارتی و رگولاتوری نه تنها مانع نشوند بلکه به این خط‌شکنی کمک کنند تا بتوان از سد اقتصاد سنتی که شکل گرفته عبور کرد.

همانطور که گفتیم وقوع تحول در سازمان موضوع بسیار سختی است. چون مراکز تصمیم‌گیری و درآمدزایی را داخل یک سازمان جابه‌جا می‌کند. به‌عنوان مثال، تا دیروز فقط یک اداره از روند پیشرفت پروژه‌ها و آخرین وضعیت‌شان مطلع می‌شد اما حالا با توسعه سامانه‌هایی در سطح سازمان، اطلاعات به‌صورت شفاف قابل رویت شده است. ما در همراه اول به واسطه حضور همکاران تحصیل کرده و اینکه ماهیت فعالیت‌هایمان با فناوری‌ها و شناخت آخرین روندهای آن‌ها عجین است، فرصت‌های بسیار خوبی در این حوزه داریم. ویژگی دیگر سازمان ما که موجب چابکی سازمان و بهبود پذیرش تحولات در آن می‌شود، این موضوع است که تعداد نیروی انسانی به نسبت گردش مالی بالا نیست و بخش بسیار کمی از هزینه‌ها – حدود 5 درصد- صرف نیروی انسانی می‌شود. این ویژگی در افزایش چابکی سازمان‌ها بسیار موثر است. البته در کنار فرصت‌های بسیاری که داریم در وقوع کامل تحول دیجیتال در سازمان و دیجیتالیزه شدن ابتدای راه هستیم. با توجه به این امر که می‌خواهیم پیشران تحول دیجیتال و اقتصاد دیجیتال باشیم باید تصمیم‌های سختی نیز بگیریم تا در وهله اول بتوانیم دیجیتالیزه شدن را درون سازمان نهادینه کنیم. در واقع ما باید در استفاده از دستاوردهای R&D و کسب‌وکارهای فناورانه تحت حمایت صندوق‌های خطرپذیرمان پیشران باشیم. اگر چت‌بات نوشته می‌شود یا کاربردهایی از هوش مصنوعی توسعه داده می‌شود، واحدهای مختلف همراه اول با افتخار پایلوت استفاده از این فناوری‌ها باشند. این موضوع نشان‌دهنده این امر است که همراه اول در بُعد داخلی آماده تحول دیجیتال است. این موضوع همان‌طور که گفتم نیازمند همگرایی تمام واحدهای سازمان با یک‌دیگر بوده و نیازمند اراده‌ای است که باید از راس سازمان در لایه‌های مختلف تسری پیدا کند.

پاسخ به این سوال دقیقاً در ادامه موضوعات مطرح شده در سوال قبل قرار می‌گیرد، همان‌طور که گفتم باید در نتیجه تحول دیجیتال، هماهنگی واحدهای سازمان به حدی برسد که به جامعه فعال بیرونی نشان دهد از دستاوردهای به دست آمده در وهله اول در بدنه همراه اول استفاده می‌شود. بدین ترتیب فرصت پایلوت و به کارگیری ایده‌ها در همراه اول موجب ترغیب نوآفرینان و کارآفرینان برای تعریف پروژه با ما می‌شود. در این میان، نقش مرکز R&D از این جهت بسیار اهمیت می‌یابد که از یک سو باید در لایه­‌های مختلف شرکت این اعتماد را ایجاد کند که  در پاسخ به نیازمندی‌های واحدها بدون این‌که ترمز کار شود، می‌تواند در کنار راه­حل­های سنتی راه­حل­های نوآورانه و بهینه­ عرضه کند. از سوی دیگر نیز باید اکوسیستم فعال در این حوزه را برای ایجاد راه‌حل‌های فناورانه و نوآورانه با خودش همراه کند. بدین ترتیب همان نقشی که همراه اول می‌تواند در کلان اقتصاد کشور ایفا کند، مرکز R&D می‌تواند داخل گروه همراه اول آن را ایفا کند و بازوی کمکی همراه اول در این نقش‌آفرینی باشد. این امر مستلزم آن است که در سطح سازمان این اطمینان ایجاد شود که مرکز R&D با راه‌کارهایی که توسعه می‌دهد نه تنها ترمز فعالیت‌هایی که به شکل سنتی در حال انجام است نخواهد شد بلکه کمک می‌کند به شکل بهتری انجام شوند. در این صورت واحدهای سازمان با اطمینان از این‌که R&D راه­کارهای کم هزینه‌تر، بهینه­، چابک‌تر و فناورانه‌تری ارائه می‌دهد، خودشان متقاضی راه‌کارهای R&D خواهند شد.

پیمایش به بالا