تحقیق و توسعه در صنعت ICT، چالش‌ها و فرصت‌های همکاری با دانشگاه

فناوری‌های نوین مخابراتی با افزایش سرعت، کارایی و توسعه کاربردها، موجب تغییرات گسترده در صنعت ICT در سراسر جهان شده

فناوری‌های نوین مخابراتی با افزایش سرعت، کارایی و توسعه کاربردها، موجب تغییرات گسترده در صنعت ICT در سراسر جهان شده و پتانسیل ایجاد تحولات عظیم در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را دارند. برای بهره‌مند شدن از این فرصت‌های نوظهور، لازم است که صنعت ICT در کشور با تحقیق و توسعه، نوآوری و سرمایه‌گذاری مناسب، برای رقابت با رقبای جهانی خود آماده شود. اما چگونه می‌توان در صنعت ICT به تحقیق و توسعه پرداخت و نتایج مطلوب کسب کرد؟ پاسخ به این سوال نیاز به شناخت عوامل مؤثر بر تحقیق و توسعه در این صنعت دارد. یکی از این عوامل، همکاری و هم‌افزایی بین دانشگاه و صنعت است. از آن‌جا که دانشگاه محل تولید دانش و نخبگان است و صنعت محل به کارگیری آن، برای همخوانی بیشتر تحقیقات دانشگاهی با نیازهای صنعت و همچنین برای استفاده مطلوب صنعت از دانش و تجربه دانشگاه، لازم است که رابطه بین دانشگاه و صنعت قوی و مستمر باشد. در این شماره از فصل‌نامه فناوری همراه، با جناب آقای دکتر هادی علی‌اکبریان، هیئت علمی گروه مخابرات دانشگاه صنعتی خواجه نصیر، به گفت‌وگو در خصوص چالش‌‌ها و فرصت‌های فناوری‌های نوین مخابراتی در صنعت ICT با تمرکز بر حوزه شبکه‌های رادیویی پرداخته‌ایم. در این راستا، میزان هم‌راستایی پروژه‌های دانشگاهی و نیاز صنعت، نقش مرکز تحقیق و توسعه همراه اول در هم افزایی رابطه بین دانشگاه و صنعت، نزدیکی هر چه بیشتر فعالیت‌های صنعت و دانشگاه و اثرات مثبت آن بر کیفیت و کمیت تحقیق و توسعه با توجه به پتانسیل‌های بالقوه و بالفعل موجود موضوعاتی هستند که در این مصاحبه مورد بحث قرار گرفته‌اند. از همکاری‌های دکتر علی‌اکبریان با مرکز تحقیق و توسعه همراه اول، پروژه طراحی و ساخت آنتن هیبرید یا چندگانه است. در این پروژه می‌توان قابلیت‌های سایت‌های FDD و TDD را روی یک دکل واحد داشت که این موضوع منجر به کاهش تعداد آنتن‌ها در سایت‌ها و در نتیجه کاهش هزینه‌های پیاده‌سازی سایت‌ها برای کاربردهای جدید می‌شود. در شکل 1 تصویری از اعضای پروژه در کنار خروجی آن ارائه شده است.

من در سال 77 در رشته مهندسی برق-مخابرات وارد دانشگاه تهران شدم. دوره کارشناسی‌ارشد و امریه خود را نیز در این دانشگاه گذراندم. سپس جهت گذراندن دوره دکتری به بلژیک رفتم و مدرک دکتری خود را از دانشگاه KU Leuven دریافت نمودم. از سال 92 در دانشگاه خواجه ‌نصیر مشغول به خدمت هستم. در این سال‌ها در زمینه رادیویی و آنتن در حوزه‌های مختلف فعالیت داشته‌ام. شروع فعالیت و همکاری من به‌صورت مستقیم با صنعت ICT از حدود سه سال پیش است که از طریق همکاری با همراه اول شکل گرفت.

اجازه بدهید این سؤال را به نوع دیگری پاسخ دهم. صنعت مخابرات در کشور، دارای دو بازوی اصلی (1) ICT تجاری و (2) صنایع و پژوهشکده‌های مخابرات در حوزه نظامی است. به‌صورت کلی، در همه جای جهان از جمله ایران، صنعت نظامی چند گام جلوتر از سایر صنایع است، این موضوع به‌علت حساسیت بالاتر و لذا تزریق سرمایه بیشتر در آن سمت است. در همه جای دنیا سرریز فناوری نظامی وارد صنایع تجاری می‌شود که ایران هم از این امر مستثنی نیست. لکن به نظر من یکی از اولین و مهم‌ترین تفاوت‌هایی که در این دو حوزه وجود دارد بخش رقابت مارکت است. معمولاً در حوزه نظامی این رقابت آن‌چنان داغ نیست. اما در صنعت ICT رقابت بسیار فشرده‌ است. و این موضوع باعث می‌شود تا پویایی این صنعت نسبت به حوزه‌های نظامی بسیار بیشتر باشد. همچنین یکی دیگر از تفاوت‌های اساسی این‌ صنایع تیراژ محصولات است. معمولاً در زمینه فعالیت در پروژه‌های نظامی تعداد محصولات تولید شده بسیار محدود است و شاید در نهایت چند ده دستگاه از محصول تولید شود. اما درباره پروژه‌های صنعتی، صحبت از چند هزار دستگاه از محصول نهایی پروژه است. در نتیجه چالش‌های تأمین قطعات و به‌طور کلی تأمین لجستیک پروژه‌های تجاری بسیار بیشتر از پروژه‌های نظامی است. هرچند که بحث تحریم‌ها نیز بر هر دو حوزه تأثیر چشمگیری داشته است.

ابتدا باید بگوییم بهتر است بپذیریم در کشور ما صنعت تلکام، حداقل در حوزه رادیویی، آن‌چنان قدرتمند نیست. و باید توجه داشت که ما در حال توسعه هستیم. البته بسیاری از کشورهای توسعه یافته نیز صنعت تلکام قوی ندارند. اما در مقایسه با کشورهایی که در این صنعت حرفی برای گفتن دارند، صنعت ما عمق ندارد و ما بیشتر به‌دنبال مهندسی معکوس هستیم! البته علت آن هم این است که این صنعت مارکت تقریباً داخلی دارد و لذا آن‌چنان بازار بزرگی نیست و طبیعتاً در این صنعت تحقیق و توسعه نیز آنچنان به صرفه نیست. چرا که کار این صنعت آن است که برای همین مارکت کوچک خود محصولاتی تولید کند و بفروشد و نیاز به تحقیق و توسعه در چنین مارکت کوچکی حس نمی‌شود. در صورتی هم که سازمانی در کشور ما به‌دنبال تحقیق و توسعه برود، این تحقیق و توسعه بر لبه فناوری نیست بلکه با توجه به نیاز مارکت چند گام عقب‌تر از لبه فناوری است. از طرفی بر خلاف صنعت، دانشگاه‌ها بر اساس سیاست‌هایی که دارند و همچنین رقابت‌هایی که برای رتبه‌بندی‌های ملی و بین المللی آن‌ها است علاقه دارند تا در لبه تکنولوژی فعالیت نمایند. به‌عبارت دیگر در دانشگاه‌ها پژوهش بر اساس نیازهای صنعتی کشور نهادینه نشده است. این مسائل سبب شده تا بین صنعت و دانشگاه یک شکاف عمیق به وجود آید. اما به نظرم با اقداماتی مانند تأسیس مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری از سمت دانشگاه‌ها و همچنین مراکز تحقیق و توسعه از سوی صنعت می‌توان این فاصله را کاهش داد و این همان کاری است که همراه اول با تأسیس مرکز تحقیق و توسعه آن را شروع کرده است. نکته مثبتی که درباره این مرکز وجود دارد آن است که به‌واسطه شرکت همراه اول یک وجه صنعتی دارد و همچنین به‌واسطه کارکنانش که بخش زیادی از آن از دانشگاه وارد شده‌اند یک ارتباط خوب با دانشگاه دارد. 

اولاً از دید یک دانشگاهی باید بگویم که به نظرم همواره می‌توان از پروژه‌های صنعتی نیز مقاله‌های علمی استخراج کرد. اما در دانشگاه‌ها مقالات داغ و یا مقالاتی با تعداد استناد زیاد بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند که خروجی فعالیت‌های صنعتی-دانشگاهی معمولاً چنین در نمی‌آید. این سیاست‌ها باعث می‌شود که که توجه استاد دانشگاه بیش از حد به لبه فناوری معطوف شود. البته من مخالف مقاله و ثبت اختراع نیستم اما باید نیازهای کشور را نیز در نظر گرفت. این موضوعات زمانی خوب هستند که خروجی یک کار واقعی باشند نه هدف آن. به نظر می‌رسد نیاز است تا دانشگاه‌ها تا حدودی در سیاست‌های خود تجدید نظر کنند. البته قبلاً در بسیاری از صنایع نبود مراکز تحقیق و توسعه و همچنین تحقیقات کم عمق باعث می‌شد تا اساتید علاقه ای به همکاری در پروژه‌های صنعتی نداشته باشند. اما در موضوع مورد بحث ما اتفاق‌هایی مانند تأسیس مرکز تحقیق و توسعه همراه اول کمک کرده تا تحقیقات دانشگاهی با نیازهای صنعتی همسوتر شوند.

سؤال خوبی بود. البته افرادی که بیشتر در صنعت هستند بهتر می‌توانند پاسخ این سؤال را بدهند. اما من نظر خودم را می‌گویم. اولاً باید بگویم که ما متخصص‌های بسیار خوبی در کشور داریم. این موضوع به ما ثابت شده که درست است که از نظر فناوری از کشورهای پیشرو عقب هستیم اما از نظر دانش خیر. متخصصین ما همواره دانش خوبی داشته‌اند و اکنون نیز همین طور است. شاهد مثال آن اینکه جوان‌ها و میانسال‌های صنعت و دانشگاه ما به‌صورت روزانه در حال مهاجرت به بهترین شرکت‌ها و دانشگاه‌های جهان هستند. این خیلی بد است! لکن نشان از کیفیت آن‌ها دارد. در این زمینه می‌توان خیلی صحبت کرد اما من فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین عوامل عدم پیشرفت این صنعت، بازار کوچک آن است. متأسفانه به‌دلیل تحریم‌ها مارکت قابل دسترسی بین المللی ما نیز کوچک شده است. این در صورتی است که حتی در کشورهای ضعیف‌تر از ما شرکت‌ها به‌علت دسترسی به مارکت بزرگ امکان رشد دارند. البته باید این موضوع را در نظر بگیریم که تحریم‌ها کار را سخت می‌سازند اما غیر ممکن نه. به نظر می‌رسد ما باید پیش از هر چیز برای خودمان مارکت تولید کنیم. یکی از کارهایی که مرکز تحقیق و توسعه انجام می‌دهد همین ایجاد مارکت است. مسلماً برای شرکت همراه اول بسیار راحت‌تر است که به‌جای تحقیق و توسعه نیازهای خود را از تأمین کنندگان خارجی تأمین کند. اما این شرکت سختی تحقیق و توسعه را به جان می‌خرد تا مارکت برای بازیگران داخلی نیز ایجاد شود. البته بازیگران داخلی نیز باید سعی کنند تا جای ممکن برای خود چه در داخل و چه در خارج از کشور بازار ایجاد کنند. این کار می‌تواند سبب شود که این بازیگران با نیازهای جدید رو به رو شوند و در نتیجه دست به تحقیقات عمیق‌تر بزنند که این تحقیقات خود موجب پیشرفت آن‌ها و اکوسیستم می‌شود. اما چالش‌هایی مانند نگهداشت نیروی انسانی و نداشتن مارکت به‌دلیل تحریم‌ها نیز وجود دارد.

این موضوع را صنعتگر ها بهتر می‌توانند پاسخ دهند. ما از دیدگاه دانشگاهی جواب می‌دهیم.  البته به‌علت اینکه دانشگاه‌های خارجی بعضاً در صنایع‌شان چند قدم جلوتر هستند تحقیقاتشان با تحقیقات مورد نیاز ما فاصله دارد. وگرنه این مسئله کاملاً ممکن و بلکه در حال حاضر در برخی دانشگاه‌ها در حال اجرا است! اما با توجه به فاصله‌ای که میان صنایع داخلی و خارجی وجود دارد، خروجی این فعالیت‌های بین المللی مشترک معمولاً صنایع خارجی است و نه صنایع داخلی.

به نظرم این طرح‌ها بسیار مفید هستند و باید خیلی پیش از این شروع می‌شدند. اجازه بدهید با طرح پژوهانه شروع کنم. به‌عنوان اولین مزیت این طرح می‌توانم به هم‌راستایی پژوهش‌های دانشگاهی و نیازهای صنعتی اشاره کنم. پتانسیل بزرگی در کشور وجود دارد تحت عنوان پایان‌نامه‌ها. تا پیش از این، این پتانسیل صرف عنوان‌هایی می‌شد که از نیاز صنعتی کشور بسیار دور بودند. به نظر می‌رسد همراه اول توانسته با استفاده از این طرح بخش بزرگی از این پتانسیل را معطوف نیازهای خود کند. فرض کنید همراه اول در یک دانشگاه به طور متوسط از تعداد ده پایان نامه حمایت کند. شاید مجموع رقم همه این قراردادها برای همراه اول عدد بالایی نباشد. اما با همین رقم کم توانسته بیش از ده نفر را در راستای نیازهای خود تشویق به تحقیق و توسعه و فعالیت کند درحالی‌که دریافتی ماهیانه دانشگاه برای هر کدام از این طرح‌ها تقریباً یک هشتم حقوق یک محقق تمام وقت کامل است. اگر فرض کنیم از هر صد پایان نامه یکی منجر به حل یک نیاز همراه اول شود یعنی این شرکت توانسته با صرف هزینه ناچیز نیاز خود را بر طرف سازد. البته مطمئناً نرخ موفقیت این پایان‌نامه‌ها بیش از این است. علاوه بر این به نظرم همراه اول توانسته با استفاده از این طرح به تقویت اکوسیستم و تربیت دانشجوها مطابق با نیازهای صنعت نیز کمک کند. و این امر باعث شده است بسیاری از پایان‌نامه‌ها با اینکه تحت پوشش گرنت نیستند سعی می‌کنند تا طبق نیاز صنعت پیش بروند. اما همچنان چالش علاقه جامعه دانشگاهی به مسائل لبه فناوری و دور بودن صنعت از فضای دانشگاه وجود دارد. به نظرم همواره درصدی هم‌پوشانی بین نیاز صنعت و علاقه جامعه دانشگاهی وجود داشته و دارد. در نتیجه می‌توان پایان‌نامه‌ها را به شیوه‌ای تعریف نمود که برای هر دو طرف برد-برد باشد. برای مثال یکی از دانشجوهای من در نظر داشت تا برای پایان‌نامه‌اش موضوعی تعریف کند که خیلی با نیاز صنعت هم‌راستا نبود. اما توانستیم با تغییر مشخصات فنی این پایان نامه آن را همسو با نیازهای همراه اول نماییم. و یا در موردی دیگر پایان نامه یکی از دانشجوهای کارشناسی‌ارشد من مطابق با یکی از پروژه‌های مرکز تحقیق و توسعه تعریف شد و ایشان توانست در بخشی از این پروژه مفید بوده و نقش مؤثری داشته باشد. 

درباره کارآموزی نیز، دو مدل وجود دارد. کارآموزی که توسط آکادمی همراه اول تعریف می‌شود و همچنین کارآموزی که به‌صورت معمول در دانشگاه‌ها و پیش از پایان تحصیلات انجام ‌می‌شود. در مورد اول به نظرم این دوره‌ها بیشتر برای آموزش و تأمین نیروی انسانی همراه اول انجام‌ می‌شود که اتفاقاً بسیار خوب است. چرا که فردی که تحصیلات خود را به اتمام رسانده و تجربه کار صنعتی ندارد احتمالاً هنوز برای برای کار صنعتی آماده نیست و نیاز به آموزش دارد و این دوره می‌تواند این نیاز را بر آورده سازد. به نظرم برنامه‌هایی مانند این دوره‌ها بسیار ضروری هستند. اما درباره مدل دوم کارآموزی که در دنیا نیز به نام اینترنشیپ Internship بسیار رواج دارد، دانشجو معمولاً قبل از پایان تحصیلاتش این دوره را می‌گذراند. به نظرم این مدل نیز بسیار ضروری است که می‌تواند به برنامه کارآموزی همراه اول اضافه شود.

این سیاست کلی که همراه اول سعی دارد با دانشگاه‌ها ارتباط تنگاتنگ داشته ‌باشد و حمایت نماید بسیار خوب است و از همین حالا اثرات خوب آن را می‌توان مشاهده کرد. البته می‌توان گفت در این اقدامات یکسری مشکلات اجرایی نیز وجود دارد. به‌عنوان مثال می‌توان به فرآیند طولانی اداری و یا کمبود برنامه ریزی برای استفاده از خروجی این طرح‌ها اشاره کرد. همراه اول هم اکنون جهت ارتباط بیشتر دانشجو با صنعت برای او همراه پژوهش مشخص می‌کند. به نظرم همراه پژوهش‌ها باید در طول مسیر پروژه بیشتر همراه دانشجو باشند. فکر می‌کنم بهتر است آن‌ها علاوه بر روند گزارش‌گیری فعلی، یک مشاور صنعتی باشند و نکات صنعتی را نیز به دانشجو بگویند و او را در جهت صنعتی‌شدن پایان نامه‌اش همراهی کنند.

خب من بسیار خوشحال هستم که همراه اول این فرصت را به اساتید دانشگاهی داده تا در صنعت بتوانند ایفای نقش کنند. اما همان طور که قبلاً گفتم بروکراسی‌های اداری زمان‌بر هستند. یکی از چالش‌های دیگری که در این پروژه‌ها داشتیم نبود دید اقتصادی در تیم دانشگاهی بود. یعنی ما در تأمین لجستیک و امکانات این پروژه‌ها بسیار چالش داشتیم. اما تیمی که از طرف مرکز تحقیق و توسعه همراه اول به پروژه اختصاص یافته‌بود در تأمین لجستیک، تجهیزات تست و تأمین قطعه به ما بسیار کمک کرد. به نظرم در تعریف پروژه‌های مربوط به دانشگاه باید به این نکته توجه داشته باشیم که کار دانشگاه نوآوری است. در حقیقت در دانشگاه ما به نوآوری و حل مسئله و البته پیاده‌سازی می‌پردازیم و تخصص در اموری مانند بازرگانی، مالیات و بیمه نداریم که البته درصدی از این کارها باید بر عهده بدنه اداری دانشگاه‌ها باشد که متأسفانه نیست. لذا وقت و انرژی که از مجریان پروژه دانشگاهی در این امور گرفته ‌می‌شود به‌مراتب بیشتر از یک محقق معادل در یک دانشگاه خارجی است. این مهارت تأمین قطعه و لجستیک همچنان در دانشگاه‌ها وجود ندارد. خاطرم هست که در دوره دکتری در بلژیک وقتی قطعه‌ای نیاز داشتم، کافی بود شماره قطعه آن را از یکی از تأمین‌کننده‌های اصلی همانند فارنل یا موزر در یک سامانه وارد می‌کردم و قطعه بین 24 ساعت تا نهایتاً یک هفته روی میز من بود! یا برای سفارشات بورد و لحیم کاری و… یک کارگاه حرفه‌ای داشتیم که خودشان انجام می‌دادند. این در حالی است که این نوع فعالیت‌ها امروزه در پروژه حدود 50 درصد از توان ما را به هرز می‌برند.

 به نظر من در شرایط حاضر دانشگاه‌ها نهایتاً تا TRL7[1] می‌توانند در پروژه‌ها شرکت نمایند و در تعریف پروژه‌ها باید به این نکته توجه نماییم. البته منظور من این نیست که به دانشگاه ساده بگیریم و درنتیجه به یک پروژه بی‌ثمر برسیم. یکی دیگر از چالش‌هایی که در کارهای صنعتی در دانشگاه داریم مسئله نیروی انسانی است. چرا که عمده نیروی انسانی موجود در دانشگاه از دانشجویان تشکیل شده که در مدت خیلی کوتاهی از دانشگاه خارج می‌شوند. دانشگاه‌ها ذاتاً پویا هستند. و متأسفانه هسته‌های نوآوری و دانش‌بنیان در دانشگاه‌ها به‌خوبی تشکیل نشده‌اند.

همانند دانشگاه‌ها چالش منابع انسانی در شرکت‌ها نیز حس می‌شود. متأسفانه سرعت خروج نیروی‌های کارآمد در شرکت‌های ما بسیار بیشتر از کشورهای خارجی است. سرمایه یک سازمان نیروی انسانی آن است نه ملک و زمین و تجهیزات. پس رفتن نیروی انسانی چالش بسیار جدی و بزرگی است. اگر سرعت خروج نیروها زیاد باشد شرکت‌ها توانایی جایگزینی این نیروها را نخواهند داشت.

همان‌طور که قبلاً اشاره شد بسیاری از فعالان در صنایع نظامی علاقه دارند تا در صنعت ICT وارد شوند و بسیاری نیز وارد این حوزه شده‌اند. این موضوع هم می‌تواند برای صنعت مثبت باشد هم منفی. با توجه به حمایت‌های مناسبی که از شرکت‌های فعال در حوزه نظامی شده است و زمانی که این شرکت‌ها جهت توسعه داشته‌اند می‌توان گفت اکثر آن‌ها بسیار توانمند هستند. این توانمندی با اندکی تغییر قابلیت آن را دارد که در صنعت ICT استفاده شود. به همین دلیل می‌توان انتظار داشت که این صنعت در کشور ما شاهد پیشرفت‌هایی باشد. اما این موضوع چالش‌هایی هم به‌همراه خواهد داشت. شرکت‌های فعال در حوزه نظامی باید توجه کنند که صنعت ICT بسیار رقابتی است. امری که در حوزه نظامی کمتر دیده‌ می‌شود. لذا نیاز است این شرکت‌ها مارکت را به‌خوبی شناسایی کنند. از طرفی بسیاری از تجهیزات رادیویی که در ICT و صنایع نظامی استفاده می‌شوند مشترک هستند. این موضوع باعث می‌شود که تحریم‌ها بر رشد این صنعت نیز تاثیر بزرگی بگذارند. در حال حاضر به‌دلیل تحریم‌ها توانایی تأمین بسیاری از محصولات خارجی وجود ندارد. مرکز تحقیق و توسعه نیز سعی کرده است تا بخشی از مارکت را به فعالان داخل کشور اختصاص دهد. اما این شرکت‌ها باید سعی کنند تا محصولات خود را رقابتی کنند. چرا که در صورت رفع تحریم‌ها این احتمال وجود دارد که مارکت خود را از دست دهند.

یکی دیگر از چالش‌های حوزه رادیویی وابستگی آن به تجهیزات است. در نقطه مقابل یک محصول هوش مصنوعی را در نظر بگیرید. این محصول بیشتر به نرم‌افزار وابسته است و هزینه تأمین قطعات چندانی ندارد. اما در حوزه رادیویی تأمین قطعات هزینه‌های بزرگی را به ما تحمیل می‌کند و شرکت برای اینکه بتواند محصولی رقابتی تولید نماید باید حاشیه سود کمی برای خود در نظر بگیرد.

برای پاسخ به این سوال بر حوزه تخصصی خودم تمرکز می‌کنم. در مورد نسل پنجم در باند زیر شش گیگاهرتز از جنبه رادیویی چالش چندانی نداریم. چرا که خیلی از تجهیزات آن را حتی با مشخصات فنی بهتر در صنعت نظامی پیاده‌سازی کرده‌اند. اما وقتی وارد باند میلی‌متری می‌شویم با یک جهش فناوری بزرگ مواجه می‌شویم. و استفاده از این باند به‌مرور بیشتر می‌شود. بازیگران بزرگ جهانی نیز در این باند مشغول تحقیق و توسعه هستند. اما برای ما شرایط بسیار دشوار است. چرا که صنعت درآمد کمی دارد و امکان هزینه کردن بر تحقیق و توسعه این باند که بسیار پر هزینه است را ندارد. همچنین تحریم‌های بیشتری هم در این باند وجود دارد. تمام این موارد دست به‌دست هم می‌دهند که چالش‌های جدی‌تری داشته ‌باشیم. این شرایط در نسل ششم نیز بدتر می‌شوند. البته ما باید این فناوری را رصد کنیم تا در زمان مناسب وارد آن شویم. ممکن است مانند فناوری نانو تکنولوژی که در جای مناسب وارد آن شدیم و امروز حرفی برای گفتن داریم، شرایطی وجود آید که بتوانیم در زمان مناسب وارد نسل ششم شویم. اکنون دانشگاه‌ها می‌توانند در رصد فناوری فعال ظاهر شوند. به نظرم یکی از کارهای دانشگاه همین است. مراکزی مثل مرکز تحقیق و توسعه می‌توانند با مشارکت دانشگاه‌ها این رصد فناوری را انجام دهند. برای مثال ممکن است بتوان از اطلاعاتی که در اجلاس‌هایی مانند اجلاس ITU یا نمایشگاه‌ها و کنفرانس‌ها به‌دست می‌آید استفاده ‌کرد. البته باید یک تبادل اطلاعات بین مرکز تحقیق و توسعه و دانشگاه‌ها برقرار باشد. در کل فکر می‌کنم الان زمان رصد فناوری است نه ورود به آن. شاید حتی بتوان به رویدادهای مشترک بین دانشگاه‌ها و مرکز تحقیق و توسعه فکر کرد که در آن‌ها به بررسی و رصد فناوری نسل ششم پرداخت.

باید همواره به این موضوع توجه داشته باشیم که در دانشگاه‌ها پتانسیل‌های بسیار خوبی وجود دارد. خوشبختانه تا به امروز حمایت‌های بسیار خوبی از جانب مرکز تحقیق و توسعه همراه اول وجود داشته است. این مرکز دقیقاً در جای مناسبی دست گذاشته و سعی کرده فاصله بین دانشگاه و صنعت را کاهش دهد. البته مشکلاتی نیز داشته است. اما این مشکلات از فرآیندها بوده نه از مرکز تحقیق و توسعه. به نظر می‌رسد که این اراده جهت بهبود فرآیندها در مرکز وجود دارد هرچند که اصلاحات این فرآیندها بسیار کند انجام‌ می‌شود. امیدوارم ارزیابی‌های کلان نیز از این مرکز خوب بوده باشد. اما در نهایت فکر می‌کنم مرکز تحقیق و توسعه همراه اول در آینده نقش بسیار اساسی در پیشرفت صنعت ICT در کشور ایفا کند.


[1] Technology readiness level

پیمایش به بالا